ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی ارغوان
درود بر شاعر محترم - آمیخت، از روانی مصراع( آن هم در مطلع غزل)بسیار کاسته است، در ضمن وزن این مصرا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صمد ذیفر
سلام - و عرض تسلیت به سید عزیز - عالی سرودید - روح استاد اقتداری عزیز شاد و با اولیاء الله    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و درود - - به سیاهی رفتن اصطلاحی است که در محاورات هم بکار می رود یعنی دچار ضعف شدن ( کس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود استادگرانقدر .. منظور سرگیجه ی سپیداری ست که حاصل از سیاهی رفتن چشم (تقابل سپیدی و سیاهی) اوست    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
با سلا م عرض ادب بسیار روان و زیباست بزرگوار - - اما پیام این مصرع را نگرفتم گنگ است عذر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



آواز ایران
🇮🇷🌼🇮🇷
 
به زیر پلک هایت می کشی نقش گلستان را
بهاری کرده ای با هرنفس خواب زمستان را
 
 
 
طراوت می چکد ازساحل پرشورچشمانت
به دور گردنت پیچیده شال سبز گیلان را
 
 
 
تمام رودهایت مثل رگهای روانی که
نوشته در کتاب زندگی تصمیم باران را
 
 
 
توئی آن مادر عاشق که با دلواپسی هایت
پرازمرغ مهاجر کرده ای آغوش تهران را
 
 
 
 
 
توداری قلبی ازجنس طلا در سینه ی  پاکت
بغل وا کرده ای مهمان کنی شاه خراسان را
 
 
 
 
 
صدای تیشه ات در بیستون ازعاشقی دم زد
به رقص آورده ای گلپونه های طاق بستان را
 
 
 
 
 
هنر می پروری  دردستهای شا عرت حتی
به ذوق آورده ای" تو" صاحبان سبک ودیوان را
 
 
 
اگرچه زیربم لرزیدومشتی خاک سهمش شد
به خون دل برایش می بری قالی کرمان را
 
 
 
بلا دورازتو و دامان پرمهری که ازلطفش
گرفته برسراین مردمان دروازه قرآن را
 
 
 
خلیج فارس میخوابدبه زیرسایه ات اما
مبادادرحریمش حس کندناخوانده مهمان را
 
 
 
بنان لحظه هایم خوش بخوان در عصردلتنگی
بخوان در گوش دنیا تا ابد آوازایران را...
 
 
 
                                 زهرامحمودی
کلمات کلیدی این مطلب :  گلستان ، وطن ، شال سبز ، خلیج فارس ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1396/7/26 در ساعت : 6:22:42   |  تعداد مشاهده این شعر :  2926


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

سیاوش پورافشار
1397/1/18 در ساعت : 4:45:32
بنام خدا
لازم است نکات زیر را خدمت شاعر گرامی عرض کنم:
در بیت اول مصرع دوم «خواب را بهاری کردن» یعنی چه؟ تنافر معنایی دارد.شاعر می تواند کلمه ای بیاورد که تغییر ماهیت زمستان را نشان دهد.
در بیت دوم مصرع دوم نقش فاعل معلوم نیست. یعنی چه چیزی شال را بر گردن می پیچد؟ اگر طراوت منظورتان است ، خیلی از مقصود دور شده است.
نکته ی مشترک در اغلب بیتهای شعر ، نبودن ترکیبات تازه یا کشف شاعرانه است. مثلا: «از عشق دم زدن تیشه در بیستون» چیز تازه ای نیست.
در بیت آخر تکرار کلمه ی «بخوان» حشو است.
با خسته نباشید خدمت شاعر محترم.
علی اصغر اقتداری
1398/5/21 در ساعت : 19:8:29
درود بر شاعر عزیز خانم محمودی.
قصیده گونه ای از شما خواندم که در توصیف وطن عزیزمان سروده اید. اما چند کلمه در باره ی آن:
به زیر پلک هایت می کشی نقش گلستان را... اگر منظورتان این است که نقش گلستان را در زیر پلک هایت می آوری یا ترسبم می کنی نیاز به «به» ندارد ؛ اگر هم منظورتان این است که گللستان را به زیر پلک هایت می کشاتی با آن که اغراق خوبی ست ولی از نطر معنا نمی تواند دل نشین باشد.
شال سبز گیلان باید باشد....
به دور گردنت پیچیده ای انگار گیلان را ..... شال سبز باعث شده نتوانید ازبیت به خوبی کار بکشید چرا که اگر پیچیده ای باشد که باید باشد، وزن مخدوش می شود البته فاعل پیچیده هم معلوم نیست . چه کسی شال سبز گیلان را به دور گردنت پیچیده ?
شاه خراسان مگر در کجاست که برای مهمان کردنش وطن بغل وا کرده باشد?خراسان جزیی از وطن ماست ودر قلب آن قرار دارد .مثل این است که بگوییم برای قلبم یا دستم یا سرم بغل وا کرده ام...
باید می گفتید بم لرزید .متاسفانه ‌ ــ چندین سال است بم لرزیده هنوز خرابی هاش به جا مانده! ــ
نمی دانم چطوری می شود دروازه قرآن را بر سر بگیری?!
و..ــ موفق باشید
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تاریخ ارسال شعر به سایت 25 مهرماه 1396 است!...واین در نوع خود نوعی طنز است.البته لبخندمعناداری اگر باشد نه نصیب استاد اقتداری ارجمند وعزیز که نصیب مسئول ستون نقد است که الّابختکی یکی از فیلهایش یاد هندوستان کرده ست!
ع.خوش عمل.ک
نام ارسال کننده :  فاطمه رحمانی     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
واقعا زیبا بود نفستان گرم
اله یار خادمیان
1396/7/26 در ساعت : 16:42:16
درود درود درود هزاران درود
زهرا محمودی
1396/7/28 در ساعت : 8:12:21
ممنون از نگاهتون
صمد ذیفر
1396/7/29 در ساعت : 2:41:33
سلام
درودتان شاعره بانو محمودی عزیز
زیباست
قلم تان همواره توانا و نویسا
ان شاءالله
زهرا محمودی
1396/8/2 در ساعت : 9:31:43
ممنون از توجهتون بزرگوار
سید محمدرضا لاهیجی
1396/8/25 در ساعت : 4:23:5
بنام خدا

سلام و درود
شاعر گرانقدر

باعث خرسندی وموجب مسرت است
شما را در کنار خود داشته باشیم تا از
حضور سبز وگنجور دانش شما بهمرمند شویم

https://t.me/joinchat/AyuSrFJhPNq5jvMyBI0xHg
زهرا محمودی
1396/9/15 در ساعت : 7:12:15
سپاس از حضور شما
بازدید امروز : 23,978 | بازدید دیروز : 26,973 | بازدید کل : 125,734,591
logo-samandehi