ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: ۵۵ تک بیتی از مولانا
۞ :: شاعری که همه می‌گویند مال ماست!
۞ :: امیری اسفندقه از خوش لفظ گفت
۞ :: «شهر هزار موشک» به روایت شاعر دزفولی
۞ :: میزگرد شعر دفاع مقدس
۞ :: «پنج‌ عکس و پنج‌ روایت» از شهریار
۞ :: سوگواره شعر «پلک صبوری» در آستانه روز شعر و ادب
۞ :: سعید بیابانکی در روزهای پایانی مبارزه با «کرونا»
۞ :: شعرخوانی شاعران ایرانی و فارسی‌سرایان غیرایرانی
۞ :: جایزه ۱۰ هزار یورویی برای بهترین شعر عاشورایی
۞ :: تمجید رهبر انقلاب از شعر عاشورایی «سعید بیابانکی»
۞ :: اختصاصی : نخستین سوگواره مجازی به میزبانی محافل ادبی با عنوان «ده شب ده محفل» برگزار می‌شود
۞ :: اختصاصی : رونمایی شش کتاب فارسی شاعران ایران منتشر شده در هندوستان
۞ :: اختصاصی : فرصتی برای شنیدن صدای شعر انقلاب/معرفی آثار شاعران فارسی‌زبان در دانشگاه‌های هند
۞ :: پویش ادبی اقتراح ماسک راه اندازی شد
۞ :: اختصاصی :  گزارشی از برپایی نقد کتاب " زعفران و صندل" سروده دکتر بلرام شکلا از هند 
۞ :: گزارشی از برپایی نقد کتاب نگارخانه گنگا سروده نقی عباس کیفی از هند
۞ :: نهاد کتابخانه‌ها در حوزه شعر راهی را می‌رود که دیگران نرفته‌اند
۞ :: پیکر علیرضا راهب روز شنبه (هفتم تیرماه) تشییع می‌شود
۞ :: مومنی، حوزه هنری را «مومنانه» اداره کرد



