ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر حضرت استاد - غزل شورانگیز متفاونی است از شما با درونمایه ای از سبک هندی....دستمریزاد. -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
پس آن شاعری که آنچه دیگران نمی بینند می بیند کجاست پس رسالت شاعر را کدام پیامبر و در کدام پیامرسان ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابوالحسن درویشی مزنگی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - با آوردن توضیح زیر شعر موافق نیستم - به مخاطب احترام بگذارید تا خودش محل منازعه و چالش    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - اینکه فقط شاعر یک بیت شعر تولید کند در حقیقت مرتکب تک بیت گویی نشده است -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر ارجمند جناب سلیمانپور - ای کاش می شد - در بیت ششم - ای دل - حذف و بجای ان عب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
پیــــر ما فـــرمــود در بین غــــذاهـای لذیذ - قرمه سیزی گرچه محبوب است دیزی بهتر است ... - با    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سعید سلیمانپور ارومی
درود - وزن مصرع خانم فرمانی درست است و اشکالی ندارد. مصرع را احتمالا به این شکل خوانده اید: -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سعید سلیمانپور ارومی
درودها بر جناب خادمیان عزیز - ممنون از اینکه خواندید و نظر دادید. - خیلی متوجه انتقادتان نشدم.   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



فرصت برای حرف ها تنگ است
آواره بیرون می روم با سایه ای تنها
شاید تو آنجایی  میان ِ شهر آدم ها


 
در آن طرف شهریست  با جغرافیای بیست
آنجا به غیر از عشق بی شک ماجرایی  نیست

 

من این طرف در مرکز ِ یک شهر خاموشم
پس کوچه ها یش را در این دفتر نمی پوشم



ها میکنم دستان سردم را که خشکیده ست
انگار قندیل از نگاه ِ شهر   باریده ست



  هر جمعه ی معمولی و تعطیل  کمرنگ است
در ندبه ها  فرصت برای  حرف ها  تنگ است



حالا  دعاها ی زمین  عصیان ِ تکرار است
  طرز نگاه ِ آدمک ها  گنگ و آوارَ است



در کوچه ها مانده ست  ردی از نگاهی خیس
          شاید  خیابان می رود سمت ِ گناهی خیس

          

فرم مداد قرمزم خاکستری رنگ است
         یک روزنامه  داد زد هر روزمان جنگ است



هر روز  می گردم پی ِ  شهری که آنجایی
            شهری که نان میداد  در سرمشق ، بابایی

 

شهری که دارا یش انار سرخ را می کاشت
تصمیم ِ  کبری  زیر باران ، گفتنی  ها داشت
اکرم بهرامچی
کلمات کلیدی این مطلب :  ندبه ، جمعه ، آواره ، جغرافیا ، عشق ، نگاهی خیس ، اکرم بهرامچی ،


   تاریخ ارسال  :   1398/4/27 در ساعت : 8:5:31   |  تعداد مشاهده این شعر :  505


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

حنظله ربانی
1398/4/27 در ساعت : 11:37:24
به به
عالی
اکرم بهرامچی
1398/12/18 در ساعت : 9:14:40
سلام استاد عزیز
بی شک عنایت از شماست ممنون
محمد محمدی
1398/5/23 در ساعت : 3:51:32
شاعر گرامی، اشعار شما به عنوان اشعار برگزیده، شایسته ی انتشار در کتاب منتخب گردش مستانه است. لطفاً یک اثر از خود را به همراه شرایط و قوانین موجود در کانال تلگرام انتشارات ارسال کنید. بعد از چاپ کتاب منتخب جمعی از شاعران، ده جلد به شما تقدیم می گردد.

انتشارات متخصصان، از فعال ترین ناشرین خراسان رضوی.

کانال: @nashr_book
آیدی تلگرام: pobmo@
اکرم بهرامچی
1398/12/18 در ساعت : 9:14:3
سلام
ممنون آقای محمدی شما محبت دارین
بازدید امروز : 8,615 | بازدید دیروز : 26,147 | بازدید کل : 123,141,746
logo-samandehi