ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی ارغوان
درود بر شاعر محترم - آمیخت، از روانی مصراع( آن هم در مطلع غزل)بسیار کاسته است، در ضمن وزن این مصرا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صمد ذیفر
سلام - و عرض تسلیت به سید عزیز - عالی سرودید - روح استاد اقتداری عزیز شاد و با اولیاء الله    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و درود - - به سیاهی رفتن اصطلاحی است که در محاورات هم بکار می رود یعنی دچار ضعف شدن ( کس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود استادگرانقدر .. منظور سرگیجه ی سپیداری ست که حاصل از سیاهی رفتن چشم (تقابل سپیدی و سیاهی) اوست    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
با سلا م عرض ادب بسیار روان و زیباست بزرگوار - - اما پیام این مصرع را نگرفتم گنگ است عذر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



بهانه
ابر سیاه ونم نم باران بهانه بود / رنگِ چراغ و بوق و خیابان بهانه بود * کلی خبر نوشته ،بخر روزنامه را ! / این التماس و عجز فراوان بهانه بود * مرغ خیال پر زد از آن دستهای خیس / در خاطرات کهنه ی پنهان بهانه بود * پشتِ بخار ِ پنجره ی سرد لحظه ها / نقشی به روی شیشه‌ی لغزان بهانه بود * دستی به روی شانه ی افتاده ی پدر / رنجور و خسته ، زار وپریشان بهانه بود * دردی که میدوید درآن چهره بی صدا / چتری که بست و شانه ی لرزان بهانه بود * قلبی که پابه پای قدم ضرب می گرفت / زیرِ نگاه تند و گریزان بهانه بود * بغضِ گران گرفته گریبان حرف را / تنها سلامِ گوشه ی ایوان بهانه بود * بخت مرا به تاجر مکاره می فروخت / سرمای فقر و سفره بی نان بهانه بود * مشقِ اسارتی که شد از آخرین سکوت / فریاد و استغاثه ی باران بهانه بود * عنوانِ برترِ خبر و روزنامه من / سرفصل آشنای "خراسان" بهانه بود * #نرگس_درکی

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1398/9/25 در ساعت : 11:19:5   |  تعداد مشاهده این شعر :  177


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 13,571 | بازدید دیروز : 32,000 | بازدید کل : 125,660,207
logo-samandehi