کارگاه شعر

کارگاه شعر
• عاطفه وجایگاه آن در شعر: (گفتار هشتم)به قلم حمید خصلتی


عاطفه از اجزای شعراست که چندان نمود بیرونی ولفظی ندارد وبیشتر محتوای شعر را تحت تاثیر قرار می دهد. شعرمانند نثر می تواند متاثر از ویژگی خبری یا عاطفی جمله باشد.گاهی یک خبر غیر از ویژگی خبر رسانی تاثیر دیگری بر مخاطب ندارد.به عنوان مثال:پویا مدادش رابرداشت
در این جمله غیر از برداشتن مداد اتفاق دیگری در جمله نیفتاده است.حال اگر به همین جمله واژه هایی اضافه کنیم میتوانیم منتظر عکس العمل شنونده یا مخاطب نسبت به پویا باشیم.
پویا مدادش رابرداشت وبوسید
واژه ی بوسیدن به خاطر اینکه از احساسات پویا سرچشمه گرفته است جهت جمله را تغییر میدهد وبه همان اندازه مخاطب راتحت تاثیر خود قرار میدهد.همینگونه است اگر بگوییم:
پویامدادش رابرداشت وباناراحتی شکست.پویا مدادش رابرداشت وباعصبانیت خطی روی دیوار کشید و...
جملات بالا وعبارت هایی شبیه به آن علاوه بر خبر رسانی ویژگی های دیگری چون غم،اندوه،درد،شادی ومانند اینها را منتقل می کنند.دکتر پورنامداریان درمورد عاطفه می گوید:
«منظور از عاطفه،حالت اندوه وشادی ویاس وامید وحیرت واعجابی است که حوادث عینی یا ذهنی،در ذهن شاعر ایجاد میکند ووی می کوشد که این حالت وتاثیر ناشی از رویداد ها را انچنان که برای خودش تجربه شده است،به دیگران منتقل کند»(تاملی در شعر احمد شاملو،ص14)
همانگونه که در جملات بالا تاثیر عاطفه واحساس در جمله مشهود بود همین تاثیر در شعر، فارغ ازگونه وقالب شعری نیزملموس وقابل تامل وتاثیر گذار است
ویژگی های عاطفی در شعر آنقدر تاثیر گذار است که اگر بگوییم عاطفه مهمترین عامل وعنصر شعر ساز است بی راه نگفته ایم.شاید وزن و قافیه وردیف وعناصر لفظی تاثیرات بسیار زیاد وقابل تاملی بر شعر وماندگاری آن بگذارند ولی همه اینها که گفته شدمربوط به صورت بیرونی شعر است ولی عاطفه آن ویژگی است که باعث نشست شعر در جان وعمق وجود مخاطب می شود.عاطفه وقتی ارزشش بیشتر نمود پیدا می کند که مجبور به تقسیم بندی شعر به به گونه های کلاسیک،نو
سپیدو...غیره شویم وقتی ویژگی هایی چون وزن وقافیه وردیف شعر سنتی را از نیمایی جدا می کند ووقتی اکثر ویژگی های شعر کلاسیک در شعرسپید رنگ می بازد،آنچه نقطه ی اشتراک شاعرانگی انواع گونه های شعری است، عاطفه است.هرچند ممکن است تنها عامل اشتراک نباشد ولی از عواملی است که نقش کم نظیری در ساختار هرگونه ی شعری ایفا می
کند.
• موفقیت یک شعر به سطح تاثیر عاطفی آن بستگی دارد
یک شعر وقتی میتواند تاثیر موفقیت آمیزی بر مخاطب بگذارد که شاعر توانسته باشد پرده های مختلف ایجاد شده بین احساس خود واحساس مخاطب را کنار بزند ویا تا حد ممکن بین احساس واقعی خود با برداشت حسی مخاطب قرابت ایجاد کند.شاید بیشترین تاثیر گذاری وماندگاری شعر وقتی باشد که بین احساساتی که شاعر در لحظه سرودن شعر داشته واحساسات مخاطب در هنگام خواندن شعر هماهنگی وهم سویی ایجاد شود وبر عکس کمترین تاثیر را شعری خواهد داشت که مخاطب در هنگام خوانش شعر خود را با فضا واحساس های ایجاد شده بیگانه ببیند.اینجاست که شعر هر چه از دیگر ویژگی های شعر ساز برخوردار باشد باز هم موفقیتی در جذب مخاطب نخواهد داشت ومی شود گفت یکی از عوامل موفقیت وماندگاری شعر در ذهن مخاطب سطح تاثیر عاطفی آن شعر بر مخاطب است.
شاید اشعار زیر مطلب را روشن تر کند:
زجمعه تا سه شنبه خفته نالان
نکردم هیچ یادی از دبستان
ز درد دل شب وروزم گرفتار
ندارم یک دمی از درد آرام(از مصاحبت آفتاب،ص22)

«پدرم پشت دوبار امدن چلچله ها،پشت دوبرف
پدرم پشت دوخوابیدن در مهتابی
پدرم پشت زمان ها مرده است»(ازمصاحبت آفتاب ،ص278)

بهتر آن است که برخیزم
رنگ را بردارم
روی تنهایی خود نقشه ی مرغی بکشم(همان منبع،ص231)

