ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: متن کامل سروده رهبر انقلاب که در آستانه وعده صادق قرائت شد
۞ :: علیرضا قزوه: برای اولین بار شعر فجر را به خانه‌ها آوردیم
۞ :: 2 کار وزارت ارشاد برای شعر در سال 1401
۞ :: مثنوی غلامرضا کافی برای جنایت کرمان
۞ :: میهمان رقیه‌ای امشب با همین گوشواره قلبی
۞ :: شعرهایی برای غم کرمان
۞ :: فراخوان سومین دوره جایزه ادبی مادرانه
۞ :: تازه‌ترین غزل افشین علا با مطلع «دیدی چگونه صبر خداوند لبریز شد ز حیله‌ این قوم؟»
۞ :: غزل محمدمهدی سیار برای طوفان الاقصی
۞ :: علیرضا قزوه جدیدترین شعر خود را برای طوفان الاقصی سرود
۞ :: «فردای بعد از تو» تازه‌ترین مجموعه غزل دکتر اکرامی فر
۞ :: رونمایی از کتاب «صفر مرزی»
۞ :: رونمایی از کتاب شعر «بی گمان» با حضور فرمانده نیروی قدس سپاه
۞ :: اولین دوره جشنواره بین‌المللی شعر«آفتاب نهان» فراخوان داد
۞ :: عباس براتی‌پور درگذشت
۞ :: اشعاری در در سوگ شهادت امام علی(ع)
۞ :: شلوغ‌ترین دیدار شاعران و رهبری / ماجرای اتاق سیگار
۞ :: رهبر انقلاب در دیدار شاعران: غربی‌ها از زن ایرانی کینه دارند و به دروغ خود را طرفدار حقوق زن معرفی می‌کنند
۞ :: روایت 3 شاعر از دیدار شاعران با رهبر انقلاب
۞ :: مقام معظم رهبری: ویژگی ممتاز شعر فارسی تولید سرمایه‌های معرفتی و معنوی است



نثر روز

بهار، خیس و رنگی می‌زند به پنجره و من که خسته‌ی‌ سرمازده‌، طوفانی را پشت سر گذاشته‌ام به انتظار تو می‌نشینم که برگ بدهی که گل بدهی که به بار بنشینی

تو می‌توانی وطنم باشی رسیده از گرد راه، خاکی و غربتی. می‌توانی سختی راهی باشی که طی کرده ام سال‌های سال بی تو.

تو می‌توانی اندوه تمام شده‌ی‌ سفری دراز باشی که هرگز به مقصد نرسید، اما رنگ خاطره‌اش را هرسال روحم گردگیری می‌کند.

تو می‌توانی داستانی نیمه تمام باشی که دارد به انتهای خودش می‌رسد پرطپش و به وصل رسیده.

در جلگه های عشق قدم می‌زنم و می‌رسم به تحویل سال. به‌ یا محول و تحویل می‌دهم تمام کوچکی‌ام را و بزرگ می‌شوم کنار نام بلند تو که رودخانه است و جریان دارد.

می‌رسم به راهی که از هر بیراهه‌ای عاشق‌تر است. می‌رسم به مقلب‌القلوب که قلبم را سرزمین مادری‌اش کرده است.

قسم می‌خورم که شام‌ها و روزها در گردش بی‌بدیل و تکرارناپذیرشان تکرار بندگی‌اند که فصل‌ها و روزهای واپسین دیدارهای آتشین را به سیمرغ می‌رسانند.

تحویل می‌شوم همراه سالی که تحویل می‌دهد سردی سرد جدایی را به گرمای دیدار.

تحویل می‌شوم به خورشید به شعاع‌های تابش فرداهای دیر اما آمدنی. تحویل می‌شوم به حضرت عشق. به عشق که حول حالنا الی احسن الحالمان باشد.


تاریخ ارسال :   1396/12/27 در ساعت : 14:43:44       تعداد مشاهده : 1107



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

بازدید امروز : 15,323 | بازدید دیروز : 20,312 | بازدید کل : 158,614,336
logo-samandehi