ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی ارغوان
درود بر شاعر محترم - آمیخت، از روانی مصراع( آن هم در مطلع غزل)بسیار کاسته است، در ضمن وزن این مصرا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صمد ذیفر
سلام - و عرض تسلیت به سید عزیز - عالی سرودید - روح استاد اقتداری عزیز شاد و با اولیاء الله    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و درود - - به سیاهی رفتن اصطلاحی است که در محاورات هم بکار می رود یعنی دچار ضعف شدن ( کس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود استادگرانقدر .. منظور سرگیجه ی سپیداری ست که حاصل از سیاهی رفتن چشم (تقابل سپیدی و سیاهی) اوست    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
با سلا م عرض ادب بسیار روان و زیباست بزرگوار - - اما پیام این مصرع را نگرفتم گنگ است عذر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



به نام خدا
به نام خداوند شاه و گدا خداوند دزد و پلیس و دغا خداوند منبرنشینان دزد خداوند این شغل پر اجر و مزد خداوند هر حاجی اهل حال خداوند این مار خوش خط و خال خداوند پیشانی پینه دار خداوند هر ریش آیینه دار خداوند یک امت روضه دار خداوند مداح خوش کسب و کار خدای سگان در کاخ دین خداوند شاهان دین مبین به نام خدای اصالت طلب خداوند خلق پر اصل و نسب خدای یلان و خداوند مرد خداوند نامرد بی رنج و درد خداوند کورش،خداوند گیو خداوند ضحاک و اکوان دیو خداوند جمشید و زال و نیام فریدون و کاوه،خدای قیام خدای شهیدان گلگون شده خدای یلان دلخون شده خداوند بالانشین دعا همان شیخ خوش پوش پر ادعا همان کس که در قاب عکس شهید برای خودش جا و ماوا گزید خداوند ملانمایان شاه خداوند آیین پر اشک و آه خداوند زاغ و خدای پنیر خداوند روباه مکار پیر در این ده همه بنده ی آدمیم دم از بندگی خدا میزنیم به نام خدا بر هزاران لب است ولیکن خدامان زر و مرکب است در اینجا زر و ریش و پست و مقام خداوند خلقند هر روز و شام هر آنجا که آدم خدایی کند خداوند باید گدایی کند خدایا منه آدمی را به خود مران کاروان را ز درگاه خود
کلمات کلیدی این مطلب :  به ، نام ، خداوند ، دغا ، پلیس ، آدم ، خدایی ، گدایی ، ضحاک ، روباه ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1399/2/13 در ساعت : 1:10:45   |  تعداد مشاهده این شعر :  162


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 6,436 | بازدید دیروز : 37,004 | بازدید کل : 125,690,076
logo-samandehi