ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



سادات ببخشند

کار داریم در این شعر فراوان با دَر

گوییا خورده گره با غزلِ  مولا ، در

 

وَ قسم بَر ترکِ کعبه که حتی دیوار

می شد از عشقِ علی پیشِ علی دَرجا در

 

جانشینِ نبی الله که شد روزِ غدیر

خستگی های پیمبر همه شد یکجا در

 

شهرِعلم است نبی شهرِ طرب انگیزی

که برایَش بخدا هست علی تنها در

 

می نشستند یتیمان همه شب منتظرش

خیره بر در همگی تا بزند بابا در

 

چیره بر قلعه ی قلبِ همِگان شد وقتی

کَنده شد با دَمِ یا فاطمه اش از جا در

 

شُد دَرِ قلعه ز جا کَنده ولی مرغِ دلم

ناخود آگاه سفر می کُند از در تا در

 

نکند در غزلم بسته شود دستانش

نکند در غزلم باز شود با پا در

 

میخِ در داغ شد و مادرمان زخمی شد

او کنون تکیه به دیوار نماید یا در ؟!

 

آنچنان با لَگدی باز شد آن در که همه

فکر کردند که دیوار یکی شد با در

 

آه سادات ببخشند ولی خورد زمین

در همین فاصله هم کنده شد از لولا در

 

رد شدند آن همه سنگین بدن از در با پا

تا که افتاد به رویِ بدنِ زهرا در

 

بچه سید نشدم دستِ خودم نیست ولی

وسطِ روضه دلم گفت بگویم مادر

 

کربلا جلوه ی هفتاد وسه تَن می شد اگر

اندکی تاب میاورد در آن غوغا در

 

آه ای فاطمه؛ ای علتِ لبخندِ علی

رفتی و بعدِ تو انداخت زِ پا او را در

 

ما فقیریم و یتیمیم و اسیریم همه

جز تو فریادرسی نیست بیا بُگْشا در

 

با دعای فَرَجت از خودِ خورشید بخواه

تا کمی باز کند روی همه دنیا در...

 

محسن کاویانی



   تاریخ ارسال  :   1394/3/9 در ساعت : 15:8:8   |  تعداد مشاهده این شعر :  1074


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

حسین نبی زاده اردکانی
1394/3/9 در ساعت : 19:37:17
سلام و دست مریزاد که اشکمان در آمد بااین شعر


آنچنان با لَگدی باز شد آن در که همه

فکر کردند که دیوار یکی شد با در


وای مادرم
بازدید امروز : 14,847 | بازدید دیروز : 41,109 | بازدید کل : 127,252,941
logo-samandehi