ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: روایت قزوه از دوستانی که شعر فارسی را از معنا تهی کردند
۞ :: کتاب‌های مورد علاقه‌تان را از نمایشگاه مجازی انتخاب کنید
۞ :: اشعاری که ذاکران اهل‌بیت، در محضر رهبر معظم انقلاب خواندند
۞ :: رهبر انقلاب، شعر فارسی را یک سرمایه ملی می‌دانند
۞ :: بعد از ین من پسر ندارم که/ چار قرص قمر ندارم که
۞ :: جشنواره ملی شعر نماز جمعه برگزار می‌شود
۞ :: نامه مهم و منتشر نشده "شهریار
۞ :: نامزدهای چهارمین دوره جایزه ادبی الوند معرفی شدند
۞ :: "شعر فاطمی" مظلوم دیروز و امروز تاریخ،
۞ :: عرض ارادت شاعرانه به محضر حضرت زهرا(س)
۞ :: شعری برای عیساى روح الله
۞ :: سنگ تمام شاعران و هنرمندان براى سردار دل‌ها
۞ :: شاعران 50 شب برای حاج قاسم شعر می‌خوانند
۞ :: تقدیر از مقام ادبی پدر شعر آئینی
۞ :: نامه 65 شاعر و هنرمند به رئیسی در حمایت از نخبگان و هنرمندان افغانستان
۞ :: چرا ترانه «باز باران» در حافظه ایرانی‌ها ماندگار شد؟
۞ :: سوغاتی متفاوت شاعر افغانستانی برای هندی‌ها
۞ :: اشعار شاعران هندی در رثای حضرت فاطمه(س)
۞ :: معرفی آثار ادبی در سوگ شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)
۞ :: استاد «بهمن رافعی بروجنی» درگذشت



خاطرات


302
صد سال به این سال ها
غزل تاجبخش

خانه پدربزرگم تالاری آئینه کاری داشت که در نوروز مردم در آن جمع می‌شدند و از او سکه‌های اشرفی عیدی می‌گرفتند. در بروجرد اهمیت زیادی به سنت‌های نوروز داده می‌شد؛ یادم می‌آید رسمی بود به نام «ناقالی» که در آن، گروهی راه می‌افتادند و از در این خانه به آن خانه می‌رفتند و مثل آئین حاجی فیروز، نوروز را به مردم مبارک باد می‌گفتند و مردم هم در مقابل به آنها کشمش و آجیل و ... را عیدی می‌دادند.
برخلاف امروز که تا عید می‌شود، مردم شهر و دیار خود را ترک می‌کنند و به مسافرت می‌روند، آن زمان آئین‌های نوروز مثل چهارشنبه سوری، قاشق زنی، فالگوش ایستادن و دید و بازدیدهای نوروزی پراهمیت بود و اعتماد به نفس، دعای خیر کردن به حق همدیگر، برای مردمان آن زمن بسیار مطرح بود.
پدربزرگ من، حاج محمد کاظم خان تاجبخش، اهمیت زیادی به عیدی دادن می‌داد. یادم می‌آید که میوه‌های نوبرانه و تازه را می‌خرید و به همراه سکه و به خصوص اشرفی زمان قاجار، به دیگران عیدی می‌داد. در خانه پدربزرگ من در بروجرد تالار بزرگی بود که سقفش آینه کاری بود و کسانی که به دیدن پدربزرگم می‌آمدند، در آن جمع می‌شدند و پدربزرگ به آنها، سکه هدیه می‌داد.



.نقل خاطرات ، تنها با ارجاع به سایت شاعران پارسی زبان و ذکر منبع مجاز می باشد
تاریخ ارسال :   1398/1/4 در ساعت : 17:35:3       تعداد مشاهده : 711



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

بازدید امروز : 13,323 | بازدید دیروز : 21,099 | بازدید کل : 138,302,040