ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام و عرض ادب استاد گرامی - نظر شما هم درسته اما با سروده ی استاد صالحی فرقی نداره غزلشون خیلی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام مجدد - اگر می خواستید نحو را رعایت کرده باشید، بهتر بود می فرمودید: - و عمری صرف‌ِ‌کسبِ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



لولویِ زلزله‌ٔ نبودن مادر


هنوز دارد به دیشب فکر می‌کند

هنوز دارد تنِ دخترِ داستانش

مِثلِ بید می‌لرزد 

هنوز دارد گَرد و خاکِ آوارِ پس‌لرزه‌ها را

می‌تکاند از دست و پاهایش 

هنوز دارد با چشمانِ آستیگماتِ حروف

به زبانِ اشارهٔ پسرِ ساکتِ قصه‌اش اعتماد 

ـ واردِ تنگنایِ اتاقِ اتفاق می‌شود

هنوز دارد با ‌لحنِ لام تا کامِ کلمه

نگاه می‌کند به احتمالِ فضایِ خاکستریِ نوشته‌اش 


هنوز نمی‌دانم!

کُجایِ شایدناکُجا

ادامهٔ ماجرا را جاگذاشته

در اتاق یا اطاق؟

ـ خودم را از کنارِ درِ کاغذیِ داستانش کنار،

با تشر، بی خبر

می‌کِشم گوشِ کودکِ درونِ کنجکاوم را 

وَ با لحنی‌اخمی به او می‌گویم:

فضولی بس است 

وَ ناگهان...

وَ ناگهان...

وَ ناگهان...

از خواب بیدار
وَ تازه می‌فهمم بی اجازه از اراده

عکسِ سیاه و سفیدِ این داستان را

در قابِ خوابِ دیشب دیده‌ام!


آه!

من از لُولُویِ زلزلهٔ نبودنت مادر

چقدر تکیده 

چه بسیار

با بغضِ ماسیده بر گلو ترسیده‌ام!

 


سیدمحمدرضالاهیجی

کلمات کلیدی این مطلب :  مادر ، عشق ، شهید محبت ، یتیمی ، خواب ، سیدمحمدرضالاهیجی ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1398/11/26 در ساعت : 23:20:16   |  تعداد مشاهده این شعر :  201


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 13,285 | بازدید دیروز : 44,371 | بازدید کل : 124,494,307
logo-samandehi