ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام و عرض ادب استاد گرامی - نظر شما هم درسته اما با سروده ی استاد صالحی فرقی نداره غزلشون خیلی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام مجدد - اگر می خواستید نحو را رعایت کرده باشید، بهتر بود می فرمودید: - و عمری صرف‌ِ‌کسبِ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ای نامِ تو مشهور تر از خاک به افلاک

به مناسبت 22 بهمن 1398 چهلم سردار شهید سپهبد قاسم سلیمانی

 

ای رَندِ ابَر مَرد به میدانِ شهادت [1] 

وی پیرِ سلحشورِ بپا کرده قیامت

ای بنده ی پاکیزه ی درگاه الهی 

وی برده دلم، کوکبِ رَخشانِ هدایت 

در چله ی تو چله نشینان بلاییم 

غم پُر شده در سینه، نه پیداست نهایت

دارم خبر از قدرت جانت که سرودم 

نابود کند جان تو آن دیوِ جنایت

از دوش تو افتاد اگر رایت خورشید

بر دوش نهادند سوارانِ ولایت

آنان که به مرگِ تو کمر راست نمودند 

برپا بنمودند چه غوغای بلاهت! 

پایان تو را جشن گرفتند و ندانند

مرگ تو به نابودی شان باد بدایت 

در عالم جان هستی و این نکته بدانم

دشمن ز میان برده، کنی یار حمایت 

دانم که به مهرانه ی مهر تو شود پاک

از دامن سیاره، ستم، ظلم و شقاوت 

ای نامِ تو مشهور تر از خاک به افلاک

بر ما بنگر با نظر لطف و عنایت

هر چند که این قافیه ی شعر نباشد

در عالم جان هستی و جانم به فدایت 

طارق خراسانی

[1]. رَند : اگر چه رَند را به غلط رِند تلفظ می کنند در ادبیات ما دو معنا دارد که در تضاد یکدیگرند، ولی معنای  عارفانه رَند مجردان، صافان، و بی علاقگان است. 

هوشمند، بصیر،. زیرک آنکه با تیز بینی و ذکاوت خاص حق از باطل را تمیز دهد. 

انسان هایی که به اوج کمال رسیده باشند. 

بر در میکده رندان قلندر باشند

که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی

حضرت حافظ

بخشنده و قدرتمند و مهربان، خود را ندیدن و دیگران را دیدن، ضد خودبارگی، دیگر خواه بودن. 

استاد به من رَنده ای و چوبی داد

رَندی به جهان، ز رَنده ای دادم یاد

آن رَنده چو پوشال بر آورد ز چوب

در خویش نبُرد و جمله در پیش نهاد 

طارق خراسانی

کلمات کلیدی این مطلب :  چهلم ، شهید قاسم سلیمانی ، طارق خراسانی ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1398/11/21 در ساعت : 19:43:39   |  تعداد مشاهده این شعر :  167


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 39,015 | بازدید دیروز : 50,960 | بازدید کل : 124,622,606
logo-samandehi