ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بر اساتید گرانقدر.... - شعر زیبای استاد و نظرات خوب اساتید را خواندم. تنها چیزی که به نظرم آ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با سلام و درود. - بر خلاف دیدگاه سرکار خانم بهرامچی بر این باورم که شاعرانگی در بیت بیت این غزل که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - گرچه حقیر به استقلال بیت در غزل اعتقاد دارم و کلا چالش ایجاد کردن در خصوص عدم تناسب د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهسا مولائی پناه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
درود - متنی ساده بود تا شعر - هم از نظر ساختار و هم از نظر محتوا - دور از شعر بود - اشعار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد یزدانی جندقی
سلام محمد علی رضا پور عزیز شاعر گرانقدر . - حقیر را به خوانش اشعارتان فرا خوانده اید ؛ از حسن اعتم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و درود بر استاد گرانقدرم جناب خادمیان عزیز! - - استادبزرگوار! فرموده تان درست است و حقیر ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صدرالدین انصاری زاده
فرد اعلی نباشیم! - """""""""""""""""""""" - نمی دانم در ادبیات این کشور چه می گذرد. بهتر بگویم:   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود میلاد مسعود امام زمان بر شما مبارک باد - - جناب رضا پور عزیز بیت ششم مصرع اول   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و عرض ادب - از استاد صفادل همیشه اشعار خوب خوانده ام و این بار نیز ، ضمن احترام به نظر سرکار   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



هستی تو ای بشر عجب معجونی؟

مستفعلن مفاعلن مفعولن
 

تا از زمان برون نیایی چونی؟

در هر زمان هماره در اکنونی

تا از زمین جدا نگردی باشد

هر لحظه در کمین تو ملعونی

دل داده‌ای به دیو و دنیا داری

در این معامله چه بس مغبونی

با جهل خود بسی خرابی آری

آخر چرا دگر ز خود ممنونی؟

بگزین فقط دمی در این خیل غم

آن لحظه‌ای که بر خدا مفتونی

 

 

کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1395/10/4 در ساعت : 21:36:26   |  تعداد مشاهده این شعر :  1393


