ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای حاج محمدی شاعر گرامی - قافیه هایی که در غزل به زور به کار برده اید زیبا ننشسته اند: انگ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقا.... همین که متن نظرم را انعکاس دادید کافیست آنان که باید بخوانند و می خوانند و می فهمند م   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - سروده با اشاره به/ این عید/ ( بدون قرینه - کدام عید؟) ضعیف شروع شده است و در مصرع بعد به ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
با عرض سلام مجدد - منظورم این دو بیت بود: - - اینجا اگر چه رو به فراوانی است شیخ - امّا چه    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



نوبهار کودکی


عاشقی دلخسته ام پر شور همچون کودکی
می دهد قلبم به من دستور همچون کودکی
.
بی خبر از حال و روز خود در این پروانگی
گاه شادان و گهی مهجور همچون کودکی
.
می دوم در خاطراتم سر خوش و بی اختیار
همره پروانه و زنبور همچون کودکی
.
قُل قُل قلیان و چایی بوی خاک و خِشت تر
می برد یادم به عهدی دور همچون کودکی
.
شیشه های کوچک سرخابی درب اتاق
پرنیان هفت رنگ نور همچون کودکی
.
حوض آب و ماهی و فواره و هستم هنوز
خیس و خندان تا کمر ، مسرور همچون کودکی
.
ظهر تابستان و مادر خواب و من روی درخت
می کَنم آن خوشه‌ی انگور همچون کودکی
.
شور بازار قدیم آهنگ چکُش روی مس
رقص من در هاله ای از نور همچون کودکی
.
کوچه بازار و اذان و راه دور مدرسه
بوی بریان می دهد بد جور همچون کودکی
.
قافیه تنگ است و می دزدد مرا از خاطرات
خواب ناز و پرده ای از تور همچون کودکی
.
آرزو دارم بمانم تا ابد در این هوا
ای خدا باشد اگر مقدور همچون کودکی
.
کلمات کلیدی این مطلب :  نوروز ، ایمان ، کاظمی ، عروض ، قافیه ، عید ، نوبهار ، کودکی ، خاطره ، خاطرات ،

موضوعات :  کودکانه ،

   تاریخ ارسال  :   1397/1/4 در ساعت : 11:36:37   |  تعداد مشاهده این شعر :  1189


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 14,006 | بازدید دیروز : 20,509 | بازدید کل : 142,548,333
logo-samandehi