خواهم آمد،گل یاسی به گدا خواهم داد.
زن زیبای جذامی را گوشواری دیگر خواهم بخشید.
کور را خواهم گفت چه تماشا دارد باغ!(همان منبع،ص366)
اشعار بالا پنج نمونه از اشعار سهراب سپهری است.همانگونه که دیده میشود در همه اشعار رد پایی از عاطفه دیده می شوداما قدرت تاثیر گذاری عاطفی آنها یکسان نیست.
در شعر اول که از شعر های دوران نوجوانی شاعر است،سهراب سپهری خاطره ای از دوران کودکی اش رابه نظم در آورده است.در این شعر هرچند تحت تاثیر زبان کودکانه شعر قرار میگیریم ولی این تاثیر چندان دوامی ندارد چون اتفاقی که برای شاعر افتاده است یک مسله اختصاصی است ومخاطب قادر به احساس چند وچون آن روز ها نیست.در شعر دوم اما از مرگ پدر صحبت به میان میآید که هرچند مشخص است سهراب دارد از مرگ پدر خود صحبت میکند اما این شعر قدری تاثیر گذار تر است ودلیلش هم این است که مرگ یک چیز عام است وهمه خوانندگان آن را به شکلی لمس می کنند.
در شعر بعد که شاعر از تنهایی حرف میزند قدری دامنه تاثیر گذاری شعر بیشتر میشود چون همه ی ما تنهایی را به خوبی تجربه کرده ایم.
اما در شعر پایانی از اجتماعی صحبت میکند که همه در ان زندگی میکنیم. از دردهایی که خیلی ها لمس میکنند وگاه چشمشان را برآن می بندند.حتی در این شعر قدری رنگ وبوی عرفانی حس میشود وان هم به خاطر نگاه خاص شاعر به این واقعیت هاست.البته شعر پایانی حتی به دغدغه های عاطفی شاعر نیز نسبت به محیط اطرافش اشاره می کند.
آنچه گفته شد دلیل بر این نمی شود که شاعر حق ندارد از عوالم خصوصی وتجربیات شخصی اش بسراید بلکه بر عکس اگر شاعر به مدد تجربه ورسیدن به پختگی در شعر میتواند این تجربه ها ولحظات اختصاصی وشدیدا شخصی خودش را شکلی عام بدهد واز آنچه بر او گذشته است شعری
ماندگار بسازد.برای نمونه هایی از اینگونه اشعارمیتوان به حبسیه های خاقانی اشاره کرد:
صبحدم چون كله بندد آه دودآساي من
چون شفق در خون نشيند چشم شب پيماي من

