ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: ۵۵ تک بیتی از مولانا
۞ :: شاعری که همه می‌گویند مال ماست!
۞ :: امیری اسفندقه از خوش لفظ گفت
۞ :: «شهر هزار موشک» به روایت شاعر دزفولی
۞ :: میزگرد شعر دفاع مقدس
۞ :: «پنج‌ عکس و پنج‌ روایت» از شهریار
۞ :: سوگواره شعر «پلک صبوری» در آستانه روز شعر و ادب
۞ :: سعید بیابانکی در روزهای پایانی مبارزه با «کرونا»
۞ :: شعرخوانی شاعران ایرانی و فارسی‌سرایان غیرایرانی
۞ :: جایزه ۱۰ هزار یورویی برای بهترین شعر عاشورایی
۞ :: تمجید رهبر انقلاب از شعر عاشورایی «سعید بیابانکی»
۞ :: اختصاصی : نخستین سوگواره مجازی به میزبانی محافل ادبی با عنوان «ده شب ده محفل» برگزار می‌شود
۞ :: اختصاصی : رونمایی شش کتاب فارسی شاعران ایران منتشر شده در هندوستان
۞ :: اختصاصی : فرصتی برای شنیدن صدای شعر انقلاب/معرفی آثار شاعران فارسی‌زبان در دانشگاه‌های هند
۞ :: پویش ادبی اقتراح ماسک راه اندازی شد
۞ :: اختصاصی :  گزارشی از برپایی نقد کتاب " زعفران و صندل" سروده دکتر بلرام شکلا از هند 
۞ :: گزارشی از برپایی نقد کتاب نگارخانه گنگا سروده نقی عباس کیفی از هند
۞ :: نهاد کتابخانه‌ها در حوزه شعر راهی را می‌رود که دیگران نرفته‌اند
۞ :: پیکر علیرضا راهب روز شنبه (هفتم تیرماه) تشییع می‌شود
۞ :: مومنی، حوزه هنری را «مومنانه» اداره کرد



کارگاه شعر

بسم الله النور

به قلم:حمید خصلتی

بخش 2

قواعد تعیین وزن:
برای تعیین وزن یک شعر سه قاعده ی زیر را به دقت باید به کار برد:
قاعده ی یک – درست خواندن و درست نوشتن شعر (خط عروضی)
برای یافتن وزن یک شعر، نخست باید آن را درست و روان و فصیح خواند. در خواندن نباید خط فارسی ما را دچار اشتباه کند. به عنوان مثال در شعر:

طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی
صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست


