امیرخسرو دهلوی
بیوگرافی
حکیم ابوالحسن یَمینالدین امیر خسرو دهلویاز شاعران پارسیگوی هندوستان است.
او در سال ۶۵۱ (هجری قمری) در پتیالی هند زاده شد و به سال ۷۲۵ (هجری قمری) در دهلی درگذشت. وی ملقب به سعدی هند و تخلص او «طوطی» است
پدرش امیر سیف الدین محمود هنگام حمله مغولان به هندوستان فرار کرد. در آنجا ازدواج کرد و به دربار شمس الدین التتمش، پادشاه دهلی راه یافت
مقبره امیر خسرو دهلویدر مجموعه درگاه نظامالدین اولیاء، دهلی، هندوستان
مقام
. امیرخسرو بر زبانهای فارسی، عربی، ترکی و سانسکریت تسلط داشت.وی از موسیقی نیز بهرمند بوده و از موسیقیدانان مشهور زمان خود به شمار میرفته است. وی در نظم و نثر استاد بود و آثار بسیاری از خود باقی گذاشته که ازجملهٔ آنها دیوان قصاید و غزلیات اوست.
آنچه در زندگی امیرخسرو دهلوی بسیار مهم است، این است که این شاعر توانا در ضمن مدح پادشاهان و گذشتن روزگارش در خدمت شاهان، هیچگاه از هم نشینی و کسب فیض از پیر و مرادش، نظام الدین اولیاء غافل نبود و آنقدر در نظر او قرب و احترام داشت که محرم اسرار او شد. امیر خسرو پس از پایان یافتن تمامی آثارش، آنها را به نظر شیخ می رساند و از او تأیید می خواست. امیرخسرو خرقه از دست این پیر پوشید و شیخ نیز آنقدر به او عنایت داشت که او را مایه ی فخرش در قیامت می دانست. همه ی آنچه از کتابهای تذکره و مآخذ گوناگون و نیز آثار خود شاعر بر می آید، نشان از مقام و مرتبه ی امیر خسرو دهلوی در تصوف و سیر و سلوک می دهد.امیر نیز مانند استاد خود پیرو سلسله عرفان چشتیه بود. شیخ نیز خسرو را گرامی میداشت.
مقام شاعری او
امیرخسرو دهلوی بزرگترین شاعر پارسی گوی هند و از شاعران شیرین سخن ادب پارسی است. امیرخسرو از شاعران بسیاری تقلید و پیروی کرده و خود به این امر در آثارش تصریح کرده است. این شاعران به گفته ی خود امیرخسرو اینانند: در غزل از سعدی ؛ در مثنوی از نظامی ، در موعظه و حکمت از سنایی و خاقانی و در قصاید از رضی الدین نیشابوری و کمال الدین اسماعیل معروف به خلاق المعانی. امیر خسرو طبعی روان و ذوقی سرشار داشته است. در دیوان او به سبکهای مختلف شعری برمی خوریم و این، به خاطر طبع روان اوست که از ابتدای کودکی آن را به کار گرفته بود و می توانست در هر نوعی از شعر از آن استفاده کند ونیز چون دیوانهای شاعران پشین در دستش بود و با مطالعه ی آنان سخت تحت تأثیر شیوه ی آنها قرار می گرفت، با ذوق سرشار طبع قدرتمندش بی هیچ زحمتی جوابگویی آنها می پرداخت. امیرخسرو، نظامی را استاد خود می دانست و چند بار در اشعارش به پیروی از آن استاد اذعان می کند و خود را فرزند او می خواند.
با تمام اینها، باید گفت که او با کمک طبع خدا داد خود و نیز استفاده و از لهجه و ترکیبهای تازه و اندیشه های نو که محیطش او را در آن راه پرورانده بود، توانست تازگی خاصی به اشعارش ببخشد و در آثارش، مضامین نو و معانی زیبایی را متجلی سازد و به خاطر همین هم شاعران و نویسندگان پس از او، بارها از او به استادی یاد کرده اند. امیرخسرو در خانه نیای مادری خود از همنشینی و هم سخنی ادیبان وشاعران بهره مند شد . وی شعرهای خود را به عمادالملک و ادیب دیگری به نام شهاب یاشهاب الدین که هر دو بر او استادی داشتند نشان می داد و از آنان راهنمایی می خواست.
