ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: فراخوان نوزدهمین دوره جشنواره قلم زرین منتشر شد
۞ :: محفل شعر فاطمی در جشنواره شعر «فجر»
۞ :: رونمایی از کتاب تازه رضا اسماعیلی
۞ :: در ستیز با تحریف‌ها و باژگونگی‌های شعر آیینی
۞ :: رونمایی از «فخر ایران»
۞ :: صالحی: پیوند حیات ایران و انقلاب با شعر
۞ :: «زنده بادا عشق» رونمایی شد
۞ :: بر مزار شهید فخری‌زاده جشنواره شعر فجر را افتتاح می شود
۞ :: معرفی دبیر نوزدهمین جشنواره قلم زرین
۞ :: «رضا اسماعیلی» دبیر علمی «کنگره ملی شعر دفاع مقدس» شد
۞ :: شب شاعر به یاد «سپیده کاشانی»
۞ :: «باقی بقای تو» عاشقانه‌ای عرفانی است
۞ :: حکایت شاعری که «خورشید را در مشت» دارد
۞ :: شاعری پر از پنجره
۞ :: گزارش رونمایی از تازه‌های نشر در هند
۞ :: جشنواره بین‌المللی شعر فجر فراخوان داد
۞ :: بیانیه شاعران و نویسندگان تبریز
۞ :: دبیران پانزدهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر منصوب شدند
۞ :: رونمایی از تازه های نشر در دهلی نو
۞ :: برو ماسک می‌زن مگو چیست ماسک!



خاطرات


295
بهترین خاطره من از «اخوان»
مرتضی کاخی

یک شب در خانه یکی از بزرگان ادبیات خراسان دور هم جمع شده بودیم و هر کس قرار شد یک شعر از خودش بخواند. نوبت به من که رسید و شعر را خواندم ، اخوان خیلی خوشش آمد و گفت اگر تو را سال‌های سال نمی‌شناختم و نمی‌دانستم که این شعر را خودت گفته‌ای باور نمی‌کردم، این شعر به جز مولانا متعلق به شاعر دیگری باشد.

نوبت شعر خواندن او که رسید، گفت: من دلم می‌خواهد شعر «سبز» را بخوانم، ولی آن را حفظ نیستم. من گفتم آقای اخوان من آن را حفظ هستم، اگر اجازه بدهید بخوانم. او هم استقبال کرد. وقتی که شعر را برایش خواندم، جوری از خوانش من خوشش آمد که گفت عزیز جان! هیچ کس جز کاخی اجازه ندارد این شعر را بخواند. این یکی از بهترین خاطره‌هایی است که من از اخوان دارم و همیشه به آن فکر می‌کنم.



.نقل خاطرات ، تنها با ارجاع به سایت شاعران پارسی زبان و ذکر منبع مجاز می باشد
تاریخ ارسال :   1397/7/12 در ساعت : 3:58:39       تعداد مشاهده : 626



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

بازدید امروز : 4,493 | بازدید دیروز : 35,779 | بازدید کل : 127,168,863
logo-samandehi