ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: میزگرد شعر دفاع مقدس
۞ :: «پنج‌ عکس و پنج‌ روایت» از شهریار
۞ :: سوگواره شعر «پلک صبوری» در آستانه روز شعر و ادب
۞ :: سعید بیابانکی در روزهای پایانی مبارزه با «کرونا»
۞ :: شعرخوانی شاعران ایرانی و فارسی‌سرایان غیرایرانی
۞ :: جایزه ۱۰ هزار یورویی برای بهترین شعر عاشورایی
۞ :: تمجید رهبر انقلاب از شعر عاشورایی «سعید بیابانکی»
۞ :: اختصاصی : نخستین سوگواره مجازی به میزبانی محافل ادبی با عنوان «ده شب ده محفل» برگزار می‌شود
۞ :: اختصاصی : رونمایی شش کتاب فارسی شاعران ایران منتشر شده در هندوستان
۞ :: اختصاصی : فرصتی برای شنیدن صدای شعر انقلاب/معرفی آثار شاعران فارسی‌زبان در دانشگاه‌های هند
۞ :: پویش ادبی اقتراح ماسک راه اندازی شد
۞ :: اختصاصی :  گزارشی از برپایی نقد کتاب " زعفران و صندل" سروده دکتر بلرام شکلا از هند 
۞ :: گزارشی از برپایی نقد کتاب نگارخانه گنگا سروده نقی عباس کیفی از هند
۞ :: نهاد کتابخانه‌ها در حوزه شعر راهی را می‌رود که دیگران نرفته‌اند
۞ :: پیکر علیرضا راهب روز شنبه (هفتم تیرماه) تشییع می‌شود
۞ :: مومنی، حوزه هنری را «مومنانه» اداره کرد
۞ :: قزوه: تغییر مدیریت در حوزه هنری، آرام، حساب‌شده و عاقلانه بود
۞ :: مجموعه سروده‌های سیده بلقیس حسینی،‌ شاعر فارسی‌زبان هندوستانی، در مجموعه‌ای با عنوان «در انتظار جمعه آخر» منتشر شد.
۞ :: اختصاصی : شب استاد حمید سبزواری با عنوان پدر شعر انقلاب
۞ :: اختصاصی : کیش برای پنجمین بار شعرباران می‌شود



کارگاه ترانه

شایا تجلی

روز بعثت پیامبر جهانیان،آغاز تکامل انسان و انسانیت بر همگان مبارک

جاودانه

من آخرين رهگذرم، كه از شبِ تو می ‏گذرم
من از سپيده اومدم، تو رُ به فردا ببرم

نمون تو اين شبِ سياه، نبضِ اشاره رُ بگير
براى پُل زدن به صبح، دستِ ستاره رُ بگير

تمومِ فصل های سرد، رد شدن از شبِ زمين
من اومدم كه پُركنم، دلا رُ از نورِ يقين

قصه‏ ى معراجِ منو، بال و پَر ترانه كن
مغلوبِ سايه‏ ها نشو، روحتُ جاودانه كن

زَمزَمِ جارىِ دُعا، زِمزِمه‏ ى شبانه شد
حماسه‏ ى رسالتم، قصه‏ ى عاشقانه شد

آيه به آيه وحْىْ رُ، بپيچ تو مخملِ نفس
پرنده باش و پربگير، ستيزه ‏كن تو با قفس

رها شو از پيله‏ ى تن، رسيده وقتِ پرزدن
رد شو از اين حجمِ حقير، براى پروانه شدن

قصه‏ ى معراجِ منو، بال و پَر ترانه كن
مغلوبِ سايه‏ ها نشو، روحِتُ جاودانه كن




زيباترين پرنده


توى اون شباى تاريك و سياه، كه قبيله ماهِ روشنى نداشت
هر كسى، دنبال قبله‏ اى می ‏رفت، هر كسى، سر روى هر سنگى می ذاشت

توى اون شبا كه پيراهنِ خاك، تابوتِ ستاره‏ هاى زنده بود
آسمونِ تن‏ كبودِ بی رمق، قفسِ تنهايى پرنده بود

سَرِ يك كوه بلندِ نقره‏اى، توى يه غارِ قشنگِ تن‏ طلا
يه نفر قد می كشيد شبيه نور، روى شاخه‏ هاى سرسبزِ دُعا

يه نفر كه چشمِ آفتابى اون، رو تنِ ستاره‏ ها نور می ‏پاشيد
يه نفر كه روى ذهنيتِ خاك، شعر و آيينه و انگور می پاشيد

يه دفه توى چشاش هزار تا باغ، جون گرفت و قد كشيد و زنده شد
يه فرشته با دوتا بالِ بزرگ، توى خلوت حَرا پرنده شد

وا شدن پنجره‏ ها رو به خدا، آسمون زيرِ پرِ فرشته‏ ها
يكى گفت: بخون به نامِ روشنى، كه بپيچه همه جا عطرِ دعا

اِقرَا بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذى خَلَق، تو كه برگزيده‏ ى رسالتى
اى كه مثلِ روحِ بارون رو زمين، بارشِ هميشه‏ ى كرامتى

توى اون شباى تاريك و سياه، كه قبيله ماهِ روشنى نداشت
يه نفر شبيه ابراهيم اومد، روى قانون قبيله پاگذاشت
يه نفر شبيه ابراهيم اومد، باز روى گردنِ بت تبر گذاشت

شایا تجلی


تاریخ ارسال :   1393/3/7 در ساعت : 0:20:26       تعداد مشاهده : 2425



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

بازدید امروز : 14,405 | بازدید دیروز : 39,444 | بازدید کل : 123,000,533
logo-samandehi