ادبیات فارسی زبان هند که پیدایش آن با هجوم مسلمانان به سرزمین هند و تأیید زبان فارسی به عنوان زبان رسمی هند به وجود آمد، نُه قرن در عرصة ادبی شمال هند شکوفه میداد. این ادبیات که از لحاظ زبان و محتوا برای اکثر هندویان نامفهوم بود، در آغاز چندان مورد بررسی منقدان هندی قرار نمیگرفت، در حالی که ایرانشناسان آن را «جعل و تقلیدی از آثار اصیل شیراز و اصفهان» میدانستند.[1] به همین خاطر، آثار یکی از بهترین نمایندگان این ادبیات، یعنی امیرخسرو دهلوی (1253 ـ 1325)، بسیار دیر مورد توجّه، بررسی و علاقة محققان قرار گرفت. در ایران نیز آثار این شاعر خوب تا مدّتها بررسی نشده بود، چون از نظر جغرافیایی، امیرخسرو شاعر سرزمین هندوستان محسوب میشد. شاید به همین دلیل است که هنوز هم با گذشت سالها و آشکار شدن اهمیت او، انتشار دیوان (مجموعه آثار) امیرخسرو در ایران خیلی محدود بوده است. در ایران برای اولین بار دیوان او در سال 1983 (1362) و بعداً فقط در سال 2002 (1380) به چاپ رسیده است.برخی امیرخسرو را شاعری معنی آفرین و حتی منتقد برجسته ای دانستهاند که در آغاز برخی شعرهای خود دید انتقادی دارد . گفته اند وی اولین بار الفاظ و امثال فارسی و اوزان عروضی فارسیرا وارد زبان هندی کرد . همچنین به سبب تلفیق میان شعر فارسی و هندی او نخستین شاعرزبان اردو دانسته اند. وی نخستین شاعری است که در هند بیاض و گزیده اشعار گردآوریکرد و 20 هزار شعر برگزیده از شاعران را به خط خود نوشت
عواملی که علاقة ما را به آثار امیرخسرو بیشتر میکنند، عبارتند از:
- دو زبانی بودن شاعر؛
- سهم او در توسعة غزل به عنوان یک نوع ادبی؛
- ایجاد غنا در انواع ادبی فارسی با محتوا و زبان هندی (غزلیات «رنگین»، اشعار «ماکارونیکی»[2])؛
- بنیانگذاری اشعار «نظیر» که بعدها سرودن آن در ادبیات کشورهای آسیای میانه و صغیر گسترش پیدا کرد؛
- توسعة موضوعات نظم فارسی.
آثار
دیوان اشعار امیرخسرو مشتمل بر پنج قسمت است:
تحفةالصغر
وسطالحیوة
غرةالکمال
بقیهٔ نقیه
نهایةالکمال
امیرخسرو به نظامی گنجوی اعتقادی تام داشت و به تقلید او خمسهای ساختهاست:
مطلعالانوار: بر وزن و شیوه مخزنالأسرار
خسرو و شیرین
مجنون و لیلی
آیینه اسکندری: بر وزن و شیوه اسکندرنامه
هشت بهشت: به تقلید از هفت پیکر
امیرخسرو دارای تصنیفها و منظومههای دیگری نیز به شرح زیر است:
قرانالسعدین
نه سپهر
مفتاحالفتوح
مثنوی خضرخان و دولرانی: عشقهای خضرخان پسر علاءالدین با دولرانی دختر امیر گجرات
اشعار زیر را هم بدو نسبت دادهاند:
قصیده شکوائیه
ماتم غم
آینهداری دل
دربارهٔ تعداد آثار امیر خسرو روایتهای اغراق آمیزی نقل کردهاند. از قول او نوشتهاند که شمار اشعارش از چهارصدهزار بیت بیش تر است. آثار منظوم فارسی او عبارت است: دیوان امیر خسرو، شامل پنج دفتر، هریک دارای دیباچهای متضمّن سوانح عمر و نکاتی در اسلوب شعری او به قلم خود شاعر؛ بدین قرار: الف) تحفه الصّغر. سرودههای شانزده تا نوزده سالگی، شامل قصیدهها، غزلها، ترجیع بندها و زندگینامهٔ مشروح شاعر؛ ب) وسط الحیات. سرودههای شاعر از بیست تا حدود ۳۲ سالگی، شامل قصیدهها، ترجیع بندها، قطعهها، غزلها و رباعیها. قصیدههای این دیوان در ستایش و مراثی «نظام الدین اولیاء»، «علاء الدّین محمّد» و «معزّالدّین کیقباد» است؛ ج) غرّه الکمال. سرودههای ۳۴ تا ۴۳ سالگی او، شامل قصیدهها، ترجیع بندها و قطعهها، با مقدمهای مبسوط که در آن شرح زندگانی او به تفصیل آمده است؛ د) بقیة نقیّه. سرودههای دوران پیری شاعر، شامل قصیدهها، ترجیع بندها، رباعیها و یک مثنوی کوتاه. این دیوان حاوی مدایحی است دربارهٔ «علاء الدّین محمدشاه»، پسر او، بعضی امیران دیگر و نیز مرثیهای در مرگ محمدشاه؛ هـ) نهایة الکمال. سرودههای واپسین سالهای حیات شاعر، مشتمل بر ترجیع بند، مثنوی، رباعی، غزل و نیز قصیدههایی در مدح «سلطان غیاث الدین» و مرثیهٔ «سلطان قطب الدّین مبارکشاه»؛ و دیوان غزلیّات، که چند بار جمع آوری شده و در هند و پاکستان به چاپ رسیدهاست. نخستین چاپ آن در (۱۸۷۱ م.) و بار دوم در (۱۳۹۲ هجری) در لاهور منتشر شد. دیوان امیر خسرو بارها در هند و ایران تصحیح و چاپ شدهاست. امیر خسرو دهلوی بزرگترین نماینده ادبیات فارسی زبان هند و نخستین ادامه دهنده مکتب ادبی حکیم نظامی گنجوی میباشد. خمسه امیر خسرو که براساس موضوع مثنویهای نظامی نوشته شده یکی از نوادر اثار ادبی شرق است. مجنون و لیلی سومین منظومه امیر خسرو است که شاعر در سال ۱۲۹۹ نوشته و یکی از بهترین منظومههایی است که تحت تاثیر لیلی و مجنون نظامی آمدهاست.
بررسی آثار
وقتی که اشعار امیرخسرو دهلوی را از لحاظ روش ویژة شاعر بررسی میکنیم، باید مفاهیم کلیدی ادبیات کلاسیک عربی ـ پارسی را در نظر بگیریم. از جملة این مفاهیم، آرایههای ادبی (بدیع)، تئوری سیستم متریکی (عروض) و قافیه هستند. سیستم تصویرآفرینی شاعر، بخش جدا نشدنی سبک ایدهای[3] او به شمار میرود.
غزلیات امیرخسرو دهلوی، مطابق با اصولی که در رسالات عربی ـ پارسی قرون وسطی آمدهاند، و تحت تأثیر صوفیسم که یکی از عوامل گسترش ادبیات کلاسیک پارسی میباشد، سروده شدهاند. اصول نظم عربی که بعداً وارد ادبیات پارسی شدند، در قرن نُهم میلادی شکل گرفتند. توسعة این اصول به دو جهت موازی ـ قرآنی بر پایة تفسیر قرآن و حدیث (الرومانی، الجُرجانی) و ادبی ـ انتقادی (العسکری، ابن رشیک، الموتاض) بود. فنون شاعری پارسی در قرن یازدهم میلادی بر اساس عربی به وجود آمد. نویسندگان اولین رسالات به فارسی (رادویانی، وطواط) به آرایههای ادبی و شکل توجه میکردند. امّا در تحقیق شمس قیس رازی (قرن سیزدهم میلادی) برای اولین بار هر سه بخش نظم کلاسیک دیده میشوند؛ آرایههای ادبی، سیستم متریکی و ردیف. محققان بعدی در کارهایشان تا حدودی پژوهش شمس قیس رازی را بازگویی کردند.
اگر بخواهیم راجع به آرایههای ادبی، بدیع و بیان مورد علاقة دهلوی صحبت کنیم، او بیشتر از تشبیه و کنایه استفاده میکرده است؛ مثلاً «ساقی خورشیدوش»[4] که در اینجا ساقی (مشبّه) با خورشید (مشبّه به) به وسیلة حرف اضافی «وش» مرتبط میشود. امّا معمولاً امیرخسرو حرف اضافه را به کار نمیبرد، به همین خاطر به تشبیهات او «بلیغ» میگویند.
از آرایههای لفظی در اشعار دهلوی «جناس» کاربرد بسیاری دارد:
«هندوان را مرده سوزند این چنین زنده مسوز بنده خسرو را که ترک است آخر و هندوی توست»[5]
با کمک ایهام کلمة «هندو»، که به جز «ساکن هندوستان»، معنی «غلام» و «برده» را هم دارد، شاعر راجع به اصلیت خود میگوید. (مادر او هندو و پدر او ترک بودند).
