ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر حضرت استاد - غزل شورانگیز متفاونی است از شما با درونمایه ای از سبک هندی....دستمریزاد. -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
پس آن شاعری که آنچه دیگران نمی بینند می بیند کجاست پس رسالت شاعر را کدام پیامبر و در کدام پیامرسان ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابوالحسن درویشی مزنگی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - با آوردن توضیح زیر شعر موافق نیستم - به مخاطب احترام بگذارید تا خودش محل منازعه و چالش    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - اینکه فقط شاعر یک بیت شعر تولید کند در حقیقت مرتکب تک بیت گویی نشده است -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر ارجمند جناب سلیمانپور - ای کاش می شد - در بیت ششم - ای دل - حذف و بجای ان عب   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



هدیه ای ناچیز به محضر ارباب دو عالم بابای علی اصغر {ع}
رودا  رود  سنگ
شهر می لرزد دوباره درصدای سنگها
زندگی غرق عزا در های های سنگها
هیئت ازان سو به این سو کوه غم می اورد
قافله  سالار خیل  مبتلای  سنگها
می پراند خواب را از چشم شهر و میبرد
دستها و سینه ها را لا به لای سنگها
در عبور از کوچه ها لرزانده هرچه دل که هست
تا ببارد اشک در حال و هوای سنگها
دسته از خود بی خود و سرمست ذکر یا حسین
می رود روضه به روضه پا به پای سنگها
سنگ اقا را چنان بر سینه می کوبند که
هفت پیچ کوچه ها شد کربلای سنگها
بچه ها دورند از اغوش بابا چون که شد
باز هم اغوشها امروز جای سنگها
می درخشد مشکی پیراهن و پر می شود
سینه هم از عشق و هم از رد پای سنگها
ظهر عاشورا کنار سجده صف بستند و رفت
از زمین تا اسمان ها  ربنای سنگها
هر چه شیطان سنگ می ریزد به پای لنگ ما
باز می بیند که مائیم اشنای سنگها
درافق یک اسمان خون بود و رودا رود سنگ
رفته از دروازه بیرون ماجرای سنگها
مثل قلبی می تپد  دور از بدن این مهر عشق
تا بیاید منجی و صاحب عزای سنگها
21محرم 93
در شهرضا هیئتی هست به نام سنگ زن.{یا بنی اسد }که از چهار صد سال پیش در دهه ی اول محرم عزاداری می کنند ودر کوچه و خیابان  با کوفتن دو تکه چوب  بر روی سینه و بالای سر با ریتم خاص و اصیل خود چنان اندوهی در عزای شاه شهیدان به وجود می اورند.که تا نبینید و نشنوید منظور مرا درک نخواهید کرد.پس این غزل ادای دین است به امام حسین {ع}و ان هیئت معزم.امیدوارم مورد قبول هر دو واقع شود.بنا بر گفته های تاریخ نویسان  طایفه ی بنی اسد وقتی روز سوم به کربلا رسیدند و با پیکرغرقه بخون شهدا رو به رو شدند برای این که سربازان یزید متوجه عزاداری شان نشوند سنگها را به  هم می کوفتندو عزاداری می کردند.و اکنون چوب جای سنگ ها را گرفته.التماس دعا.
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  آیینی و مذهبی ، سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1399/6/6 در ساعت : 21:44:15   |  تعداد مشاهده این شعر :  69


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 17,688 | بازدید دیروز : 28,229 | بازدید کل : 123,236,864
logo-samandehi