وقتی این شعر را درست می خوانیم “طاعت آن” به صورت “طاعتان” و “پیش آر” به صورت “پیشار” تلفظ می شود. پس از این که شعر را درست و فصیح خواندیم، باید عین تلفظ را واضح بنویسیم. به عبارت دیگر در تعیین وزن شعر باید خط را تا حد امکان به صورت ملفوظ شعر نزدیک کرد. این خط را “خط عروضی” می نامند.
در نوشتن شعر به خط عروضی رعایت چند نکته لازم است:
١- اگر در فصیح خوانی شعر، همزه ی آغاز هجا (وقتی پیش از آن حرف بی صدایی باشد) تلفظ نشود، در خط عروضی نیز همزه را باید حذف کرد، مثلا در شعر بالا “طاعت آن” با حذف همزه به صورت “طاعتان” تلفظ می شود. همچنین مصراع “بنی آدم اعضای یک پیکرند” با حذف همزه ی “اعضا” به صورت “بنی آدمعضای” خوانده می شود.
٢- در خط عروضی باید حرکت حروف صداردار کوتاه را گذاشت و لازم به یادآوری است که حرکت ها مانند حروف صدادار بلند همیشه دومین حرف هجا هستند.
اِی چَشمُ چِراغِ اَهلِ بینش / مَقصودِ وُجودِ آفَرینِش
روشن است کلماتی مانند “تو” ، “دو” و “و” ربط (عطف) و به صورتی که تلفظ می شوند باید نوشته شوند. یعنی به صورت “تُ ” ، “دُ ” و ” و “. معمولن واو عطف در شعر به صورت ضمه تلفظ می شود، مانند” من و او ” که به صورت ” منُ او ” تلفظ می شود.
۳- حروفی که در خط فارسی هست اما تلفظ نمی شود، در خط عروضی حذف می شود. مثلا کلمات “خویش”، “خواهر” ، “نامه” ، و “چه” به صورت “خیش”، “خاهر”، “نام ِِ” و “چِ ِ ” در خط عروضی نوشته می شوند.
هرچ ِِ بر نفس خیش نَپسَندی / نیز بَر نَفس دیگَری نَپَسَند.
قاعده ی دو – تقطیع:
تقطیع یعنی تجزیه ی شعر به هجاها و ارکان عروضی.
منظور از تقطیع هجایی و تقطیع ارکانی مشخص کردن هجاهای شعر اعم از کوتاه، بلند و کشیده، سپس جدا کردن هجاها و نوشتن شعر به خط عروضی و سرانجام مشخص کردن مرز دسته هجاهای تکرار شونده با / است.
هجا:
هجا یا بخش، یک واحد گفتار است که با هر ضربه ی هوای ریه به بیرون رانده می شود. در زبان فارسی هر هجا دارای یک حرف صدادار است که دومین حرف هجاست. از این رو در هر گفته به تعداد حرف های صدادار هجا وجود دارد. مثلن کلمه ی (پر) یک هجایی و کلمه ی (پر– وا) دو هجایی و کلمه ی (پر — وا — نه) سه هجایی و کلمه ی ( آ - زا - دِ — گی) چهار هجایی است.
انواع هجا:
در وزن شعر فارسی انواع هجا سه دسته هستند: کوتاه، بلند و کشیده.
١)- هجای کوتاه:
دارای دو حرف است یابهتر بگوییم یک حرف صامت ویک صدا یا مصوت و با علامت U نشان داده می شود. مانند کلمات: نه (نَ ) و تو )تُ ( برای مثالی جامع تر برای این هجا میتوان همه ی حروف الفبای فارسی را نام برد که البته با یکی صدا های –َ–، —ِ–، —ُ– خوانده شود مثل ب در اول کلمه ی برادر یا اول ِبراده یا بنازم
٢)- هجای بلند:
دارای سه حرف است و با علامت __ نشان داده می شود. مانند کلمات: ، پا.در تر.سر خر.جم سن.سو.کم.کی
برای جدا کردن هجا های کوتاه از بلند بهترین راه ،بخش کردن واژه هاست به روش قدیمی که به دانش اموزان اول دبستان آموزش داده می شد .مثلا آبادی سه بخش میشود آ+با+دی وهمچنین سه هجا می شود،آ هجای بلند،با هجای بلند،دی هجای بلند واگر بخواهیم هجا های آبادی را به زبان عروضی بنویسیم خواهد شد: - - -
۳)- هجای کشیده:
دارای چهار یا پنج حرف است و با علامت __ U نشان داده می شود. مانند کلمات: نرم، پارس.است.سارد.حشو ساخت
