ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: نخستین جشنواره سرود «آوای کتابخانه» فراخوان داد
۞ :: شهادت «دختران دشت برچى» در کتابی از شاعران فارسی‌زبان
۞ :: مستند شیرین شاعران از جلسات رمضانی دیدار با رهبر انقلاب
۞ :: سه غزل جدید قزوه برای دختران افغانستان
۞ :: مرثیه شاعران فارسی‌زبان به یاد شهدای دشت کربلای کابل
۞ :: داغ افغانستان در سروده شاعران|
۞ :: شعر«قزوه» و «اسماعیلی» برای شهدای دانش آموز افغانستان
۞ :: خاکسپاری منصور اوجی در دارالرحمه شیراز
۞ :: شعر ضیا قاسمی برای مظلومیت افغانستان
۞ :: سروده‌ای برای دختران مظلوم افغانستان
۞ :: «منصور اوجی» شاعر پیشکسوت درگذشت
۞ :: چند نکته پیرامون گمانه‌زنی‌ها درباره مرحوم قاسم آهنین‌جان
۞ :: «قاسم آهنین‌جان» در سیل خوزستان لباس امداد پوشید
۞ :: مسابقه مجازی ادبی «استاد سخن» برگزار می‌شود
۞ :: نگاهی به نیایش‌های شاعران برجسته فارسی
۞ :: کنگره ملی شعر امام حسن (ع) فراخوان داد
۞ :: سی‌ونهمین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران فراخوان داد
۞ :: اختصاصی : چهارمین کنگره شعر توحیدی
۞ :: شب شعر «دیدار ماه» همزمان با میلاد امام حسن(ع) برگزار شد
۞ :: ذکر جمیل سعدی در کلام رهبر انقلاب



نثر روز

* برای آخرين خورشيد

اي مهربان ترين رسول!
در روزگاري كه قحط عاطفه بود و دستان شب زده ، نوزاد صبح را زنده بگور مي كردند؛
درعصري كه تا چشم كار مي كرد صحرا بود و سياهي و سكوت؛
در زماني كه پرندگان نت آواز خود را فراموش كرده بودند؛ چشم هاي زيبايت را به روي دنيا گشودي و صداي آرامش بخش و مهربانت همچون آبشاري دل انگيز به دلهاي خشك و بي رمق سرازير شد.
اگر كسي اهل دل بود مي توانست صداي آواز سنگها را هم بشنود.
يش از تو هيچ كوهي مفهوم پژواك را نمي دانست. همه كوچه هاي زندگي يا بن بست بودند يا باريك و بي مقدار.
به هستي كه قدم گذاشتي ، آسمان به روي زمين آغوش باز كرد. موج ها به احترامت قيام كردند و نخلهاي خميده جان گرفتند.
به پرستوها مسير پرواز را آموختي. آنگاه با نگاهي كه تا خدا قد كشيده بود به مكه و مدينه وسعت بخشيدي.
از همان روز بود كه انسان قدر و قيمت پيدا كرد و بهشت آفريده شد.
دريا ها و جنگلها پشت سرت به نماز ايستادند و سنجاقكها و پروانه ها به مسير چشمانت اقتدا كردند.

اي پيام آور مهر و دوستي!
تو مانند آبي گوارا، پاسخي به تمام پرسشهاي تشنگي بودي.
خوشا به حال آنهايي كه تو را ديدند و باران شدند.
صدايت را شنيدند و به پرواز در آمدند. عطر حضورت را استشمام كردند و تاك شدند.

حالا بعد از هزار و چند صد سال از تنفس صبح آمدنت ؛ هنوز هم وقتي نسيم نامت مي وزد عطر خوش صلوات همه جانهاي مشتاقت را معطر مي كند.


تاریخ ارسال :   1396/8/26 در ساعت : 8:41:54       تعداد مشاهده : 652



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

محمدمهدی عبدالهی
1396/8/28 در ساعت : 22:40:4
درود بر استاد سعيدى راد عزيز
بازدید امروز : 25,284 | بازدید دیروز : 28,074 | بازدید کل : 131,127,415
logo-samandehi