ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



بنزین
شب جمعه‌ای کله‌رو بار گذاشتم
هم دیگ و هم دیگچه‌رو کار گذاشتم
بَه چه شبی، عید بود و بی‌اختلاف
دو کفترِ عاشق و زیرِ لحاف
نصفه شبی پیام اومد «گرون شد»
لحافِ خیس، اوضاعِ ترترون شد
برجکمون تو تیررس یه پهباد
وضع قاراشمیش شده جمع کن آرواد
بنزین یهو شد سه تومن، مگه میشه
چه کاریه، بی‌فکر و بی‌اندیشه
***
«فری» میگه منم خبر نداشتم
مثل شما کله‌رو بار می‌ذاشتم
صبح که رسید منم خبردار شدم
یه چُرت زدم، دوباره بیدار شدم

***
فری جونم چِ..ر..ت نگو جون داییه
جواب تو یه لنگه دمپاییه
مگه میشه خبر نداشته باشی
گیر آوردی ماهارو گیج و ناشی
گفته بودی محمود گدا پرورِ
کار خودت از کار اون بدترِ
با کار تو مردم گداتر شدن
سفره‌هامون خالی، چشا تَر شدن
محمود چهل داد و چهارصد گرفت
تو هم شدی هم رده‌ی اون خ..ر..ف..ت
فری جونم حرف نزنی بهترِ
صدای تو به گوش ما ع..ر..ع..رِ
گفته بودم، نگو نگفته بیدی
هزار و چهارصد نرسیده ر..ی..د..ی 
آذرماه 98
کلمات کلیدی این مطلب :  بنزین، گرانی، فریدون، محمود ،

موضوعات :  اجتماعی ، طنز ،

   تاریخ ارسال  :   1398/9/26 در ساعت : 22:47:31   |  تعداد مشاهده این شعر :  321


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 1,456 | بازدید دیروز : 38,555 | بازدید کل : 127,312,355
logo-samandehi