ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بر اساتید گرانقدر.... - شعر زیبای استاد و نظرات خوب اساتید را خواندم. تنها چیزی که به نظرم آ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با سلام و درود. - بر خلاف دیدگاه سرکار خانم بهرامچی بر این باورم که شاعرانگی در بیت بیت این غزل که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - گرچه حقیر به استقلال بیت در غزل اعتقاد دارم و کلا چالش ایجاد کردن در خصوص عدم تناسب د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهسا مولائی پناه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
درود - متنی ساده بود تا شعر - هم از نظر ساختار و هم از نظر محتوا - دور از شعر بود - اشعار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد یزدانی جندقی
سلام محمد علی رضا پور عزیز شاعر گرانقدر . - حقیر را به خوانش اشعارتان فرا خوانده اید ؛ از حسن اعتم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و درود بر استاد گرانقدرم جناب خادمیان عزیز! - - استادبزرگوار! فرموده تان درست است و حقیر ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صدرالدین انصاری زاده
فرد اعلی نباشیم! - """""""""""""""""""""" - نمی دانم در ادبیات این کشور چه می گذرد. بهتر بگویم:   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود میلاد مسعود امام زمان بر شما مبارک باد - - جناب رضا پور عزیز بیت ششم مصرع اول   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و عرض ادب - از استاد صفادل همیشه اشعار خوب خوانده ام و این بار نیز ، ضمن احترام به نظر سرکار   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



شعر ايراني : گفتم و گفت


25 اسفند



25 اسفند روز بزرگداشت ساعره اي است كه ، به ويژه در هياهوي نو گرايي ، قدرش ناشناخته مانده است : رخشنده اعتصامي يا پروين



پروين اتفاقا" نگرشي سيستمي در اسرار آفرينش ، جهان بيني و جهانشناسي ، فطرت انساني و رنج و شادي انسان دارد كه گاه آن را از زبان اشياء يا حيوانات و گاه نيز از زبان خود انسان ، در قالب شعر و به صورت گفتگو بيان مي كند . اين شيوه جدلي ، شبيه به ديالكتيك ، كه باز چون نگرش سيستمي از پيشرفته ترين شيوه هاي علمي جهان امروز محسوب مي شود ؛ به جايي مي رسد كه پروين را يك محقق در علوم انساني و اجتماعي ، مصلح اجتماعي ، و نهايتا" مهندس اجتماعي معرفي مي كند .



وي بنا به بنيانهاي فرهنگي ايران كه قبلا" آمد ، و فرهنگ آموزشي سنٌتي ايران عصر خود در حوزه هاي علميٌه ، كه بر اساس بحث هاي دوجانبه بوده است ، اشعار مناظره اي ( گفتگو يا گفتم و گفت ) بسياري سروده است كه برخي از مطلعين آنها را در حدور شصت شعر دانسته اند ، و از همه مشهور ترشان عبارتند از :



چشم و مژگان : شبي به مردمك چشم ، طعنه زد مژگان



مور و مار : با مور گفت مار ، سحرگه به مرغزار ...



موش و مادر : موشكي را به مهر ، مادر گفت ...



;كبوترو كبوتر بچه : كبوتر بچه اي با شوق پرواز



شاهد و شمع : شاهدي گفت به شمعي كه امشب



غنچه و گل : غنچه اي گفت به پژمرده گلي



گل و بلبل : بلبل آهسته به گل گفت شبي



كه مرا از تو تمنٌايي هست



دام و دانه ، كرباس و الماس ،  ، و...



اين شكل از شعر قبلا" در درخت آسوريك و نزد شعرايي چون عنصري – امير معزي – مولوي ( گفتا كه كيست بر در ، گفتم كمين غلامت ...) – نظامي گنجوي– سعدي – خواجو ( گفتا تو از كجايي كاشفته مي نمايي ...) – حافظ ( گفتم غم تو دارم ، گفتا غمت سرآيد ، گفتم كه ماه من شو ، گفتا اگر بر آيد ) ابو سعيد ابو الخير ، و...نيز وجود داشته است و حاوي صنايع تعليل ، تشبيه و جناس است .



