ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام بر دوستان - تقطیع، همان تلفظی است که در هنگام خواندن شعر اتفاق می افتد : - حس/ سس/ سِ / تی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر جناب حاج محمدی - بله حقیر بعد از ویرایش شعر مطلب را نوشتم که نمی باید می نوشتم - الب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست جناب نژاد هاشمی عزیز و ارجمند - در این مصرع:[[گُل ِ زیبای بادام های کوهی داشت چشمان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عمو صادق عزیز و ارجمند سلام - همانگونه که ملاحظه می فرمائید شاعر محترم جناب صالحی عزیز وجود اشکال    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر استاد حاج محمدی - مواردی که فرمودید حقیر اشکال وزنی نمی بینم - وزن شعر هست - مفع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام حضرت دوست - بله حق با جنابعالی است و همانطور که عرض کردم این غزل شتابزده به اشتراک گذاشته ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
حضرت دوست جناب صالحی عزیز و ارجمند. سلام علیکم. - طاعات و عباداتتان قبول درگاه حضرت حق. - از حضر   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ترانه -من
من

يه جا از من جدا بود زنده بودن ،
يه جا برزخ به من نزديك مي شد
يه روزايي به اين جمجمه ي پوچ ،
با دستايِ خودم شليك مي شد

يه روزايي كه روز از هوش مي رفت ،
كه هر جا رفته بودم شب شرو(ع) شد
توو اين خونابه هايِ ضربه خوردن ،
چه قد با زندگي مرگ روبرو شد

چه روزايي نه اندازه ي من درد ،
توو سلولِ تنِ من حل مي شد
جنيني خودزنِ گيجِ معلق ،
درونِ من مثلِ بمب حمل مي شد

يه جايي مُشت مي خورد استخونم ،
يه جا بند از وجودم پاره مي شد
يه بالغ گشته ی هيچ گاهي در من ،
مثِ نوزادِ توو گهواره مي شد

يه جا جا مونده بودم از خودم سخت ،
بلوغي از تنم رو جهل مي بُرد
يه قحطي ديده ي گندم از اين شهر،
به جايِ شعرش از جبر نون مي خورد!

يه روزايي يكي در من تلف شد ،
من از من دور و درد نزديك تر بود
كه زيرِ پوستِ من در مسلخِ من ،
يكي قدِ خودم شكنجه گر بود

چه قد در من تمومِ زندگي مُرد ،
وقتي يه ريشه از درد با تنم بود
يه لشكرِ مسلح از يه وحشت ،
چه قد آماده ي آزردنم بود

چه قد كُشتم درونم رو كه در من ،
ترس يه مادر از سقطِ جنين بود
زيرِ پيراهنِ سرخ از نبردم ،
حراجِ خونِ من توو آستين بود....
کلمات کلیدی این مطلب :  بلوغي ،

موضوعات :  ترانه ،

   تاریخ ارسال  :   1398/5/12 در ساعت : 6:42:22   |  تعداد مشاهده این شعر :  323


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 17,224 | بازدید دیروز : 28,074 | بازدید کل : 131,119,355
logo-samandehi