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

ابراهیم حاج محمدی
1395/10/9 در ساعت : 0:30:12
با درود و سلام به همه ی دوستان صاحب نظر
دوست عزیز و ارجمند مان جناب وثیق زاده انصاری عزیز توجه ندارند که اوزان
فع لن فعل مفاعلن مفعولن
یا :
مفعول فع مفاعلن مفعولن
یا
مستفعلن مفاعلن مفعولن
در هیچ یک از بحور و دوائر عروضی نمی گنجد . وگر نه نه تنها ذو بحرین بلکه ذو بحار از کار در می آمد این باصطلاح شعر ایشان !!!
آفرینش وزن جدید وقتی صورت پذیر است که آفریننده بتواند دائره ی عروضی و نام بحر سروده را تعیین کند که متآسفانه حضرت ایشان از این کار عاجز است . کما اینکه در ذیل یکی دیگر از آثار ایشان از ایشان خواستم نام بحر عروضی سروده ی خود را مشخص کنند و مع الاسف ایشان از انجام اینکار درماندند !
عباس خوش عمل کاشانی
1395/10/6 در ساعت : 19:28:31
جناب وثیق زاده ی ارجمند و گرانمهر.کمین کسانی را که در حقم جفا و ستم هم کرده اند دشمن نمی دارم ؛ چه رسد به شما که از قلمتان کمترین جسارتی به من نشده است.من برای شما بعنوان فعال عرصه ی شعر و ادب احترام قائلم و درودتان می فرستم ؛ اما شما را حتی ناظمی موفق هم نمی دانم چه رسد به شاعری موفق.هرکس که به عروض وارد باشد و فن تقطیع بداند به راحتی در می یابد که شما در این سروده وزن را باخته اید.شما و کسانی که موافق نظرتان هستند بر من ثابت کنند که به قول شما «نخست خود راکوک» نفرموده ام و «وزن شعر را اشتباه» می خوانم.منتظرم.
حمید وثیق زاده انصاری
1395/10/7 در ساعت : 14:49:57
سلام مجدد بر استاد گرامی. وزن شعر، مستفعلن مفاعلن مفعولن است که به اشتباه آن را مستفعلن مفاعل مفعولن تصور فرموده‌اید. از این رو در مصراع دوم به اشتباه دو کلمه‌ی در و اکنونی را به هم وصل کرده و به صورت درَکنونی می‌خوانید در حالی که باید به صورت چهار هجای کشیده‌ی در اک نو نی خوانده شود. همچنین در مصراع چهارم تو ملعونی را به صورت یک هجای کوتاه تُ و سه هجای کشیده مل عو نی می‌خوانید در حالی که با کشیدن تو باید هر چهار تا را به صورت هجای بلند بخوانید. برقرار باشید استاد
عباس خوش عمل کاشانی
1395/10/5 در ساعت : 8:31:28
از دیدگاه من اگر آقای وثیق زاده از شعروشاعری توبه کند بزرگترین گناه زندگی هنری و ادبی اش را ترک و از آن توبه کرده است و امید است الهه ی شعروهنر بر دفتر جرائمش خط بطلان کشیده و وی را پس از مغفرت به رَوح و ریحان برساند.ایشان در این جدیدترین باصطلاح شعر خود که وجه بارزش مثل همه ی باصطلاح شعرهای قبلی شان تصنعی بودن است وزن را رعایت نکرده اند و جالب این است که خود را یک پا عروض دان می دانند.وی در اولین مصراع از بیت مطلع که قاعدتأ بایستی برخوردار از حسن باشد زمام وزن را از دست داده اند:
تا از زمان برون نیایی چونی؟
در هر زمان هماره در اکنونی...
هر بچه شاعر مبتدی ای بدون کاربرد باسکول و قپّان و ترازو به اضافه وزن مصراع اول پی می برد و با خود می گوید :این آدم مدعی چرا در مصراع نخست به جای «نیایی» از «نشوی» بهره نبرده تا مصراع را درست و درمان ارائه دهد؟:
تا از زمان برون نشوی چونی؟
در هر زمان هماره در اکنونی....
البته دوستان ارجمند مستحضر باشند که ارادتمند باصطلاح شعر را از بعد تکنیکی بررسی می کنم و کاری به معنای درست و غلط و کلا غثّ و سمین سروده ندارم....
و اما در مصراع اول بیت دوم هم آن اضافه وزن مذکور موجود است و ایشان در این مصراع بایستی به جای «نگردی» از «نشوی» استفاده می کرد:
تا از زمین جدا نشوی باشد
هر لحظه در کمین تو ملعونی....
و شوربختانه از بیت دوم به بعد تا آخر سروده وزن باختگی در همه ی مصراعهای اول و دوم بطور دهشتناکی وجود دارد که ارادتمند جفای بر وقت و طبع خود می دانم مو به مو اشاره کردن و توضیح دادن را.و اما جهت تلطیف بحث و تغییر ذائقه ی مخاطبان ارجمند و هم بعنوان حسن ختام ، لطیفه ای در باب «تصنع» و «مصنوع» بیاورم که سروده ی شاعر بر این مبنا و مدار است:
استاد ما «ع.بلعم سخاوش» از راهی می گذشت.آدمیزاده ای را دید در کنار خرمنی از خاکستر و زرنیخ و آهک و پشم بز نشسته و این همه را به هم آمیخته و سپس آب بر آن افزوده و چیزهایی به شمایل کشک می سازد.استاذنا در شگفت شد و پرسید:ای آدمیزاده چه می سازی؟آدمیزاده هم نه گذاشت و نه برداشت و با صوت جلی فرمود:عنِ مصنوعی سگ می سازم!استاد «ع.بلعم سخاوش» در عین تحیر روده بر از خنده شد و آدمیزاده را گفت:خدا پدرت را بیامرزاد ؛ از موجودی به نام سگ عنِ طبیعی چه خاصیتی دارد و به چه ارزد که تو مصنوعی اش را می سازی؟و آن گاه با عصای آبنوس مبارک ده بار بر باسن آدمیزاده کوفت! و حالا....العاقل یکفیه الاشاره.والسلام.


