ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



«انتظار آفتاب»
«انتظار آفتاب»   
 
كابوس مي وزد به شب انتظار من 
از بس كه دير آمده آيينه دار من! 
 
حتماً شنيده اي كه در اين روزهاي سخت 
ديگر نمانده هيچ كسي در كنار من!؟ 
 
ديريست ناتني شده اند اين برادران 
يعني پر از شغاد شده رهگذار من! 
 
حتماً خبر رسيده كه در باشتين، هنوز 
بالاي دار مانده سر سربدار من 
 
دردي مضاعف است كه با اين عطش، كسي 
آبي نمي زند به دل بي قرار من، 
 
بيش از هزار بار به او قول داده ام، 
خوابش نبرده كودك شب زنده دار من 
 
تنها به چشم هاي تو اميد بسته ام 
از من دريغ مي كني آن را بهار من! 
 
هر لحظه فكر مي كنم اين جا نشسته اي 
بند آمده ست گريه ي بي اختيار من 
 
ديدم، به خواب، آمده اي آفتاب وار 
پايان گرفته است شب انتظار من 
 
ديدم رسيده اي، غزلي تازه  گفته ام 
گل داده است ديده ي امّيدوار من 
 
تلخ است بيستون غزل هاي من، بيا 
شيرين شود دوباره مگر روزگار من!
کلمات کلیدی این مطلب :  انتظار ، آفتاب ، باشتین ، شغاد ، سربدار ، شیرین ، بیستون ،

موضوعات :  اجتماعی ، آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1399/1/22 در ساعت : 22:19:3   |  تعداد مشاهده این شعر :  288


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

مهسا مولائی پناه
1399/3/6 در ساعت : 2:21:48
درود و عرض ادب
عالی سرودید استاد
مانا باشید به مهر ایزد منان
بازدید امروز : 14,831 | بازدید دیروز : 38,555 | بازدید کل : 127,325,730
logo-samandehi