ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: رضا اسماعیلی، اشعار ماسکی!
۞ :: برگزاری دومین دوره جایزه ادبی شهید سیدعلی اندرزگو
۞ :: صدای خاموش شعر فارسی در جهان
۞ :: برگزاری کنگره شعر مهدوی
۞ :: از عاشقانه‌های کمال تا رندانه‌های خیام
۞ :: کاهش اقبال به شعر در دو دهه اخیر
۞ :: به یاد سلمان شعر انقلاب
۞ :: بهاریه‌های شاعران در نوروز ۱۴۰۰
۞ :: سروده محمدمهدی عبداللهی در آستانه نوروز
۞ :: سروده رضا اسماعیلی در وصف بهار
۞ :: بهاریه شاعر پاکستانی
۞ :: نشان درجه یک هنری برای استاد خوش عمل
۞ :: یحیی جواهری شاعر نام آشنای افغانستانی درگذشت
۞ :: معرفی شعر فارسی در دانشگاه‌های هند
۞ :: گردهمایی بزرگ شاعران شیعه و اهل سنت در شب مبعث
۞ :: شعر میرشکاک به مناسبت زادروز علی‌محمد مؤدب
۞ :: مجمع شاعران اهل‌بیت برای بانوان فراخوان داد
۞ :: دفاتر شعر مقاومت، ترانه و طنز افتتاح شد
۞ :: برگزیدگان جایزه کتاب سال، جلال آل احمد و شعر فجر در زمره نخبگان فرهنگی قرار می‌گیرند
۞ :: برگزیدگان دوازدهمین «جشنواره شعر و داستان انقلاب»



خاطرات


292
وقتی موشک به صدمتری منزل استاد شهریار اصابت کرد!
اصغر فردی

در واپسین ماه‌های جنگ تحمیلی، حضرت امام (ره) فراخوانی منتشر کردند قریب به این مضمون که:« متشکرم پدرتان را تنها نگذاشتید و یک حرکت دیگر کافی است تا کار را تمام کنید....» اصلاً موجی به راه افتاد. در تبریز استاد شهریار چنان بی‌قرار شد و بی‌تابی می‌کرد که نمی‌توان توصیفش کرد. می‌گفت خودم را به کجا باید برسانم تا اعزام شوم؟ از توان ما خارج شده بود تا بتوانیم آرامش کنیم. نهایتا راضی‌ اش کردیم در خانه بماند. در همان بی‌تابی آن شعر را برای بسیج سرود که معروف است و از تلویزیون پخش شد.
برای تشییع شهدا و مراسم فاتحه که می‌بردیمش آن قدر بی‌قراری و گریه می‌کرد که از حال می‌رفت. این وضع را که دیدیم تصمیم گرفتیم از حوادث و وقایع جنگ تحمیلی خبردارش نکنیم. مدام می‌پرسید اما دیگر چیزی نمی گفتیم و به مراسم نمی‌بردیمش.
تبریز را که موشکباران کردند خیلی‌ها از شهر بیرون رفتند. نمی‌توانستیم از شهر خارجش کنیم. مقاومت می‌کرد. می‌گفت تا آخرین نفس اینجا می‌مانم. موشک به صدمتری خانه‌اش که خورد، دیگر حرفش را گوش ندادیم. دفترهای شعر و آثارش را از خانه خارج کردیم و بردیم گذاشتیم در گاوصندوق اداره ی آگاهی. استاد را به زور بغل کردیم و با حیله‌ای در ماشین گذاشتیم و به روستا بردیم.


.نقل خاطرات ، تنها با ارجاع به سایت شاعران پارسی زبان و ذکر منبع مجاز می باشد
تاریخ ارسال :   1397/5/26 در ساعت : 2:35:52       تعداد مشاهده : 728



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

سید فضل الله طباطبایی
1397/5/26 در ساعت : 18:3:36
روحشان قرین رحمتِ الهی باد .
بازدید امروز : 34,144 | بازدید دیروز : 26,521 | بازدید کل : 130,121,574
logo-samandehi