ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



یاامام‌رضا"ع"
سلطان‌دین‌که‌بر‌همه‌عالم‌امیر‌بود
در‌چشم‌او‌حکومت‌مامون‌حقیر‌بود

او‌را‌چه‌کار‌بود‌‌به‌القاب‌‌‌ظاهری
او‌وارث‌ولایت‌عهد‌غدیر‌بود

اما‌اگر‌نداشت‌به‌اتمام‌حجتش‌
چندی‌به‌حکم‌حکمت‌حق‌ناگزیر‌بود

رنج‌سفر،‌پذیرش‌دعوت‌،سلام‌عام
لطف‌امام‌،بارقه‌ای‌بی‌نظیر‌بود

ایران‌‌شیعه‌-دشت‌خراسان‌عشق‌را-
با‌چشمه‌سار‌نور‌حضورش‌،بشیربود

قربان‌مقدمش‌که‌یخ‌شیعه‌آب‌شد
گرمای‌آفتاب‌در‌آن‌زمهریر‌بود

آب‌حیات‌چیست‌،نگاه‌کرامتش
دریای‌نور‌درظلمات‌کویر‌بود

اوحامل‌امانت‌راز‌ولایت‌است
او‌حجت‌خداست‌که‌امرش‌خطیر‌بود

حاجت‌به‌شرح‌نیست‌که‌‌هنگام‌واقعه
اونیز‌همچنان،‌پدرانش‌دلیر‌بود

مهمانی‌از‌کجا؟که‌به‌میدان‌بر‌اوزدند
زهری‌که‌جان‌‌شکار‌تر‌از‌تیغ‌وتیر‌بود

آری‌امام‌شیعه‌به‌هر‌عصر‌چون‌علی"‌ع"
تا‌پای‌جان‌علیه‌ستم‌جبهه‌گیر‌بود...

ای‌دل‌به‌هوش‌باش‌که‌این‌مشهد‌الرضاست
این‌بارنیز‌راه‌سفر‌دور‌ودیر‌بود

هرباردر‌هوای‌حرم‌بال‌وپرزدم
رویم‌سیاه‌‌بود‌و‌دلم‌سر‌به‌زیر‌بود

بستم‌دخیل‌پنجره‌فولاد‌را‌به‌اشک
اشکی‌که‌‌‌بین‌‌نذر‌ونیازم‌اسیر‌بود

دیدم‌گرفت‌دست‌مرا‌هم‌به‌یک‌سلام
مولا‌که‌دستگیرضعیف‌وفقیر‌بود...

ای‌خوش‌به‌حال‌اهل‌حرم،کاشکی‌دلم
هرصبح‌وشام‌رهگذر‌از‌این‌مسیر‌بود

محمدیزدانی‌جندقی‌.
کلمات کلیدی این مطلب :  امام ، حضرت ، رضا ، شهادت ، مشهد ، زیارت ، عشق ، ،

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1398/8/7 در ساعت : 5:24:57   |  تعداد مشاهده این شعر :  322


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 9,837 | بازدید دیروز : 27,682 | بازدید کل : 127,377,886
logo-samandehi