ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عزیز بزرگوار جناب رضاپور گرامی! تعریف جدیدی از ترنج صورت نپذیرفته است. این که بگوئیم ترنج قالبی است    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
سلام و درود بر حضرت دوست جناب رضا پور عزیز - @@@@@@@ - می دانم که تلاش دارید جناب حیدری فخر را ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : م. رضاپور
بسم الله الرحمن الرحیم - سلام و درود به همه ی عزیزان بویژه حضرت دوست، - جناب استاد حاجی محمدی ع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد عزیز - پیشنهادتون خوب بود - اینطور اصلاح میکنم - جز این همه کار و بار میخواهم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - در رباعی دوم - مصراع یک خودر و و یک خانه و ویلای شمال - رها شده است لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



گِرِه
طبع من را زد به شعرِ تر مطنطن تر گره/ عشق زد  دل را به غم از بس که متقن تر گره// می شوم حالی به حالی من، به بوی زلفِ تو/ می خورد هر آن مشامم چون مبرهن تر گره// مزّه کرده ست آبداری را لبم زد تا که ناب/ بوسه بر لب های مستت پُر شکفتن تر گره// افکند وقتی که گیسوی سیاهش را به روی/ می زند شب را به روز انگار روشن تر گره// 《آه مظلومان چه سازد با تو ای بیدادگر》/ تیر مژگانت به دلها خورده جوشن تر گره// با دلی خونین که من در سینه دارم خورده است/ _بی خبر هستی_ نگاهت خنجر اوژن تر گره// می خورد با عشوه هایت بس که دلچسبند و ناب/ شعرزارِ طبع من با عشق، سوسن تر گره// جز وصالت شک ندارم من نخواهد خورد هیچ/ با نشاطِ جانِ عشّاق تو گلشن تر گره// من که رامم، رامِ رامت می زنی رندانه پس/ از چه پیمان و وفا را هر چه توسَن تر گره؟// می زند _ شک در دلم راهی ندارد_ هیچ هیچ/ بند بندم را به عشقت بوسه، پُر فن تر گره//
کلمات کلیدی این مطلب :  گره ، مطنطن ، خنجر اوژن ، توسن ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1399/4/3 در ساعت : 11:9:51   |  تعداد مشاهده این شعر :  256


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

ابراهیم حاج محمدی
1399/4/3 در ساعت : 11:12:13
طبع من را زد به شعرِ تر مطنطن تر گره
عشق زد  دل را به غم از بس که متقن تر گره

می شوم حالی به حالی من، به بوی زلفِ تو
می خورد هر آن مشامم چون مبرهن تر گره

مزّه کرده ست آبداری را لبم زد تا که ناب
بوسه بر لب های مستت پُر شکفتن تر گره

افکند وقتی که گیسوی سیاهش را به روی
می زند شب را به روز انگار روشن تر گره

《آه مظلومان چه سازد با تو ای بیدادگر》
تیر مژگانت به دلها خورده جوشن تر گره

با دلی خونین که من در سینه دارم خورده است
_بی خبر هستی_ نگاهت خنجر اوژن تر گره

می خورد با عشوه هایت بس که دلچسبند و ناب
شعرزارِ طبع من با عشق، سوسن تر گره

جز وصالت شک ندارم من نخواهد خورد هیچ
با نشاطِ جانِ عشّاق تو گلشن تر گره

من که رامم، رامِ رامت می زنی رندانه پس
از چه پیمان و وفا را هر چه توسَن تر گره؟

می زند _ شک در دلم راهی ندارد_ هیچ هیچ
بند بندم را به عشقت بوسه، پُر فن تر گره
رضا محمدصالحی
1399/4/3 در ساعت : 23:52:46
با همه زیبایی مضمون ، انتخاب قافیه ای که نتافر آوایی داره و ردیف ، شعر رو ثقیل کرده
بازدید امروز : 18,888 | بازدید دیروز : 21,903 | بازدید کل : 130,362,007
logo-samandehi