از لحاظ آرایههای معنوی، غزلیات امیرخسرو دهلوی سرشار از «مراعات نظیر»، «تلمیح» و «ایهام» است:
«کشتیام زان زلف و رخ کآرایش آن را مدام شانه بر پشت تو و آیینه بر زانوی توست»[6]
معنی مراعات نظیر، کاربرد کلماتی از یک ردیف موضوعی و قراردهی آنها به طور موازی در چهارچوب یک بیت میباشد. کلمات «زلف»، «رخ» از جزئیات ظاهر نگار، جفت موازی را با کلمات «آیینه» و «شانه» از جزئیات لوازم آرایشی تشکیل میدهند.
استفادة بسیاری از آرایههای ادبی که بر اساس اصول موازی بودن (جناس، مراعات نظیر، ایهام و تشبیه) ساخته میشوند، به آثار امیرخسرو دهلوی عنوان «نمونة نظم کلاسیک خاورمیانه و آسیای صغیر» را اختصاص داده است زیرا یکی از اصول این نوع از نظم، توازی تصاویر و تقارن ساختار ابیات است و هنر کاربرد جناس و ایهام، باعث زینت کلام شاعر هستند.
سیستم متریکی «عروض» جزء نوع نظم کوانتیتاتیک (بر اساس دراز و کوتاه بودن هجاها در شعر) است. سیستم متریکی «عروض علمی» بر اساس سیستم کلاسیک توسط محققان ایرانی توسعه داده شد. فرق اصلی عروض علمی با عروض پیشین در آن است که کوچکترین واحد آن «هجا» است در حالی که در سیستم متریکی قرون وسطی کوچکترین واحد «حرف» بوده است. برای تشخیص وزن بیت، خطوط عروضی آن کشیده میشود. وزن شعر دقیق و سنجیده است و باید با اختیارات شاعری (اختیارات زبانی و اختیارات وزنی) مطابقت داشته باشد:
گ. تویچیِوا، پژوهشگر ازبکی، تحقیقی کرد که نشان میداد در اشعار امیرخسرو دهلوی اوزانی مثل «رمل»، «حزج»، «خفیف» و «مضارع» بیش از دیگر اوزان رایج هستند[7]. او سیستم متریکی غزلیات اولین دیوان امیرخسرو را بررسی کرد و به این نتیجه رسید که اوزان مذکور رتبة اول را در فهرست[8] اوزان مطلوب (به خاطر لطافت و ظرافت خود) در ادبیات فارسی دارند.
از لحاظ نوع قافیه، با تکرار «روی» که یکی از اصول سنّتی فن شعر گفتن عربی ـ پارسی میباشد، در اشعار دهلوی «رِدف» و «وصل» هم فراوان است. مثلاً در غزل شمارة 217[9] کلمات «جانان»، «بستان»، «پنهان»، «خرامان»، «خندان»، «جانان»، «شکرستان» و «پریشان» قافیه هستند؛ که در آن حرف «ن» رَوی، و «الِف» قبل از «ن»، «ردف اصلی» میباشد. در غزل شمارة 186[10] کلمات «روی»، «بوی»، «پهلوی»، «زانوی»، «گیسوی»، «دلجوی»، «ابروی»، «موی» و «هندوی» قافیه هستند؛ که در آن حرف «و» رَوی، و «ی» وصل میباشند. هرچه تکرار عناصر قافیه در بیتهای بعدی بیشتر باشد، قافیه قویتر و مهارت شاعر غنیتر به شمار میرود.
معمولاً غزلیات امیرخسرو دهلوی دارای «ردیف» میباشند که قشنگی شعر را بیشتر، معنی اصلی را عمیقتر و بیتهای پراکنده را بیشتر به هم وصل میکند.
باید افزود که در آثار امیرخسرو سبک تصویری «صوفیانة» عراقی و سبک «زینتی» هندی با هم پیوند پیدا میکنند.
