ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بر اساتید گرانقدر.... - شعر زیبای استاد و نظرات خوب اساتید را خواندم. تنها چیزی که به نظرم آ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با سلام و درود. - بر خلاف دیدگاه سرکار خانم بهرامچی بر این باورم که شاعرانگی در بیت بیت این غزل که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - گرچه حقیر به استقلال بیت در غزل اعتقاد دارم و کلا چالش ایجاد کردن در خصوص عدم تناسب د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهسا مولائی پناه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
درود - متنی ساده بود تا شعر - هم از نظر ساختار و هم از نظر محتوا - دور از شعر بود - اشعار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد یزدانی جندقی
سلام محمد علی رضا پور عزیز شاعر گرانقدر . - حقیر را به خوانش اشعارتان فرا خوانده اید ؛ از حسن اعتم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و درود بر استاد گرانقدرم جناب خادمیان عزیز! - - استادبزرگوار! فرموده تان درست است و حقیر ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صدرالدین انصاری زاده
فرد اعلی نباشیم! - """""""""""""""""""""" - نمی دانم در ادبیات این کشور چه می گذرد. بهتر بگویم:   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود میلاد مسعود امام زمان بر شما مبارک باد - - جناب رضا پور عزیز بیت ششم مصرع اول   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و عرض ادب - از استاد صفادل همیشه اشعار خوب خوانده ام و این بار نیز ، ضمن احترام به نظر سرکار   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ندارد پیش تو دیگر حنایم رنگ، می دانم
دلت هرگز نخواهد شد، برایم تنگ می دانم// ولی یک روز خواهد خورد، سرت بر سنگ می دانم//// تو با افسون چشمانت به فکر کشتنم هستی// اگرچه نیست مردن هم به پایت ننگ می دانم//// ببین من هم غزل دارم، هدف قلب تو خواهد بود// ندارد هیچ پیروزی، ولی این جنگ می دانم //// تو دستت را تکان دادی، خیالم صلح می خواهی// امان از حال چشمانت، من از نیرنگ می دانم!//// غزل بود و نگاه تو، و جنگی در خیال من// نبود اعلان آتش بس در آن آهنگ می دانم//// برو زخمی رهايم کن، برای گفتگو دیراست// ندارد پیش تو دیگر حنایم رنگ می دانم//// غنیمت می شود دیگر برای یوسف دربند// درون چاه تنهایی صدای زنگ می دانم////
کلمات کلیدی این مطلب :  مدادی ، غزل ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1398/11/19 در ساعت : 5:19:11   |  تعداد مشاهده این شعر :  240


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

اله یار خادمیان
1398/11/19 در ساعت : 18:9:45
سلام و درود بر شما با عرض معذرت مصرع دوم بیت مطلع وزن اضافه دارد



اینگونه درست می شود
ولی روزی سر تو می خورد بر سنگ می دانم
بازدید امروز : 3,107 | بازدید دیروز : 649 | بازدید کل : 121,468,310
logo-samandehi