ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: فراخوان نوزدهمین دوره جشنواره قلم زرین منتشر شد
۞ :: محفل شعر فاطمی در جشنواره شعر «فجر»
۞ :: رونمایی از کتاب تازه رضا اسماعیلی
۞ :: در ستیز با تحریف‌ها و باژگونگی‌های شعر آیینی
۞ :: رونمایی از «فخر ایران»
۞ :: صالحی: پیوند حیات ایران و انقلاب با شعر
۞ :: «زنده بادا عشق» رونمایی شد
۞ :: بر مزار شهید فخری‌زاده جشنواره شعر فجر را افتتاح می شود
۞ :: معرفی دبیر نوزدهمین جشنواره قلم زرین
۞ :: «رضا اسماعیلی» دبیر علمی «کنگره ملی شعر دفاع مقدس» شد
۞ :: شب شاعر به یاد «سپیده کاشانی»
۞ :: «باقی بقای تو» عاشقانه‌ای عرفانی است
۞ :: حکایت شاعری که «خورشید را در مشت» دارد
۞ :: شاعری پر از پنجره
۞ :: گزارش رونمایی از تازه‌های نشر در هند
۞ :: جشنواره بین‌المللی شعر فجر فراخوان داد
۞ :: بیانیه شاعران و نویسندگان تبریز
۞ :: دبیران پانزدهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر منصوب شدند
۞ :: رونمایی از تازه های نشر در دهلی نو
۞ :: برو ماسک می‌زن مگو چیست ماسک!



خاطرات


303
یغمای خشتمال نیشابوری
کیوان ساکت

من یغما را به واسطه هنرمند همشهری ایشان (رضا شاکری) شناختم؛ ایشان گفتند " یغما شاعر خشتمال است" و من علاقه‌مند بودم تا اینکه یغما را دیدیم و به قول مشکاتیان زلفمان به زلف هم گره خورد. هر پنجشنبه به نیشابور می‌آمدم؛ خانه‌ای که متأسفانه فروخته و در هم کوبیده شد و یک ساختمان بدقواره به جای آن ساخته شده است؛ آن زمان فقط همان ساختمان خشتی با دو اتاق قرار داشت و اطراف آن خانه بیابان و گندم‌زار بود.
یغما تا سی سالگی سواد نداشت و خواندن و نوشتن را با نقاشی یاد گرفت؛ یغما برای اینکه بتواند از کتابخانه عمومی استفاده کند شغل خود را از کارگری به خشتمالی تغییر داد که بتواند صبح‌ها به کتابخانه برود و شعرهای خود را کامل کند.



.نقل خاطرات ، تنها با ارجاع به سایت شاعران پارسی زبان و ذکر منبع مجاز می باشد
تاریخ ارسال :   1398/2/28 در ساعت : 5:22:42       تعداد مشاهده : 451



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

بازدید امروز : 19,046 | بازدید دیروز : 29,468 | بازدید کل : 127,359,413
logo-samandehi