در نتیجة آنالیز غزلیات امیرخسرو دهلوی که به زبان فارسی سروده شدهاند، بر اساس عناصر تئوری فنون شعری عربی ـ پارسی، میتوان آنها را به چهار نوع تقسیم کرد:
1ـ عشقی و معنوی
2ـ معنوی و فلسفی
3ـ درباری و اجتماعی
4ـ واسوخت
هرکدام از این انواع، خاصیتها و ویژگیهای خود را دارد که آنها را محققان روسی مشخص و بررسی کردهاند. در غزلیات عشقی ـ معنوی، آمیختن و در هم فرورفتن دو بُعد (عشقی و معنوی) دیده میشود، به طوری که مرزهای آنها مشخص نیست. غزلیات امیرخسرو سرشار از سمبلهای عشقی صوفیانه و وصف طبیعت با کاربرد لوازم و اصطلاحات مِیخواری هستند. بعضی از غزلیات عشقی ـ معنوی او شامل بُعد شهوانی و هوسی هستند، با آنکه در این نوع از اشعار، معشوق دارای رنگ و بویی خدایی است. بیتهایی که معنی کردن آنها در خارج از چارچوب سنّتهای معنوی امکان پذیر نیست، توجه خوانندة اشعار امیرخسرو را جلب میکنند:
«ز عارض طرّه بالا کن که کار خلق درهم شد علم بر کش، که بر خوبانت سلطانی مسلّم شد»[11]
طرّة روی چهره در سنّت ادبی صوفیانه سمبل عوامل جهان مادّی است که مردم را از حقیقت دور میکند[12]. شاعر معشوق خود را به انجام این کار تشویق میکند و این طور دلیل میآورد که: «کار مردم به هم خورد، چون از حقیقت بیخبر هستند». عبارت «در هم شدن»، که معنی اصلی آن «اضطراب داشتن» و «پریشانی» است، به سختی و غیر قابل انجام بودن کارها اشاره میکند. بدین ترتیب این عبارت را میتوان «کنایه» حساب کرد. همین آرایة بدیعی در مصراع دوم هم استفاده میشود: «علم بلند شده نشانة قدرت و قوّت و در عین حال سمبل حقّ نگار برای تسلّط بر عاشقان خود است».
غزلیات عشقی ـ معنوی امیرخسرو با استفاده از کلمات کتابی، سبک عالی و عبارات تصویری بسیار سروده شدهاند. آرایههای ادبی مثل «تشبیه»، «کنایه»، «استعارة مصرّحه»، «ایهام» و همچنین فنون بدیعی «جناس تام»، «تلمیح» و «مراعات نظیر» در این نوع از غزلیات امیر خسرو بسیار است.
زبان امیرخسرو در غزلیات معنوی ـ فلسفی از لحاظ سمبلی و تصویری بودن، شبیه زبان غزلیات عشقی ـ معنوی است. ولی در این نوع غزلیات، عبارات مربوط به شرابخواری فراوان هستند. در غزلیات معنوی ـ فلسفی تصویر معشوق مشاهده نمیشود و موضوع عشقی خیلی ضعیف میگردد. در اینجا به جای زجر و رنج عاشق، تفکرات فلسفی را میبینیم؛ قهرمان عاشق رنجور به پیر عاقل و پند دهنده تبدیل میشود:
«چراغ عیش بر افروز از شراب که زود شود ز دست تو رغبت چو روغن بلسان»[13]
شاعر خواننده را دعوت میکند برای قدردانی وقت و دقایق، و برای لذّت بردن از هر لحظة زندگی زودگذر. ایدهآلهای هدونیستی با این بیت معروف رودکی هماهنگ هستند:
«شاد زی با سیاه چشمان شاد که جهان جهان نیست جز فسانه و باد»[14]
آثار امیرخسرو دهلوی که نمونة سبک عراقی به شمار میرود، تحت نفوذ تصوف قرار دارد. اشعار او سرشار از سمبلها و تصایر میباشند. گرایش شاعر به این سبک ناشی از عضویت طولانی مدّت امیرخسرو دهلوی در یکی از گروههای صوفی یعنی «چیشتیه» میباشد. سه موضوع اصلی اشعار امیرخسرو که شامل سمبلهای معنوی زبان شاعری او میباشند، عبارتند از:
· موضوع عشق (که کلمات کلیدی آن، «محبّت»، «عشق»، «یار»، «بت»و... است و همچنین ظاهر معشوق یعنی «زلف»، «لب»، «رخ» و غیره را توصیف میکند)؛
· موضوع شرابخواری (که کلمات کلیدی آن شیشه و ظروف شراب، محل شرابخواری و شراکت کنندگان در این روند را وصف میکند: «باده»، «جام»، «ساقی»، «مِیخواره»، «خرابات» و غیره)؛
· طبیعت (که کلمات کلیدی و سمبلهای این موضوع شامل «بهار»، «بوستان»، «سرو»، «بُلبُل» و غیره میباشند).
در غزلیات پارسی زبان امیرخسرو دهلوی هم مثل نظم سبک عراقی پرستش معشوق همان پرستش خدا میباشد. اما در آثار هندی زبان خود، شاعر از این الگو دور میشود و استاد روحانی خود (نظامالدین اولیاء) را پشت تصویر معشوق میگذارد. بدین ترتیب امیرخسرو دهلوی خدا را در شکل استاد خود میپرستد:
खुसरोनिज़ामपैबलि-बलिजइए[18]
من (خسرو) قربان تو میروم، نظامالدّین!
