ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر حضرت استاد - غزل شورانگیز متفاونی است از شما با درونمایه ای از سبک هندی....دستمریزاد. -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
پس آن شاعری که آنچه دیگران نمی بینند می بیند کجاست پس رسالت شاعر را کدام پیامبر و در کدام پیامرسان ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابوالحسن درویشی مزنگی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - با آوردن توضیح زیر شعر موافق نیستم - به مخاطب احترام بگذارید تا خودش محل منازعه و چالش    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - اینکه فقط شاعر یک بیت شعر تولید کند در حقیقت مرتکب تک بیت گویی نشده است -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر ارجمند جناب سلیمانپور - ای کاش می شد - در بیت ششم - ای دل - حذف و بجای ان عب   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



عشق تو ديوونگي رو آفريد
عشق تو دیونگی رو آفرید من می خواستم قدِ واژه رو تنم ، اين لباسِ عشق و تن پوشت كنم تو با واژه ها غريب و آخرش ، لعنتي بايد فراموشت كنم من مي خواستم از گلويِ سرخِ عشق ، حجمِ سنگينِ سكوت و رد كنم واسه دل بستن كنارت هر نفس ، قلب مو به بودنت بند كنم من مي خواستم بگذرم از هر چي بود، تا از هرچي غيرِ تو دور بشم تويِ شهرِ چشمايِ تو به جنون ، به جنوني با تو مشهور بشم بگذرم از رگ و رگ هايِ تنم ، تا رو تار و پودِ تو راه برم تو نهايت از خطوطِ فاصله ، با نفس هايِ تو همراه برم من مي خواستم تو شبانه هاي دور ، با تبِ دستِ تو محرمانه شم دستِ تو با لمسِ من دور و بايد ، با تو بيگانه اي عاشقانه شم اون قَدَر عشق و بلد بودم و تو ، تو مي خواستي دور شم و دور شدم تو نشون دادي تنِ زخم شدم و ، زيرِ شلاقِ نفس هايِ خودم بايد رد مي شدم از تو آخرش ، بي تو بي حوصله بي تاب برم تو تپش هايِ شب از ادامه ي ، اين شبِ تلخ و سمج خواب برم تويِ هر نفس كه دورم از خودم ، به تو كه توو آينه اي وصل بشم اون قَدَر رد شم از اين جنون با تو ، كه با تو سركشِ اين نسل بشم بكِشم دست از آيينِ زمين ، تا خلافِ مذهبِ عشق برم برنيومد كُفر از اين عبادت و ، بايد رو به غضبِ عشق برم بايد از هر رجِ رگ هاي تنم ، واژه واژه اسم تو خط بزنم اون قَدَر دور شم از يادِ تو كه ، آينه بشناسه كه روبروش منم من مي خواستم جايِ روزايي كه رفت ، تو رو توو آينده تكرار كنم خوابِ غفلت زده ي خلوت مو ، با سر انگشتِ تو هوشيار كنم من مي خواستم رد شي بامن از سكوت ، تا با يك اشاره آواز بشم عطشِ واژه رو لب هام و بايد ، تويِ كشفِ غزل آغاز بشم بايد از نو پس بگيرم تن تو ، از تو خوابايي كه مي شه تو رو ديد ديره دست كشيدن از تو آخرش ، عشقِ تو ديونگي رو آفريد
کلمات کلیدی این مطلب :  فراموش ،

موضوعات :  ترانه ،

   تاریخ ارسال  :   1398/10/3 در ساعت : 21:39:0   |  تعداد مشاهده این شعر :  198


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 14,407 | بازدید دیروز : 28,229 | بازدید کل : 123,233,583
logo-samandehi