ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



مادرانه 1"مادر مرا ببخش"

افسانه ای شگرف 
در انتهای شب
در یک حریمِ پاک 
طفلی شکسته بغض 
چشمانِ منتظر... 
مادر تویی فسانه­ی شبهای انتظار 
مادر تویی تلألؤ چشمان اشکبار
مادر مرا ببخش، 
گر روز و شب، در غم نشاندمت
در معبدِ عذاب، بعد از گذشتِ چند ده بهار 
در غصه رهسپار، خوانم هزار بار 
تنها تو گلسِتانی و مفهوم گلعذار 
مادر حجابِ عشقِ تو عریان نمی شود 
مادر سکوت و صبرِ تو عصیان نمی شود 
مادر دو چشمِ ناز تو گریان نمی شود
ای ناجی تمامیِ شبهای حیرتم 
ای مهوش تمامیِ شبهای سرد و تار 
مادر خدای عشق . . . 
در غربتم نجوای لالایت قیامت است 
هم پای لحظه های پرتشویش کودکی 
استادِ زندگی، معنای عاشقی 
معقودِ سوختن، مقصودِ ساختن 
مادر چه کرده ام، بگو بر جسم و پیکرت؟ 
پشتت به زیرِ بارِ غم بر خم نشسته است 
مادر چه کرده ام بر آن رخسارِ چون گلت؟ 
این چین و این شکن همه در پایِ من شکست 
مادر چه کرده ام چه ها، بر جسم و روح تو؟ 
مادر چه دیده ای چه ها، از نیمه­ی تنت؟
مادر چه بردبار و شکیبا شکسته ای
چون کودکی دلم طلب دارد نوای تو 
سر می گذارم بر حریمِ دستهای تو
افسانه ای شگرف،
در انتهای شب، 
در یک حریمِ پاک،
طفلی شکسته بغض
چشمانِ منتظر…  
مادر تویی فسانه­ی شبهای انتظار  
مادر تویی تلألؤِ  چشمانِ اشکبار  
 
سراینده:آمنه نقدی پور
-------
آخر نوشت:
این اولین شعریه که برای مادرم نوشتم، شعری که توی کتاب "خفته ای بر مزار عشق" در سال ۸۷ منتشر شد.
 

کلمات کلیدی این مطلب :  شعر برای مادر ،

موضوعات :  سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1394/10/9 در ساعت : 2:32:12   |  تعداد مشاهده این شعر :  814


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 11,208 | بازدید دیروز : 27,682 | بازدید کل : 127,379,257
logo-samandehi