حمید وثیق زاده انصاری
1395/10/5 در ساعت : 16:54:46
سلام جناب استاد خوش عمل. اشکال کار برخی از اساتید محترم این است که وزن شعر که در سطر اول اشعار می‌آورم را توجه نمی‌فرمایند و نخست خود را با آن کوک نمی‌فرمایند. وزن شعر را اشتباه می‌خوانید.
البته استاد خوش عمل گرامی دارای غرلیاتی چنان فخیم و زیبا (که برخی از آنها را در سایتم آورده‌ام) هستند که زبان توهین آمیز این بزرگوار را نادیده گیریم، و آن را به مزاحی نه چندان گزنده تعبیر کنیم. هر چند ما را دشمن دارید ما دوستتان داریم. پاینده باشید.
عباس خوش عمل کاشانی
1395/10/9 در ساعت : 10:52:56
درود بر همگی....
*بر مدار اشتباه!
جناب آقای خصلتی عزیز و جناب آقای وثیق زاده و سایر عزیزان.این جانب بعنوان مسلمانی معتقد و مرعی حق الله و حق الناس-که به این مورد اخیر اعتقادی راسختر و مضاعف دارم-حق و حقوق فرهنگی ادبی و هنری انسانها را نیز از مصادیق بارز حق الناس می دانم و تضییع آن را موجب عقوبت.از این رو اذعان می کنم که با نقد سروده ی جناب وثیق زاده که در بحر نامطبوع است و ایشان وزن مورد اشاره را ابداع کرده اند و طبع کمین با بحور نامطبوع هماره در تضاد ، در تقطیع شعر مورد نقد به خطا رفتم و حق مسلمی از یک برادر دینی را تضییع کردم و وقتی یکی از دوستان ارجمند-جناب اقتداری-در تماسی تلفنی کمین را متوجه اشتباهم کرد بر آن شدم که عاجلا در این بخش از سایت به اشتباه خود اذعان کنم و به عرض برسانم که سروده ی جتاب وثیق زاده بر وزن ابداعی -هر چند نامطبوع- درست است و اشکالی بر آن وارد نیست.نکته ی آخر اینکه ارادتمند تا کنون هیچ شعری حتی یک بیت در وزن نامطبوع نسروده ام و کاملا مخالفم که وقتی شاعر می تواند سلیس و روان بسراید چه نیازی است که بر بحور نامطبوع روی کند و ضمن به اشتباه انداختن امثال کمین ، خوانندگان اثر را نیز در خوانش با اشکال مواجه کند؟ضمن حلالیت طلبی از جناب وثیق زاده عرض می کنم بر مبنایی که بنده نیز وزن نامطبوع شعر ایشان را تغییر دادم شعر قابل تقطیع و در عین سلاست است.نعوذبالله من زلل والخطیئه.
حمید وثیق زاده انصاری
1395/10/10 در ساعت : 9:17:16
سلام بر همه اساتید و دوستان گرامی
ضمن تشکر صمیمانه از راهنماییهای آموزنده همه و به ویژه ضمن تشکر ویژه از استاد گرامی جناب خوش عمل که بنده نوازی فرمودند و با تماس تلفنی خود شرمنده‌ام نمودند اجازه می‌خواهم به دو نکته اشاره نمایم:
ا- سعی‌ام بر این بوده است که از میان ده‌ها هزار وزنی که شعر فارسی با قابلیت ویژه خود می‌تواند داشته باشد اوزان مغفولی که به نظر می‌رسد احتمالاً خوش آهنگ هستند و قابلیت مطبوع شدن را دارند معرفی نمایم. البته ممکن است در این تلاش با عدم موفقیتهایی روبرو شوم که مشکلی نیست و انسان جایز الخطاست و باید بدون هراس کار را انجام دهد تا بالاخره بهترین و صحیحترین راه برگزیده شود. اما خواهش می‌کنم این که وزنی ولو خوش آهنگ در بحری دسته بندی نشده را دلیلی بر عدم جواز در سرودن در آن وزن تلقی نفرمایید. تصور نمی‌کنم عروضیون قدیم ما مثلا‌ همه ی بیش از شصت هزار وزن ممکن برای یک مصراع 14 هجایی را بررسی و در بحور مربوط به خود دسته بندی کرده باشند. مثلاً چندی پیش شعر یا نظم زیر را روی سایت گذاشتم:
من از او نمی‌توانم بگذشت
و یقین بدان که خواهم برگشت
ز چه می‌کنی تو منعم واعظ
که ز بام ما فتاده است آن تشت
من و ترکِ مِی پرستی هیهات
چو منم وَ آن صنم در گلگشت
تو بمان کنار من ای یوسف
چو که جُستمت ز چاهی در دشت
من و عشقِ جستنِ راهی تا
به خدا که زآدمی پنهان گشت
جناب استاد نجوا کاشانی در ذیل آن نوشتند: درود و دست مریزاد
یا عرض پوزش بحری که شما نوشته و شعر بر مبنای آن سروده اید ( فعلات فاعلاتن فاعن ) ظاهرا از بحور عروضی تعریف شده نیست
ممکن است آدرس آن را به بنده هم بدهید تا بیشتر در موردش مطالعه کنم