मोहेसुहागनकीन्हींरेमोंसेनैनामिलाके
من عروس تو شدم، فقط با یک نگاه به چشمانت
پشت تصویر زن زیبایی که با نظامالدین ازدواج میکند، خود شاعر است. این نقشها و ارتباطها به نفوذ ویشنوئیسم[19] در دیدگاه دهلوی اشاره میکنند. در حالی که در سنّت، عاشق، زن، و معشوق، مرد میباشد. به عنوان مثال میتوان از بازیهای معنوی «کریشنا» با چوپانان ـ زنان نام برد، که نماد کوشش روح برای وصل با خدا میباشند. بدین ترتیب، «ازدواج» نماد «اتصال» معنوی شاگرد و استاد، و عمیقتر از آن، نماد وصل روح و خدا است.
محتوای آزاد و استفاده از «ازدواج» به عنوان نماد معنوی، به اشعار صوفیانة هندی زبان امیرخسرو دهلوی (و به خصوص به اشعار «قوّالی» او) احساس شادی و نشاط میبخشد. کنتراست آنها با غزلیات عشقی ـ معنوی او چشمگیر است.
ویژگی آثار هندی زبان امیرخسرو (دوبیتیها و سرودها)، آمیختن آنها با تصاویر سنّتی هندی (اردک نر و ماده که سمبل جدایی دو عاشق است، یا تصویر «تیلاک»، نشانة مخصوصی که طیّ مراسم تشریفاتی روی پیشانی میگذارند، سمبل مخصوص هندوئیسم) میباشد.
امیرخسرو دهلوی به عنوان شاعری درباری، در سرودن قصاید مدحی مهارت زیادی نشان میداد، امّا قصاید فلسفی و اخلاقی نیز میگفت که اینها با الزاماتی که در رسالات پارسی قرون وسطی آمده، به طور کلی مطابقت دارند: ساختار کلاسیک (تشبیب، تخلّص، مدح، فخر)، سیستم سنّتی قافیهگذاری، تعداد بیت از 31 تا 99 و غیره. رباعیات امیرخسرو دهلوی هم انواع موضوعات را فرا میگیرند: فلسفی، مذهبی، عشقی. ساختار آنها نیز با اصول رسالت شعر فارسی هماهنگ هستند. (کاربرد «هزج»).
با آنکه «خمسة» امیرخسرو دهلوی آثار نظامی را به عنوان الگو قرار داده است، (قالب و محتوای «خمسة» نظامی را تقلید کرده بود)، مثنوی امیرخسرو دارای روانشناسی عمیقتر و رومانتیسم بیشتری در تصاویر قهرمانان میباشد. در عین حال بُعد فلسفی و اجتماعی اشعار امیرخسرو دهلوی کمرنگتر از آثار نظامی به شمار میرود. شاعر درباری ما یعنی امیرخسرو دهلوی، شاه خسرو و بهرام گور را به عنوان قهرمانان ایدهآل توصیف میکند تا بر علاءالدّین حیلجی (حامی علم و ادب) تأثیر بگذارد.
مثنوی «دوال رانی و حِضر خان» و «نه سپهر» از تمامی آثار شاعر هندیتر به نظر میآیند. مثنوی اول داستان عشق غمانگیز شاهزادة مسلمان به شاهزادة اسیر هندو را توصیف میکند و رنگ و بوی هندی دارد. او در کنار اسم گلها به فارسی، اسم هندی آنها را هم به کار میبرد، از قبیل: čampā(نوع درخت)، jūhī(یاس)، gulāb(گل رُز)، dhak(نوع درخت) و غیره؛ او همچنین مراسم ازدواج سنّتی هندی را توصیف میکند. این مثنوی به مشکل اساسی هند، یعنی مسئلة روابط هندویان و مسلمانان، اشاره دارد.
در مثنوی «نه سپهر» بخش سوّم توجه خواننده را جلب میکند. در آن بخش، امیرخسرو برتری هند بر کشورهای دیگر را توصیف میکند و اطلاعات خوبی راجع به زبانهای هند دارد. بعد از مناظره راجع به برتری زبانهای هند به این نتیجه میرسد که:
«این است زبانی به صفت دَر دُرّی کم از عربی و برتر از دُرّ دَری»[22]
که این بیت در ستایش زبان سانسکریت سروده شده است. امیرخسرو دهلوی زیبایی و نایابی کشور هند، موسیقی آن، گوناگونی زبانها، طبیعت بینظیر و معماری غنی دهلی را بیان میکند که این نشانگر وطنپرستی شاعر است.
