ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابوالحسن درویشی مزنگی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - با آوردن توضیح زیر شعر موافق نیستم - به مخاطب احترام بگذارید تا خودش محل منازعه و چالش    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - اینکه فقط شاعر یک بیت شعر تولید کند در حقیقت مرتکب تک بیت گویی نشده است -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر ارجمند جناب سلیمانپور - ای کاش می شد - در بیت ششم - ای دل - حذف و بجای ان عب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
پیــــر ما فـــرمــود در بین غــــذاهـای لذیذ - قرمه سیزی گرچه محبوب است دیزی بهتر است ... - با    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سعید سلیمانپور ارومی
درود - وزن مصرع خانم فرمانی درست است و اشکالی ندارد. مصرع را احتمالا به این شکل خوانده اید: -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سعید سلیمانپور ارومی
درودها بر جناب خادمیان عزیز - ممنون از اینکه خواندید و نظر دادید. - خیلی متوجه انتقادتان نشدم.   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما جناب ارومی عزیز و بزرگوار - - فر موده اید - بیا ببین که از این    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما بسیار روان است - اما در بیت پنجم مصرع اول - نشان از درد سینه سرخی آواره    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
با سلام عرض ادب - یک بیت مانده به پایان در مصرع اول - وزن کم دارد اصلاح فر مایید شاید    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



گم شوید ای عاشقان در نا کجا آباد ها
 
خوش بحالش هر که تنها با پرستو می چمد
می شود حالی به حالی تا پرستو می چمد
 
می خرامد مثل آهو بی خیال از هر چه هست
خواب می بیند که بی لالا پرستو می چمد
 
مثل برسیسای عابد باش و از ترسا نترس
بالاخص وقتی که بی پروا پرستو می چمد
 
فرض کن الان خدا سرگرم کاری دیگر است
تا قیامت از همین حالا پرستو می چمد
 
ناگزیری از گریز از خویشتن پیرانه سر
تا ببینی حول و حوشت را پرستو می چمد
 
گل اگر چون غنچه در خود شد فرو، باکیش نیست
غنچه را چون گل ببیند وا، پرستو می چمد
 
پر تلاطم تر بکوبد پا، برقصد موج، تا
در کنار ساحل دریا، پرستو می چمد
 
در شگفتم زاهدانِ بی ریای حُقّه باز
{{مَنِّ}} شان تا می شود {{سَلوی}} پرستو می چمد
 
سر در آورد از جنون تا دید مجنون هر زمان
می شود دلواپسش لیلا، پرستو می چمد
 
قافیه را تا نبازد مفت، وامق را بگو
عشوه می ریزد اگر عذرا، پرستو می چمد
 
آی ای شُل بند شلوارانِ بی پروای هیز
تا که نشناسید سر از پا، پرستو می چمد
 
مطمئن باشید در کوی شما، مانند کبک
نوش جان کردید اگر حلوا، پرستو می چمد
 
تا که در قوس سعودت دید، می بالی به خویش
ناگهان در لیلة الاسري پرستو می چمد
 
بگسلی تا از خودت، یکباره بی چون و چرا
تا تو را سازد به خود شیدا، پرستو می چمد
 
گم شوید ای عاشقان در ناکجا آبادها
هر کجا پیدا و نا پیدا، پرستو می چمد
کلمات کلیدی این مطلب :  پرستو ، وامق ، عذرا ، مجنون ، لیلا ، لیلة الأسریٰ ، برسیسای عابد ،

موضوعات :  اجتماعی ، طنز ، سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1398/3/17 در ساعت : 11:55:43   |  تعداد مشاهده این شعر :  470


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 35,431 | بازدید دیروز : 36,576 | بازدید کل : 122,982,115
logo-samandehi