ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر حضرت استاد - غزل شورانگیز متفاونی است از شما با درونمایه ای از سبک هندی....دستمریزاد. -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
پس آن شاعری که آنچه دیگران نمی بینند می بیند کجاست پس رسالت شاعر را کدام پیامبر و در کدام پیامرسان ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابوالحسن درویشی مزنگی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - با آوردن توضیح زیر شعر موافق نیستم - به مخاطب احترام بگذارید تا خودش محل منازعه و چالش    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - اینکه فقط شاعر یک بیت شعر تولید کند در حقیقت مرتکب تک بیت گویی نشده است -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر ارجمند جناب سلیمانپور - ای کاش می شد - در بیت ششم - ای دل - حذف و بجای ان عب   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



مهر همسری
داد مادر به دختر، پیغام که کند شوهر تو با من ،جنگ هر کجا بیندم از دور، کند با غضب،روی،به من آن الدنگ گر تو خواهی که عاقت نکنم هم کشم سخت،در آغوشت،تنگ روی و زهر به کامش ریزی با لب ساغری از جنس شرنگ دختر بیخرد و منگل و خل خام مادر شد و آن بی فرهنگ رفت تا زهر به شوهر بدهد خاک عالم به سرت آی!مشنگ! چون که شوهر ز سر کار آمد خسته و کوفته با یک دل تنگ زن نااهل،شرابی آورد شربتی زهر،ولیکن خوش رنگ داد بر شوهر و شوهر را کشت آن زن منگل و نااهل و ملنگ رفت تا قصه،به مادر گوید دم در خورد زمین،آن دلسنگ آمد از پیکر آن مرد،صدا یک صدای خوش و شادان و قشنگ جانم ای جان! که زنم خورد زمین ای خدا!شکر ازین ضرباهنگ زنده شد شوهر از افتادن او شد ،پی دختر ناز سرهنگ خواستگارش شد و آن دختر،نیز دل به او داد و به لحن و آهنگ... با دوصد غمزه و صد ناز و ادا بله ای گفت به آن مرد زرنگ زن ناز و گل و مادرزن گل گشت سرمایه ی آن یوزپلنگ
کلمات کلیدی این مطلب :  داد ، مادر ، شوهر ، مادرزن ، سرمایه ، یوزپلنگ ، پیغام ، جنگ ، شرنگ ، تنگ ،

موضوعات :  اجتماعی ، طنز ،

   تاریخ ارسال  :   1398/11/23 در ساعت : 7:32:10   |  تعداد مشاهده این شعر :  210


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 10,284 | بازدید دیروز : 28,229 | بازدید کل : 123,229,460
logo-samandehi