مجلس غم ساخته است و من چو بيد سوخته
تا به من رواق كند مژگان مي پالاي من

تير باران سحر دارم سپر چون نفگند
اين كهن گرگ خشن باراني از غوغاي من


یا حافظ در این بیت از تصویری اختصاصی که از رفتن کسی حکایت دارد غزلی زیبا می سازدکه البته نکات قابل تاملی نیز در شعر میتوان دید.
آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت
آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت(دیوان حافظ ص69)
عنصر عاطفه گاه به مدد فضایی خاص در شعر ایجاد میشود.مثلا در شعر بالا اگر واژه "ما "از مصراع حذف شود ویژگی عاطفی آن شدیدا افت میکند.مثلا بگوییم آن ترک پریچهره که دیشب از اینجا گذر کرد.تفاوت راببینید وقتی ما به شعر اضافه می شود تمام بار معنایی را انگار به دوش می کشد.هر کسی خودش را به جای شاعری حس می کند که در غم از دست دادن ترک پری چهره دارد شکوه می کند.
نوع نگاه حافظ به ترک پری چهره هم جالب است. بیان آن ترک پری چهره حالتی عام به این تنهایی داده است هرچند گویی حس می کنیم که ترک پری چهره فرد خاصی بوده است ولی این غم از دست دادن دارد تعمیم پیدا می کند وهر کسی که اینگونه غم یا از دست دادن یار را تجربه کرده باشد باز هم این شعر برایش جذاب است.
گاه پدیده ها وعناصر عینی درشعر فضاهایی کلی ونمادین ایجاد میکند که این خود تاثیر دوچندان بر ذهن مخاطب می گذارد واورا با خود به افق های دور از دسترس می برد:
روی پل دخترکی بی پاست،دب اکبر رابر گردن او خواهم آویخت.از مصاحبت آفتاب،ص367)
ماه بالای سر آبادی است،اهل آبادی در خواب.
من زنی را دیدم نوردر هاون می کوبید(از مصاحبت آفتاب ،ص283)
در اشعار بالا دخترک روی پل،ماه بالای سر آبادی وزنی را که سهراب می بیند هم میتواند واقعیت داشته باشد و هم وجهی نمادین وکلی داشته باشد تا مارا به فضایی فلسفی یا عرفانی رهنمون بشود.
با سینی چای ونبات از دور می آید
شاخ نبات حافظ است اینجور می آید
هنگامه ای از فتنه ی چنگیز در چشمش
شاعر تر از عطار نیشابور می آید(ازپشت سایه ها،ص29)
در شعر بالااز محمد حسین انصاری نژاد یک تجربه ی عینی شاعر در روی پله های حافظیه شیراز با شاخه نبات حافظ که هم عینی وهم ذهنی میتواند باشد همراه میشویم وفضایی خیال انگیز از شیراز تا نیشابور را تجربه می کنیم.
• ویژگی های عاطفی باید از درون شاعر سرچشمه بگیرد.
عاطفه به عنوان یک عنصری که انرژی وشور در شعر می ریزد باید از عمق جان شاعر سرچشمه گرفته باشد تا در جان مخاطب رسوب کند.هر چه این قابلیت به واقعیت نزدیک تر باشد وویژگی های عاطفی یک شعر از تصنع وتکلف دور شود شعر بیشتر در وجود خواننده یا شنونده رسوخ خواهد کرد.این چند سطر را مقایسه کنید:
قهوه در دست به دنبال تو می آیم
مرا بکش اگر میخواهی اما ستیزه جویی مکن(خاطره ای در درونم است،ص68)
من چقدر دلم میخواهد که گیس دختر سید جواد رابکشم.(روزنه،ص331)
در سطر اول که از شاعری جوان است هیچ حس درونی دیده نمی شود.به نظر میرسد فقط با قرار دادن چند واژه نویسنده قصد داشته است شعری قابل تامل بیافریند.
سطر دوم از کتاب خاطره ای در درونم است از آنا آخماتوا انتخاب شده است که تاحدی فضای خاصی که شاعر ایجاد کرده است را منتقل میکند.اما در سطر سوم که از اشعار فروغ فرخ زاد است اوج احساسات کودکانه ی فروغ در برابر دختر سید جواد قابل درک است.دلیل این تاثیر گذاری هم احساسی است که فروغ در سرودن این پاره از شعر نسبت به دختر سید جواد داشته است.
آنچه در این مقال آمد تنها گوشه ای از تاثیر عنصر عاطفه در روند شعر است.امید آنکه شاعران وصاحبنظران ارجمند با ارسال نقطه نظرات ودیدگاه هایشان در مورد موضوع مورد بحث موجبات گسترش بحث را فراهم آورند.دوستان وصاحب نظران برای هر گونه نقد ونظر در باره موضوع عاطفه از«ارسال نظر»در قسمت پایین همین صفحه استفاده کنند.
منابع:
1- انصاری نژاد،محمد حسین،از پشت سایه ها،نشر سپیده باوران،چاپ دوم،زمستان91،مشهد
2- آنا آخماتوا،خاطره ای در درونم است،ترجمه احمد پوری،نشر چشمه،چاپ اول تابستان1377
3- پورنامداریان،تقی،تاملی در شعراحمد شاملو،چاپ اول،تهران،1375
4- حافظ شیرازی،دیوان،دکتر حسین بهزادی راهجردی،نشر سمن،چاپ پنجم،تهران،1380
5- عابدی،کامیار،از مصاحبت آفتاب،نشرروایت،چاپ دوم،تهران،زمستان1375
6- کاظمی،محمد کاظم،روزنه،موسسه ضریح آفتاب،چاپ اول،مشهد،پاییز1377


تاریخ ارسال :   1392/5/1 در ساعت : 4:24:36       تعداد مشاهده : 3089



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

هادی ارغوان
1392/5/7 در ساعت : 23:29:41
سلام حمیدخان
دست شمادردنکنه
...
یادداشت من به شمارسید؟
حمید خصلتی
1392/5/9 در ساعت : 12:21:30
سلام هادی عزیز.نمیدانم کدام یادداشت را میگویید.فقط من از شما یک یادداشت ذیل مطلب قبلی کارگاه دیدم که نوشته بودید به روز نمی کنید؟اگر یادداشت دیگری فرستاده اید دریافت نکرده ام.لطفا دوباره ارسال کنید
هادی ارغوان
1392/5/7 در ساعت : 23:32:37
البته اصراری به انتشارش ندارم،فقط می خاستم بدانم رسیده یانه.
باتشکر.
بازدید امروز : 6,954 | بازدید دیروز : 28,955 | بازدید کل : 123,318,883
logo-samandehi