ده مثنوی امیر خسرو دهلوی
بعد از کلیات دیوان امیر خسرو باید به ده مثنوی او اشاره کرد که اکثر آنها؛ یعنی پنج مثنوی را در نظیره گویی پنج گنج نظامی سروده است و باقی آن، در شرح اتفاقات و حوادث روزگار خود اوست. این مثنویها عبارتند از:
1) مثنوی قران السعدین که در لابلای آن، چندین غزل نیز با وزنهای مختلف آمده و در عنوان فصلها و بابهای آن نیز قصیده ای به دست می آید. شاعر این مثنوی را در مدت زمان شش ماه در سال 688 هجری سروده است و خود درباره ی پایان یافتن آن چنین گفته است:
ساخته گشت از روش خامه ای
از پس شش ماه چنین نامه ای
در رمضان شد به سعادت تمام
یافت قران نامه ی سعدین نام
آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت
بد سنه ششصد و هشتاد و هشت
درباره ی موضوع این مثنوی باید گفت که امیر خسرو مراسلات و پیغامهای معزالدین کیقباد، پسر بغراخان و نوه ی غیاث الدین بلبن را دست مایه ی کار خود قرار داد. معزالدین و کیقباد، پس از فوت غیاث الدین بلبن از سوی درباریان به جانشینی جد خود برگزیده شد و تا سال 689 هجری حکمرانی می کرد. او پس از دست یافتن به پادشاهی، طریق عیش و عشرت در پیش گرفت؛ چنانکه پدرش، بغراخان که در بنگال فرمانروایی می کرد، برای تنبیه فرزند به سوی دهلی به راه افتاد. معزالدین کیقباد با جسارت تمام به مقابله ی پدر لشکر کشید؛ اما هنگامی که دو سپاه به هم رسیدند، طولی نکشید که کدورت پدر و پسر از بین رفت و از طریق نامه و پیغام، این جنگ به صلح ختم شد. امیر خسرو این برخورد را با عنوان« قران سعدین» ذکر کرد و کار خود را بر همین روال ترتیب داد. با آنکه امیر خسرو این مثنوی را در سی و شش سالگی خود و در مدت زمان بسیار کم انجام داد؛ اما قدرت و مهارت و ذوق بی حد این شاعر، از همین مثنوی به خوبی آشکار است.
2) منظومه ی دول رانی خضر خان که داستان عشق و شیفتگی خضرخان پسر علاءالدین محمد شاه خلجی با «دیول دی» دختر راجه ی گجرات است. امیر خسرو و نام این مثنوی را با کمی تصرف از ترکیب این دو نام برگزیده. خضرخان خود این ماجرا را برای امیرخسرو بازگفت و از او خواست تا این داستان را به نظم درآورد. شاعر نیز در مدت کمی این ماجرا را به نظم درآورد. در مقدمه ی این مثنوی، شاعر پس از حمد و ستایش خداوند و پیامبر و غیره، مختصری از چگونگی نشر اسلام توسط پادشاهان غوری گفت و سپس به شرح داستان پرداخت. امیر خسرو این منظومه را به سال 715 هجری و در چهار هزار و پانصد و نوزده بیت به پایان رساند. نام این مثنوی را عشقیه نیز گفته اند.
3
یکی از محارم اسرار
) تاجالفتوح. امیرخسرو این منظومه را در سال 689هجری در بیان اولین سال جلوس سلطان جلال الدین فیروزشاه سرود.
4) منظومه ی نه سپهر که در نه باب در سال 718 هجری و به نام قطب الدین مبارکشاه خلجی سرود.
5) تغلق نامه در بیان زندگی غیاث الدین تغلق شاه، مؤسس پادشاهان تغلقیه ی دهلی.
6) مطلع الانوار که در جواب مخزن الاسرار نظامی در سه هزار و سیصدو ده بیت است و شاعر آن را در سال 698 هجری در مدت زمان دو هفته سروده است.
7) شیرین و خسرو که باز به تقلید خسرو و شیرین نظامی سروده شده است. امیرخسرو و خود تصریح کرده است که این منظومه را پس از پایان دادن مثنوی مطلع الانوارسروده و در ماه رجب همان سال 698 هجری آن را در چهار هزارو یکصد و بیست و چهار بیت به پایان برده است.
8) مجنون و لیلی که باز تقلیدی از لیلی و مجنون نظامی است که امیر خسرو آن را در 2660 بیت در همان سال 698 هجری سرود. امیرخسرو در این داستان، اندکی تصرف نیز داشته است؛ اما منظومه ی او هیچ گاه به پای کار نظامی نرسید.
