ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
سلام و درود بر حضرت دوست جناب رضا پور عزیز - @@@@@@@ - می دانم که تلاش دارید جناب حیدری فخر را ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : م. رضاپور
بسم الله الرحمن الرحیم - سلام و درود به همه ی عزیزان بویژه حضرت دوست، - جناب استاد حاجی محمدی ع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد عزیز - پیشنهادتون خوب بود - اینطور اصلاح میکنم - جز این همه کار و بار میخواهم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - در رباعی دوم - مصراع یک خودر و و یک خانه و ویلای شمال - رها شده است لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



چقدر ساده گذشتیم...
چقدر  ساده گذشتیم و دل کنار زدیم
چقدر آنچه نبودیم را هوار زدیم

چقدر قصه رسوائی دل خود را
به روی رد پر از گوش کوچه جار زدیم

چقدر مثل کلاغان باغ کاج پرست
تمام عمر نشستیم و قار قار زدیم

سقوط ارزشمان جز سهام درد نداشت
در آن شبی که دل خویش را به دار زدیم

چقدر باده رنج از زمانه پیمودیم
چقدر ساغر مرگ  از شب خمار زدیم

چه روزها که دویدیم تا به دست آریم
برای رفته چه شبها چو شمع زار زدیم

برای آنچه که باید شبی گذشت و گذاشت
به این و آن چقدر حرف ناگوار زدیم

چقدر مستی ما بوی معصیت دارد
چقدر ساغر از این می به اختیار زدیم

خدا کند که ببخشندمان به روز شمار
که سنگ غم به دل خلق بیشمار زدیم


                               #محمد_رضا_کاکایی
کلمات کلیدی این مطلب :  دل ، ساده ، گذشتن ، جار ، گوش ، کوچه ، دویدن ، شمع ، مرگ ، خمار ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1399/6/30 در ساعت : 13:58:43   |  تعداد مشاهده این شعر :  421


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

اکرم بهرامچی
1399/12/17 در ساعت : 18:56:41
بسیار عالی
چقدر آنچه نبودیم را هوار زدیم
درودها بر شما
محمدرضا کاکائی
1400/1/15 در ساعت : 15:34:29
سپاسگزارم
بازدید امروز : 36,296 | بازدید دیروز : 26,521 | بازدید کل : 130,123,727
logo-samandehi