ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ته مانده

دنیــا شبیـه عربـده ی سگ شد
وقتـی که بیشه یک شبـه تاول زد
هـر ریشه سر به زیر، به خاک افتاد
جنـگل به غم دچـار شد انگـل زد
 
یـک باغ زرد  و  خشک،  پـر از آفت
حیثیّــت ِ تبـــارِ کـلاغــان شد
تــا شــاخه های زرد به رقص آمد
هــر ریشه منــزوی شد و پنهان شد
 
یک بوته خـــار، در پـی فرصت بود
تا  دید باغ و راغ به ســامـان نیست
آن لحظـه ادعــای خدایی کــرد
گفتــا بــزرگ منم، که پنهان نیست
 
مــردی کـریه و زشت خزان آورد
عفـریته کـرد و کـرد  زبان بـازی
گــل های نــاز بـاغ فسرد از غم
خــاران زشت در پی طنـّــازی
 
وقتـی بهــار رانده شد از بـاغش
پـــاییز جـــانشین بهـاران شد
دنیــا به کـام خــار و خس و آفت
حتــّی بهـار سخـره ی خاران شد
 
سراینده:آمنه نقدی پور
 

کلمات کلیدی این مطلب :  شعر اجتماعی ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1394/10/9 در ساعت : 2:42:59   |  تعداد مشاهده این شعر :  752


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 24,740 | بازدید دیروز : 32,230 | بازدید کل : 127,153,331
logo-samandehi