متوجه باشید که یک یا دو حرف آخر هر هجای کشیده، هجای کوتاه نیست بلکه از نظر امتداد هجاها، در حکم یک هجای کوتاه است، زیرا هر هجای فارسی باید دارای یک حرف صدادار باشد.
نکات بسیار مهم:
١- گفتیم که امتداد هر حرف صدادار بلند دو برابر حرف صدادار کوتاه است از این رو در وزن شعر فارسی هر حرف صدادار بلند دو حرفی به شمار می آید. مثلن کلمه ی (سی=س+ای) سه حرفی است. هر یک از حرف های دیگر؛ چه صدادار کوتاه و چه بی صدا، یک حرف به شمار می آیند.با این توضیح میتوانیم بگوییم اگر تمام حروف الفبا در کنار مصوت های آ –ای-او بخوانیم هر کدام یک هجای بلند تشکیل خواهند داد مثل:آ –با- پا-تا-ثا-جا-حا ........ونیز:ای –بی-پی-ثی-جی-حی-خی ...ونیز:او-بو-پو.... همه ی اینها یک هجای بلند را تشکیل میدهند واینگونه نوشته می شوند:- واگر چند حرف از این حروف پشت سر هم بیاید مثل بابا نوشته خواهد شد:-- یا بی بی که نوشته خواهد شد:-- یا واژه سوسو خواهد شد:-- ولی استثناء هایی هم وجود دارد مثل تو به معنی ضمیر که نوشته می شود:U
و دلیلش هم این است که واو چسبیده به حرف ت صدای مصوت بلند او نمی دهد به همین دلیل کوتاه نوشته می شود
٢- در وزن شعر، حرف “ن” پس از یک حرف صدادار بلند در یک هجا (یعنی نون ساکن)، به شمار نمی آید. مانند: برین = بری، خون = خو. یا در کاتبان که کاتبا خواهد شد و در نام گذاری هجا ها از نون آن صرف نظر می شود وبه این شکل خوانده ونوشته میشود کا+ت+با وبه صورت نوشتاریهجاهای آن خواهد بود:-U-
ولی اگر حرف “ن” به هجای بعد منتقل گردد، آن گاه در این هجای جدید، پس از حرف صدادار بلند قرار نمی گیرد و از این رو به شمار می آید. مثلن اگر “دوان آمد” را به صورت “دوانامد” تلفظ کنیم، یعنی حرف “ن” به صورت “نا” در هجای جدید قرار بگیرد، پس دیگر پس از حرف صدادار بلند نیست، لذا به شمار آمده و تلفظ می شود.
۳- ” آ ” در خط برابر است با همزه ی صدادار و حرف صدادار بلند ” ا “، از این رو سه حرف به شمار می آید. مثل: “آباد” که نخستین هجایش سه حرفی است و هجای دومش چهار حرفی
بعد از اینکه هجا هار شناختیم حالا شعر را به خط عروضی می نویسیم. به عنوان مثال شعر :
ای ساربان آهسته ران کارام جانم می رود
وان دل که با خود داشتم با دلستانم می رود
در خط عروضی به این شکل در می آید:
اِی سا رِ با آ هِس تِ را کا را مِ جا نَم می رَ وَد
ای (__) سا (__) رِ (U) با (__) آ (__) هِس (__) تِ (U) را (__) کا (__) را (__) مِ (U) جا (__) نَم (__) می (__) رَ (U) وَد (__)
که مرتب آن می شود:
__ __ U __ __ / __ U __ __ / __ U __ __ /__ U __
هجاهای مصراع شعر بالا را اگر سه تا سه تا از هم جدا کنید، خواهید دید که هیچ نظمی نخواهد داشت، ولی اگر چهار تا چهار تا جدا کنید می بینید که دارای نظم می شود، که از تکرار __ __ U __ تشکیل شده است. آنچه از این جدا کردن وبه نظم چیدن بوجود آمد یک رکن خوانده می شود


تاریخ ارسال :   1391/7/18 در ساعت : 2:42:5       تعداد مشاهده : 3082



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

مصطفی پورکریمی
1391/7/20 در ساعت : 10:13:7
درود بر استاد خصلتی عزیز این کارگاه شعر بسیار واجب بود دست مریزاد
حمید خصلتی
1391/7/23 در ساعت : 0:20:49
امیدوارم بتوانیم مباحثی مفید مطرح کنیم ممنون از همراهی تان
بازدید امروز : 8,197 | بازدید دیروز : 28,955 | بازدید کل : 123,320,126
logo-samandehi