و بنده پاسخ دادم

سلام استاد گرامی
ممنون از توجه شما.
احتمالاً همان طور است که می فرمایید، و آدرسی برای آن ندارم. اشعار خود را با قید سرودن در بحر خاصی نمی سرایم. تصورم این است که چنین قیدی احتمالاً باعث محرومیت شاعر از سرایش در اوزان جدید و احتمالاً خوش آهنگ می شود.
پاینده باشید استاد گرامی
تصور می‌کنم به هر حال این وزن گرچه ظاهراً در بحور موجود دسته بندی نشده اما خوش آهنگ و مطبوع است (چون مثلاً تمجید خانم شاعره محترم دیگری را هم داشت که نمی‌دانم چرا کامنتهای ایشان بر اشعارم قابل نمایش در سایت نیست).
2- سعی کرده‌ام (در سایتم) دست به این عمل احتمالاً ابتکاری بزنم (البته تا جایی که توان و زمان اجازه دهد) که گزیده‌های زیبای غزلیات شعرای قدیم و جدید را بر مبنای وزن آنها دسته بندی کنم (و در این راه از مساعدت دوستان استقبال می‌کنم). برای انجام این عمل نیاز بوده است که هر صفحه ای که به یک وزن اختصاص داده می‌شود تنها یک نام واحد داشته باشد (نه مثلاً مثل آنچه استاد حاج محمدی گرامی در مورد این شعر گفته‌اند مثلاً سه نام مختلف یا حتی بیشتر داشته باشد) چون هدف، اختصاص خودِ وزن به عنوان نام وزن بوده است. در این راه لازم بوده است یک و تنها یک رویه واحد برای وزن گزینی اتخاذ و معرفی شود که کاری بوده است که در صفحه فن شاعری بر روی سایت انجام داده‌ام. اصراری نیست که حتماً آنچه در آنجا ارائه شده به عنوان رویه واحد برای وزن گزینی قبول شود، اما مایلم باز بر لزوم اتخاذ این رویه واحد تأکید کنم و از اساتید محترم بخواهم اگر مایلند تشریک مساعی نمایند و رویه واحدی (احتمالاً غیر از آنچه ارائه داده‌ام) معرفی نمایند.
درود بر همه اساتید گرامی
علی اصغر اقتداری
1395/10/9 در ساعت : 10:29:54
سلام
با همه ی ارادتی که به جناب استاد خوش عمل دارم در این مورد با ایشان موافق نیستم
تمام ابیات این شعر را که بررسی کردم باوزن ارایه شده ی شاعر محترم هماهنگی دارد وهیچ گونه لغزش وزنی در آن مشاهده نمی شود تمام ابیات بر وزن مستفعلن مفاعلن مفعولن می باشد اجتمالا جناب خوش عمل در اکنون را دَرَکنون خوانده اند وهمی مساله باعث این برداشت شئده است
اما این که این وزن نامطبوع ودر هیچ یک از دوابر وزنی نیامده کا ملا صحیح است واین که شعریت نداذد وتا حد نظم افول کرده نیز با استاد خوش عمل موافقم برای شاعر آرزوی موفقیت دارم وتوصیه ام این است که به جای تلاش درابداع وزن های جدید که البته اگر مظبوع باشد کارخوبی هم هست بیشت سعیشان براین باشد تا نو آوری در کلام وزبان شعری خود داشته باشند ما دیگر چچچچگونه ای یا چطوری را هرگز چونی؟ تلفظ نمی کنیم در یک کلام ساده بهازبان قرن چهاردهم شعرمان را بگوییم نه با زبان قرن پنجم
رضا محمدصالحی
1395/10/8 در ساعت : 9:49:56
جناب آقای وثیق زاده ی گرامی

ایرادهای استاد خوش عمل کاملا وارد است و این نیست که ایشان وزن سروده ی شما را نیافته است بلکه قیاس ایشان با استاندارهاست
شعر همانطور که هست خوانده می شود نه آنطوری که شاعر دستور می فرمایند !
مگر می شود برای شعر دستورالعمل قرائت نوشت که چگونه بخوانید ؟ قرار نیست که اشعار هم کاتولوگ نحوه ی مصرف داشته باشند جناب انصاری !
رعایت قواعد و بحور عروضی تازه الفبای سرودن شعر است و بعد از آن به سایر ویژگی های یک شعر می رسیم اعم از خیال پردازی ، ایماژگری ، استفاده از صنایع ادبی به جا و درست ، حسن تالیف ، سلامت مضمون و .... که سروده شما در همان قدم اول متوقف مانده است و اصرار شما بر این اشتباه جای تعجب دارد .


نام ارسال کننده :  ارادتمند     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
آقای وثیق زاده گرامی! نیکوتر آن است که از _وزن_ به درآیید وسروده های وزین بسرایید.وزین بودن سروده خود بهتر می دانید که به خیال وعاطفه برمی گردد.چیزی که خود من هم در این زمینه پایم لنگان است، واین را پیش از شما برای خودم می نویسم.
بازدید امروز : 2,366 | بازدید دیروز : 11,754 | بازدید کل : 122,233,892
logo-samandehi