ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام بر دوستان - تقطیع، همان تلفظی است که در هنگام خواندن شعر اتفاق می افتد : - حس/ سس/ سِ / تی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر جناب حاج محمدی - بله حقیر بعد از ویرایش شعر مطلب را نوشتم که نمی باید می نوشتم - الب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست جناب نژاد هاشمی عزیز و ارجمند - در این مصرع:[[گُل ِ زیبای بادام های کوهی داشت چشمان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عمو صادق عزیز و ارجمند سلام - همانگونه که ملاحظه می فرمائید شاعر محترم جناب صالحی عزیز وجود اشکال    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر استاد حاج محمدی - مواردی که فرمودید حقیر اشکال وزنی نمی بینم - وزن شعر هست - مفع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام حضرت دوست - بله حق با جنابعالی است و همانطور که عرض کردم این غزل شتابزده به اشتراک گذاشته ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
حضرت دوست جناب صالحی عزیز و ارجمند. سلام علیکم. - طاعات و عباداتتان قبول درگاه حضرت حق. - از حضر   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



«مبادا که غافل شویم»
«مبادا که غافل شویم»
 
رهاکن خودت را از این قیدو بند
به پرواز در آسمان، دل ببند!
 
بگو آن چه شایسته ی جان توست
غزل های روشن ، رها، دلپسند!
 
غزل های سرشار از آفتاب
 دل انگیزتر از بهار، ازپرند
 
دراندیشه ی مردم خویش باش
که هستند این روزها پرگزند
 
از اندوه این شهر، حرفی بزن
از احوال این  مردمِ دردمند !
 
کمی هم ازاین خشکسالی بگو
از این رنج و این روزگار نژند!
 
هواخواه باران و آیینه باش
ببینی مگر برلبی نوشخند !
 
دو خط هم از احوال ایران بگو 
 و از ظلم ضحاک پرمکر و فند
 
به جان تهمتن درودی فرست
بگو پهلوانا، بتازان  نوند !
 
از آن مرد و آن تیر افسانه ای
 از آرش بگو از کمان و کمند!
 
نکو دار  نامِ بزرگان خویش
فرست آفرینی به سالار زَند!
 
دعا کن به فرهاد در بیستون
که شیرین شود روزگارش چو قند
 
دو مصرع از اروند و کارون بگو
از احساسِ هامون و از هیرمند
 
بگو از دنا، از دماوند کوه
 از البرز، از زاگرس، از سهند!
 
مبادا مبادا که غافل شویم
ازایران  ازاین کشور سربلند!
 
کلمات کلیدی این مطلب :  قید ، رها ، خشکسالی ، ضحاک ، سالارزند ، ایران ، دماوند ، بیستون ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1399/6/25 در ساعت : 12:39:14   |  تعداد مشاهده این شعر :  274


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

اکرم بهرامچی
1399/7/3 در ساعت : 20:8:58
دو خط هم از احوال ایران بگو
و از ظلم ضحاک پرمکر و فند
به جان تهمتن درودی فرست
بگو پهلوانا، بتازان نوند !
مبادا مبادا که غافل شویم
ازایران ازاین کشور سربلند!
هزاران درود
بازدید امروز : 9,745 | بازدید دیروز : 33,024 | بازدید کل : 131,144,900
logo-samandehi