ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



جارچی
جارچی!جار بزن عیب مرا در میان همه،رسوایم کن مگذار از دم خود،دود شوم در میان همه،معنایم کن بگو این شخص،که رسوای شماست عیب پوش همه ی دنیا بود چون گنه پوش شما مردم،بود گنهش،پیش همه پیدا بود پس بگو در همه ی زندگی اش هیچ کار و عمل نیک،نداشت غیر رسوایی و عیب اندوزی دانه ی خیر،در این خاک،نکاشت جارچی!جار بزن در همه جا لوح رسوایی ما را رو کن هر کجا رفتی و هرجا بودی سجده،بر این هنر نیکو کن جارچی!جار بزن تا مردم سره از ناسره را بشناسند تا چو من،در طلب رسوایی خویشتن را نکشانند،به بند جارچی!شرم نکن،جار بزن عیب این کار تو نیک است و ثواب چون که نان تو در این پرده دریست بهر رسوایی مردم،بشتاب جارچی!جار بزن در همه خلق تا در این شهر،مرا سنگ،زنند با صدای دهل پرده درت سنگها بر من دلتنگ،زنند جارچی!عیب من این بود،که من نیکنامی تو را می جستم عیبم این بود،بدیهایت را من به خود،از دل و جان،می بستم کاروان!ناله مکن،شکوه مکن کار این پرده دران،پرده دریست او که من را بد دنیا کرده شاید از عیب و گنه،پاک و بری است
کلمات کلیدی این مطلب :  جارچی ، بزن ، عیب ، مرا ، پیش ، چشم ، دم ، خود ، دود ، شوم ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1398/8/19 در ساعت : 9:34:33   |  تعداد مشاهده این شعر :  247


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 21,502 | بازدید دیروز : 30,027 | بازدید کل : 128,846,910
logo-samandehi