ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



مهر همسری
داد مادر به دختر، پیغام که کند شوهر تو با من ،جنگ هر کجا بیندم از دور، کند با غضب،روی،به من آن الدنگ گر تو خواهی که عاقت نکنم هم کشم سخت،در آغوشت،تنگ روی و زهر به کامش ریزی با لب ساغری از جنس شرنگ دختر بیخرد و منگل و خل خام مادر شد و آن بی فرهنگ رفت تا زهر به شوهر بدهد خاک عالم به سرت آی!مشنگ! چون که شوهر ز سر کار آمد خسته و کوفته با یک دل تنگ زن نااهل،شرابی آورد شربتی زهر،ولیکن خوش رنگ داد بر شوهر و شوهر را کشت آن زن منگل و نااهل و ملنگ رفت تا قصه،به مادر گوید دم در خورد زمین،آن دلسنگ آمد از پیکر آن مرد،صدا یک صدای خوش و شادان و قشنگ جانم ای جان! که زنم خورد زمین ای خدا!شکر ازین ضرباهنگ زنده شد شوهر از افتادن او شد ،پی دختر ناز سرهنگ خواستگارش شد و آن دختر،نیز دل به او داد و به لحن و آهنگ... با دوصد غمزه و صد ناز و ادا بله ای گفت به آن مرد زرنگ زن ناز و گل و مادرزن گل گشت سرمایه ی آن یوزپلنگ
کلمات کلیدی این مطلب :  داد ، مادر ، شوهر ، مادرزن ، سرمایه ، یوزپلنگ ، پیغام ، جنگ ، شرنگ ، تنگ ،

موضوعات :  اجتماعی ، طنز ،

   تاریخ ارسال  :   1398/11/23 در ساعت : 7:32:10   |  تعداد مشاهده این شعر :  280


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 17,028 | بازدید دیروز : 41,109 | بازدید کل : 127,255,122
logo-samandehi