ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - وزن این مصرع ایراد دارد - تبريك گفت به خويش و سپس سريع - شاید به این شکل بوده - تبری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - وزن بسیار سختی را انتخاب نموده اید و البته به خوبی هم از پس آن برآمده اید - - اما سرود   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام شاعر - سعی کنید از زمین کنده شوید و بیستر از عشق های آسمانی بنویسید تا اشعارتان عمیق تر و مان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - غزل زیبایی است - اگر دو بیت آخر را از عشق های زمینی پاک می کردید بهتر بود - برقرار باشی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام بر شما شاعر توانمند - غزل های بسیار خوبی دارید احسنت! - اما در این غزل ، - وزن مصرع اول ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام بر شما - در مصرع دوم بیت اول بعد از "هست" یک هجای کوتاه کم است می توانید به این شکل مشکل را ح   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - با عنایت به بیت مطلع که برایش گل فرستاده اید! پیشنهاد می کنم مصرع اول ببت دوم را به شکل زی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : غزل باران
برادر جان باصره به تنهایی یک واژه است به فرهنگ لغت مراجعه بفرمایید - و در ثانی حروف الحاقی هم وقت   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



مثنوی آب
* مثنوی آب :
 
چشمه ها نابینا ، رودها بیمارند
شاخه ها خشک و خشن ، ابرها بیکارند
 
شوره زاران از گل ، گوی سبقت بردند
آبشاران همگی ، یک به یک پژمردند
 
بادها با خودشان ، بوی مرگ آوردند
خبر فوت گل و مرگ برگ آوردند
 
خبری تلخ که کرد ، خواب را هم بی خواب
خبر سنگینی است ، خبر " مرگ بر آب  ! "
 
خبر این است : همه ، مست و بی تاب شدند
عامل مرگ حیات ، دشمن آب شدند
 
آب که آیاتش ، سند راز بقاست
آب ، این شیشه ی عمر ، جان و سرمایه ی ماست
 
آب هم مثل وطن ، مادر ماست ، بله !
آب ، این مظلومه ، تک و تنهاست ، بله !
 
پس بیایید همه ، حامیانش باشیم
مثل سرباز وطن ، پاسبانش باشیم
 
سر گل را نبریم ، بد به جنگل نکنیم
چشمه ی پویا را ، پست و تنبل نکنیم
 
لطف کن ! منظره را ، غصه آلود نکن
خار را در چشم ، این همه رود نکن
 
زندگی را به همه ، تلخ و غمگین نکنیم
بارمان ، دنیا را ، سخت و سنگین نکنیم
 
شعرهامان ای کاش ، لایق آب شود
حرف هامان همگی ، حرف سهراب شود
 
خواست آن شاعر آب ، بد به ساحل نکنیم
خواست سهراب فقط ، « آب  را گل نکنیم »
 
تشنگی ها سر خاک ، کاش نازل نشود
خاطر باغچه ها ، متزلزل نشود
 
ناجی آب شویم ، هیچ دل دل نزنیم
روی پیشانی آن ، مهر باطل نزنیم
 
مهر باطل نزنیم ، روی پیشانی آب
کاش هرگز نرسد ، روز ویرانی آب
 
روی برگ دلمان ، باید این گونه نوشت
« آب را گل نکنیم » تا بسازیم بهشت


   تاریخ ارسال  :   1398/12/1 در ساعت : 14:48:33   |  تعداد مشاهده این شعر :  547


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

زینب شیخی
1398/12/1 در ساعت : 17:5:54
احسنت استاد:)
حنظله ربانی
1398/12/1 در ساعت : 19:36:51
درود بی پایان بر شما
سید محمدرضا لاهیجی
1398/12/5 در ساعت : 13:0:8
درود بسیار زیباست
حنظله ربانی
1398/12/6 در ساعت : 10:38:2
سپاس جناب لاهیجی عزیز
بازدید امروز : 13,002 | بازدید دیروز : 21,099 | بازدید کل : 138,301,719