ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عزیز بزرگوار جناب رضاپور گرامی! تعریف جدیدی از ترنج صورت نپذیرفته است. این که بگوئیم ترنج قالبی است    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
سلام و درود بر حضرت دوست جناب رضا پور عزیز - @@@@@@@ - می دانم که تلاش دارید جناب حیدری فخر را ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : م. رضاپور
بسم الله الرحمن الرحیم - سلام و درود به همه ی عزیزان بویژه حضرت دوست، - جناب استاد حاجی محمدی ع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد عزیز - پیشنهادتون خوب بود - اینطور اصلاح میکنم - جز این همه کار و بار میخواهم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - در رباعی دوم - مصراع یک خودر و و یک خانه و ویلای شمال - رها شده است لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



یاد آر ز شمع سوخته....
* اشاره:
در دوره ی نوجوانی که تازه پایم به انجمن ادبی صبای کاشان باز شده بود گهگاه نام بلند استاد جواد کناره چی متخلص به «آذر تبریزی» را از بزرگان انجمن و اساتید فرهیخته ای چون حاج عباس حداد -مصطفی فیضی و دکتر عباس بهنیا می شنیدم.آنان جمله براین عقیده بودند که استاد آذرقصیده پردازی است که قصاید غرّایش پهلو به قصاید بزرگان ادب فارسی می زند و غزل در سبک اصفهانی(هندی) را به حلاوت و ظرافت بزرگانی چون صائب و کلیم می سراید....سالها گذشت و گذشت و من دیگر کمتر اثر و خبری از آن شاعر برجسته در جایی دیدم-جز دوتصنیف ازو یکی با صدای استاد شجریان و دیگری با صدای شهرام ناظری- اما همیشه نامش در ذهن و گهگاه بر زبانم بود تا اینکه چند روز پیش در وبگردی هایم مقاله ای از استاد محمد گلبن در سوک استاد آذر تبریزی خواندم و دردمندانه اطلاع یافتم که آن شاعر و ادیب برجسته ی کم نظیر درزمستان سال 1379 در شهر مونیخ آلمان در حادثه ی آتشسوزی مرگی دردناک داشته است!لحظاتی به یاد آن استاد فقید عزیز گریستم و پشت دست به افسوس و تاثر گزیدم که روزگار لاکردار چه ناجوانمردانه با آن فرهیخته ی مفضال تا کرده است. اگر به تبریز رفتید و گذارتان به مقبرةالشعراء افتاد بر سر مزار استاد آذر نیز بروید و فاتحه ای نثار کنید. به نظرم تاکنون مجموعه شعر های فاخر و گرانسنگ استاد فقید چاپ و منتشر نشده است. عاش مظلوما و مات مظلوما....و اینک دو غزل از آن استاد فقید به شما دوستان ارجمند تقدیم می شود:
به کوردل     نظر    دیده ور        چه کار   کند
به   شوربختی    دریا     گهر      چه کار   کند
ز   سیر   بهره   چه    یابد   خدنگ     پرتابی
سفر    به   مردم   شوریده سر    چه کار  کند
گرفتم  آن  که   شدی  باد  در    سبک    پویی
بلا    چو   بال    گشاید      حذر  چه کار  کند
جز  آن  که  سر به   خط  سرنوشت     بسپارد
دلم    به   دام    قضا و  قدر      چه کار  کند
تلاش   سود   نبخشد  به   فتنه سازی     بخت
چو   پا   به  بند   فتد  مرغ    پر چه کار  کند
به   غنچه ای  که  ز  سودای دل فسرد چو من
دم   مسیح     نسیم     سحر      چه کار  کند
ازین    ستم  که   گهر   پایببند    سنگ   آمد
به   خون   خویش    نغلتد   اگر  چه کار  کند
جز  آن که  اختر   دولت به کام بی هنری است
به مردم    هنری      گو     دگر  چه کار  کند
مرید     صائبم  «آذر» ازین   دقیقه ی    نغز:
«قضا  چو   تیغ   بر آرد   سپر   چه کار  کند».

