درود بر شاعر پر افتخار ما
غزل از شما در ذهن حک کردم
و بار ها خواندم لذت بردم
کار شما عالی است
من در سبک علاقه زیاد دارم
و این غزلم را برایت تقدیم میدارم
(اوج دل
تا به اوج دل رسیدن فرصتی درکار هست
درهوای او پریدن نهمتی درکار هست
چشم اسرار الهی رخششی درغیب داشت
درتعّین، پرده دیدن حکمتی درکار هست
اشک "من" ازچشم هستی درزمین آه ریخت
درغبار او چکیدن عبرتی درکار هست
درنفس های خزانی برگ عمرم رنگ داد
درمیان ریشه مُردن حسرتی در کار هست
ذوق اجزای وجودم آرزوی نیست داشت
درجنون ذرّه گشتن لذّتی درکار هست
درنبود جنس وحدت کثرتی عریان گشت
در حس یکتاییی بودن صورتی درکار هست
نَفس اعضای وجودی ازنصیب عشق مُرد
تا خودی را زنده کردن فرصتی درکار هست
بیخود
و از شما خواهش است تا بنده را نوازش کنید
و نقد نمایید
این عزل را به دلیل این که من در آغاز این راه هستم
مرا یاری کنید به خاطر هر چه خوبتر غزل هایم
این حقیر به وجود شما افتخار دارد
خواهان تان :عبدالله بیخود
بیخود بسیار عزیز
سلام
این آغاز بهاریست که سالهای نیکو را نویدمی دهد. تنها نهمت به معنای هدف غایی وایدئال است. شاید منظورهمت بوده باشد.وعریان را اگر کشیده بخوانیم کاهش وزنی سترده می شود.
واما می توان «بی پرده » را بجایش گذاشت و درفرجام پعض مصرعها بنابر نابجا نشینی بعض واژهها به غموض وگنگی گرفتاراند، مانند : نفس اعضای وجودی ازنصیب عشق مرد. درچارچوب همان وزن جای کلمه ها یا خود کلمه ها رامطابق آن چه می خواهید بگویید، عوض کنید. این پیام دوستانه است ، نه نقد.
با عالمی بهیخواهی