9) آیینه ی سکندری. گرچه امیرخسرو این منظومه را نیز در جواب اسکندر نامه ی نظامی سرود؛ اما هدفش بیان زندگی اسکندر؛ آنطور که در داستانهای قدیم آمده، نبود. امیرخسرو کار خود را از بعد از فتوحات اسکندر در برخی از حالات اسکندر و آوردن حکایتی ترتیب داد و کلامش را با بیان مرگ اسکندر و دفن او ختم کرد. امیرخسرو این منظومه را در 4450 بیت سروده و نظم آن را به سال 699 هجری به پایان برده است.
10) هشت بهشت که باز در تقلید و جواب هفت پیکر نظامی، ترتیب یافته است. امیرخسرو این منظومه را در سال 701 هجری در 3352 بیت سروده است.
پس از این منظومه های ده گانه، باید به مجموعه ی اشعار امیرخسرو که در موضوعات مختلف است، اشاره کرد که جواهر خسروی نام دارد.
منابع:
http://fa.wikiquote.org/
http://forum.gigadl.net/showthread.php/2961
فرهنگ فارسی معین، جلد پنجم، اعلام
دیوان خاقانی، به کوشش دکتر ضیاءالدین سجادی، کتابفروشی زوّار، تهران، چاپ دوم، ۱۳۶۲.
دیوان خواجو، به تصحیح احمد سهیلی خوانساری، انتشارات پاژنگ، تهران، ۱۳۶۹.
با کاروان حله، عبدالحسین زرین کوب، انتشارات علمی، چاپ ششم، ۱۳۷۰.
بهارستان، مولانا عبدالرحمان جامی، به تصحیح اسماعیل حاکمی، انتشارات اطلاعات، تهران، ۱۳۶۷.
تاریخ ادبیات در ایران (جلد سوم)، ذبیح الله صفا، انتشارات فردوسی، چاپ سوم، ۱۳۶۳.
تاریخ فیروزشاهی، ضیاءالدین بَرَنی، به تصحیح شیخ عبدالرشید، علیگر، ۱۹۵۷م.
تکمله نفحات الانس، عبدالغفور لاری، با تصحیح و توضیح محمود عابدی، جام گل، تهران، ۱۳۸۰.
جامی (نورالدین عبدالرحمن جامی)، علی اصغر حکمت، انتشارات توس، ۱۳۶۳.
خمسه المتحیرین، امیرعلی شیرنوایی، ترجمه نخجوانی، کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، مجموعه حکمت (شماره۱۱۱).
دیوان کامل جامی، ویراسته هاشم رضی، انتشارات پیروز، بی تا.
سیرالاولیاء، سید محمدبن علوی کرمانی (= میرخورد)، اسلام آباد، ۱۳۵۷.
سیری در شعری فارسی، عبدالحسین زرین کوب، انتشارات نوین، ۱۳۶۳.
شعرالعجم، شبلی نعمانی، ترجمه فخر داعی گیلانی، دنیای کتاب، تهران.
کلیات جامی، نسخه عکسی، شماره ۱۶-۲۲۰۵، کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران.
کلیات سعدی، به اهتمام محمدعلی فروغی، امیرکبیر، تهران، چاپ هفتم، ۱۳۶۷.
مکارم الاخلاق (شرح احوال و زندگانی امیرعلی شیرنوایی)، خواندمیر، با مقدمّه، تصحیح و تحقیق محمداکبر عشیق، مرکز نشر میراث مکتوب، ۱۳۷۸.
لیلی و مجنون، مکتبی شیرازی، به اهتمام و تصحیح اسماعیل اشرف، کتاب فروشی محمدی شیراز، ۱۳۴۳.
مرزبان نامه، سعدالدین وراوینی، به تصحیح محمد روشن، تهران، نشر نو، چاپ دوم، ۱۳۶۷.
مطلع الانوار، امیرخسرو دهلوی، با تصحیح و مقدمه طاهراحمد اوغلی محرم اوف، مسکو، ۱۹۷۵ م.
فوایدالفؤاد، (ملفوظات خواجه نظام الدین اولیا)، خواجه حسن دهلوی، تصحیح محمدلطیف ملک، افست تهران، انتشارات روزنه، ۱۳۷۷.
نفحات الانس، نورالدین عبدالرحمان جامی، با مقدمه، تصحیح و تعلیقات محمود عابدی، انتشارات اطلاعات، چاپ چهارم، ۱۳۸۲.
هفت اورنگ، نورالدین عبدالرحمان جامی، به تصحیح و مقدمه آقا مرتضی مدرّس گیلانی، کتابفروشی سعدی، تهران.