***
چو  بینم   در  چمن  پایان   کار   گل   پریشانی
نهم   چون   غنچه  سر  بر  دامن  سردرگریبانی

در این  گلشن به امید چه  خندد غنچه ی   دلتنگ
که   شبنم  راست  بیم از    تهمت    آلوده دامانی

به یاد  تیره روزیهای  خود  با  اشک    دمسازم
به  پیش    روی   زنگی  می کنم  آیینه  گردانی
به   پای  اشکریزان گلاب   آخر   گل  آگه   شد
که   دارد   هرزه خندیها  ز   پی اشک پشیمانی...
پس از  عمری به راه  دانش اندوزی به سررفتن
همین  دریافتم آخر که   عمرم   شد  به  نادانی

نصیب  افتاد   گر سودی از این  آشفته   بازارم
متاع   بی نصیبی   بوده  و     آشفته   سامانی
به  دریایی  که  سر برکوه ساید کوهه ی موجش
حباب   بادبنیان   را   چه   حاصل از گرانجانی
منم  آن  کشتی  بشکسته ی بی بادبان  « آذر »
به  کام   فتنه ی  امواج  این  دریای    توفانی .



کلمات کلیدی این مطلب :  آذر تبریزی ، سوخته در آذر ، در 69 سالگی ، مونیخ آلمان ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1391/11/27 در ساعت : 17:19:57   |  تعداد مشاهده این شعر :  1544


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

الهه تاجیکزاده آریایی
1391/11/28 در ساعت : 4:27:9
درود بر استاد ارجمند!
سپاس بیکران به خاطر این یادکرد ارزشمند و
در مقبرةالشعراء مزار این شاعر فقید را زیارت کرده ام اما شرح حال شان را نمی دانستم...
با درود و بدرود...
بهشاد امامی
1391/11/28 در ساعت : 6:55:3
"مرید صائبم، آذر! از این دقیقهء نغز":
صائب:
" نقش پای رفتگان ، آیینه دار عبرت است
وای بر آن کس که غافل زین تماشا بگذرد "
مهدی سیدحسینی
1391/11/28 در ساعت : 8:20:12
سلام جناب کاشانی
بهره بردم
درود به قدرشناسی شما
زهرا شعبانی
1391/11/28 در ساعت : 12:2:37
درود بر شما استاد ارجمند
سپاس فراوان از این یادآوری ارزنده و انتخاب های شایسته
یاد ایشان گرامی و عمر شما جاودان...
علی سعادتخانی
1391/11/28 در ساعت : 19:45:58
درودتان باد استاد
محمد شکری فرد
1391/11/28 در ساعت : 23:8:29
سلام استاد...

ممنونم از شما...خواندم و آموختم...

زنده باشید.
صمد ذیفر
1391/11/29 در ساعت : 3:9:24
قضا چو تیغ بر آرد سپر چه کار کند./.

درود بر شما..دستمریزاد.پایدار باشید.
همدمان یا رب کجا رفتند یاران را چه شد؟...دشمنی کی غالب آمد دوستداران را چه شد؟

روزگاری بود و دورانی ندانم ای فلک......بر سر دوران چه آمد. روزگاران را چه شد؟

شهر ری خالی شدازمهرو محبت خواجه گفت...مهربانی کی سرآمد .شهریاران را چه شد؟
سیاوش پورافشار
1391/11/29 در ساعت : 5:23:17
سلام بر حضرت استاد خوش عمل کاشانی
از پست خوبتان ممنونم همینکه اساتیدی مثل ناظری شعر آن مرحوم را خوانده اند نشان از ارزشمندی آثار ایشان در آن دوران داشته است
و یک نکته دیگر اینکه مطلبتان را در حیات خلوت خواندم و بی شک حضور شما در کنار بزرگانی مثل اخوان ثالث و ورزی و سرودن شعر در آن محفل نشان از بزرگ بودن شما و آثارتان دارد حقیر که حضور درکنار بزرگی مثل شما را مایه فخر و مباهات خود می دانم.
ءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءء
درود بر مهندس پورافشار ارجمند.همه از برکت حضور ارادتمند در عرصه ی مطبوعات بوده است.از حسن ظن و نظرتان هم سپاسگزارم.
نغمه مستشارنظامی
1391/11/29 در ساعت : 12:34:47
سپاس از شما که یاد یاران را فراوان می کنید
وفاداری شما به یاد بزرگان نشانه بزرگواری تان است استاد
آموختیم
سیده فاطمه صداقتی نیا
1391/11/29 در ساعت : 20:23:16
به غنچه ای که ز سودای دل فسرد چو من
دم مسیح نسیم سحر چه کار کند

درود بر شما استاد نازک طبع و روشن اندیشم
و خدا بیامرزد این انسان بزرگ را...
سارا وفایی زاده
1391/11/29 در ساعت : 21:56:55
درود بر استاد خوش عمل

سپاس
بازدید امروز : 10,497 | بازدید دیروز : 22,610 | بازدید کل : 130,421,917
logo-samandehi