ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای حاج محمدی شاعر گرامی - قافیه هایی که در غزل به زور به کار برده اید زیبا ننشسته اند: انگ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقا.... همین که متن نظرم را انعکاس دادید کافیست آنان که باید بخوانند و می خوانند و می فهمند م   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - سروده با اشاره به/ این عید/ ( بدون قرینه - کدام عید؟) ضعیف شروع شده است و در مصرع بعد به ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
با عرض سلام مجدد - منظورم این دو بیت بود: - - اینجا اگر چه رو به فراوانی است شیخ - امّا چه    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



پرچم های شهید آباد
پرچم‌ها ...
حالا ديگر كاري از دست كسي بر نمي‌آيد.
خوب مي‌دانم، اين حرف‌ها مثل سكه‌هاي عهد دقيانوس ديگر رايج نيستند.
اما مگر مي‌شود ديد و دم نزد؟
مردهاي نسل قديم دردها را به جان خريدند و رفتند.
رفتند تا اين شب‌‌ها بي‌ستاره نباشد.
رفتند اما حالا آفتاب روزمرگي مثل خون در رگ‌هاي بي رمق خيابان در رفت و آمد است.
بعد از فصل مرام و معرف نوبت به فصل بي‌غيرتي رسيده است.
منظورم تنها بچه‌هاي فوكولي نيست، حاج‌ آقا‌هاي باصفا هم برج‌هاي زهرمارشان آسمان را سياه كرده‌‌اند.
حالم بهم مي‌خورد از اين دو رنگي‌ها.
علي‌واري و نداري سهم ما؛ بازارهاي ترکیه و دبي‌ و سفر های حج با خانواده! سهم حاج‌آقا... و عدالت يعين همين!

امان از اين آدم‌هاي مصنوعي؛ خنده‌هاي مصنوعي، چشم‌ها و دماغ‌هاي مصنوعي؛ ...
راستي دماغ‌هاي جراحي شده مي توانند عطر حضور شهيدان را استشمام كنند؟
چقدر دلم براي پرچم‌هاي رنگ و رو رفته شهید آباد تنگ شده است!
کلمات کلیدی این مطلب :  نثر ادبی ،


   تاریخ ارسال  :   1399/7/2 در ساعت : 1:5:29   |  تعداد مشاهده این شعر :  442


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

اکرم بهرامچی
1399/7/3 در ساعت : 9:32:54
بعد از فصل مرام و معرف نوبت به فصل بي‌غيرتي رسيده است.
منظورم تنها بچه‌هاي فوكولي نيست، حاج‌ آقا‌هاي باصفا هم برج‌هاي زهرمارشان آسمان را سياه كرده‌‌اند.
درودها
بازدید امروز : 20,993 | بازدید دیروز : 34,337 | بازدید کل : 142,839,675
logo-samandehi