ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: ارادت شاعران فارسی زبان به امام علی (ع)
۞ :: دایرةالمَعارفی بود سینه‌ سَروَرِ رجایی
۞ :: جلیلی: «محمدسرور رجایی» آوینی افغانستان
۞ :: دومین دوره جشنواره شعر «مباهله» برگزار می‌شود
۞ :: غدیر تمام جریان‌های ادبی را در بر می‌گیرد
۞ :: قزوه: فرهنگ‌فروشی خطرناک‌تر از خاک‌فروشی است
۞ :: درخواست محمدعلی مجاهدی از شاعران کشور
۞ :: به بهانه انتشار کتاب گنگا و جوی مولیان
۞ :: شب دوبیتی سرایان فارسی زبان- از حدادعادل تا سعید حدادیان
۞ :: «عباس خوش‌عمل» گواهینامه درجه یک هنری گرفت
۞ :: «سنگری» دبیر علمی کنگره شعر دفاع مقدس شد
۞ :: «صائب تبریزی» هم به فضای مجازی رفت!
۞ :: کتاب «دختران دشت برچى» بزودی چاپ می‌شود
۞ :: شاعران پارسی‌سرا از «شهید چمران» گفتند
۞ :: عرض ارادت شاعران به امام هشتم
۞ :: نامه علیرضا قزوه به آیت‌الله رئیسی
۞ :: هزاران زائر دلتنگ را با نام می‌خوانی
۞ :: وطن‌دوستی در اشعار شاعران آسیایی
۞ :: شعر قزوه برای انتخابات| رأی می‎‌دهم به بچه‎‌های رنج
۞ :: سروده شاعر هندوستانی برای امام هشتم



نثر روز

* برای آخرين خورشيد

اي مهربان ترين رسول!
در روزگاري كه قحط عاطفه بود و دستان شب زده ، نوزاد صبح را زنده بگور مي كردند؛
درعصري كه تا چشم كار مي كرد صحرا بود و سياهي و سكوت؛
در زماني كه پرندگان نت آواز خود را فراموش كرده بودند؛ چشم هاي زيبايت را به روي دنيا گشودي و صداي آرامش بخش و مهربانت همچون آبشاري دل انگيز به دلهاي خشك و بي رمق سرازير شد.
اگر كسي اهل دل بود مي توانست صداي آواز سنگها را هم بشنود.
يش از تو هيچ كوهي مفهوم پژواك را نمي دانست. همه كوچه هاي زندگي يا بن بست بودند يا باريك و بي مقدار.
به هستي كه قدم گذاشتي ، آسمان به روي زمين آغوش باز كرد. موج ها به احترامت قيام كردند و نخلهاي خميده جان گرفتند.
به پرستوها مسير پرواز را آموختي. آنگاه با نگاهي كه تا خدا قد كشيده بود به مكه و مدينه وسعت بخشيدي.
از همان روز بود كه انسان قدر و قيمت پيدا كرد و بهشت آفريده شد.
دريا ها و جنگلها پشت سرت به نماز ايستادند و سنجاقكها و پروانه ها به مسير چشمانت اقتدا كردند.

اي پيام آور مهر و دوستي!
تو مانند آبي گوارا، پاسخي به تمام پرسشهاي تشنگي بودي.
خوشا به حال آنهايي كه تو را ديدند و باران شدند.
صدايت را شنيدند و به پرواز در آمدند. عطر حضورت را استشمام كردند و تاك شدند.

حالا بعد از هزار و چند صد سال از تنفس صبح آمدنت ؛ هنوز هم وقتي نسيم نامت مي وزد عطر خوش صلوات همه جانهاي مشتاقت را معطر مي كند.


تاریخ ارسال :   1396/8/26 در ساعت : 8:41:54       تعداد مشاهده : 698



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

محمدمهدی عبدالهی
1396/8/28 در ساعت : 22:40:4
درود بر استاد سعيدى راد عزيز
بازدید امروز : 2,815 | بازدید دیروز : 25,238 | بازدید کل : 133,640,151
logo-samandehi