شايد شعر زير از همه مشهورتر باشد



محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت



مست گفت اي دوست این پیراهن است افسار نیست



گفت مستی زان سبب افتان وخیزان می روی



گفت جرم راه رفتن نیست ره هموار نیست



گفت می باید ترا تا خانه ی قاضی برم



گفت رو صبح آی قاضی نیمه شب بیدار نیست



گفت نزدیک است والی راسرای آنجا شویم



گفت والی از کجا در خانه ی خمار نیست



گفت تا داروغه راگوییم درمسجد بخواب



گفت مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست



گفت دیناری بده پنهان و خود را وارهان



گفت کار شرع کار درهم و دینار نیست



گفت از بهر غرامت جامه ات بیرون کنم



گفت پوسیدست جز نقشی ز تار و پود نیست



گفت آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه



گفت در سر عقل باید بی کلاهی عار نیست



گفت می بسیار خوردی زان چنان بیخود شدی



گفت ای بیهوده گو حرف کم و بسیار نیست



گفت باید حد زند هوشیار مردم مست را



گفت هشیاری بیار اینجا کسی هشیار نیست 



پس از پروين اين قالب ايراني شعر از بين مي رود و يا لا اقل چنان ضعيف مي شود كه ما در بين اشعار هيچ يك از شعراي نو پرداز مشاهده نكرده ايم ؛ كه باز شايديكي از دلايلش روان بودن شعرهاي پروين به حدٌي است كه شعراي نوپرداز نخستين ، با توجه به آن ، جرئت طبع آزمايي در برابر پروين ، و انتقال چنين قالبي را به شعر نو نكرده اند  ... و اي كاش شعر زير ذرٌه اي لياقت انتشار در سالروز تولد پروين را داشته باشد :



گفتمش : نوروز !



گفت : نو مي بايد ؛ كهنه اش رسمي است ديرين



              فكر را مي خايد .



گفتمش : « رسم » همين است ! ؛ نپرهيز ، بزن يك تيشه !



              ريشه اي را كه درايٌام قديم ...



              ريشه اي را كه سه ترك است و سترگ ...



گفت : خاكستريش ننمائيد ؛ « روز » ، « روشن » بايد !



گفتمش : خوب ، به چشم ! روز « عيد » است ، و...



كلامم ببريد !



گفت : جشني بايد « همه ي مردم و نيكان يك جا » ...



             « جشن ملٌي » است ؛ نه اين ؟!



                 جشن سال و مه نو



                     جشن پاشيدن بذر ، بهر ايٌام درو



گفتمش : مردم ، نيك اند ، ولي ...



                 « فصل » نو مي آيد



                       از طبيعت ، گل و مل ...



گفت : هان ! بهر چه « نو » مي آيد ؟



             غير از اين است كه « عشق » ؟



            دست در دست دگر



                حلقه اي از دل و جان



                     همنفسي در ره نو



روز نو ، راه نو است



اتحادي ديگر



انسجامي ديگر ..



چون كه آموخته ايم



     دي و بهمن ها را ....



و زمستان را از فصل بهار ، سخت تدبير كنيم !   


کلمات کلیدی این مطلب :  شعر ، ايراني ، : ، گفتم ، و ، گفت ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1390/12/24 در ساعت : 14:53:21   |  تعداد مشاهده این شعر :  2497


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

علی میرزائی
1390/12/24 در ساعت : 16:48:4
سلام استاد بزرگوار
هر چه از پروین بگوییم کم گفته ایم
به نظر بنده سر امد سخن سرایان معاصر است.
شعر ایرانی هم متفاوت، ساده وایرانی است
درود برشما

سلام به شاعر عزيزو دوست گرامي
از لطف شما بسيار متشكٌرم كه هميشه مرا تشويق مي فرمائيد . زبان تشكرم قاصر است .











م. روحانی (نجوا کاشانی)
1390/12/26 در ساعت : 8:16:28
سلام بر استاد آیت اللهی عزیز و ارجمتد ، پیشاپیش فرارسیدن نوروز و سال نو بر شما مبارک
باز هم مطلبی دلنشین ، مناسب و زیبا از حضرتتان خواندیم و لذت بسیار حاصل آمد
دست مریزاد و برقرار باشید.
من نیز کارهایی ازین قبیل دارم ، اجازه می خواهم بخشی از یک غزل را اینجا بنویسم:
.......................
گفتمش : بوسه ی شیرین لبت مال من است
گفت : ناز نفست ، بوسه مگر پیرهن است
گفتمش: دیده به ما بیشتر از این بسپار
گفت: پا مال شدن عادت سبز چمن است
گفتم : آواز بخوان ، تا گل جان باز شود
گفت : هستی نه همین زق زق زاغ و زغن است
گفتم : این شهر پر از زمزمه ی بی خبریست
گفت: گیرنده ی تصویر تو هم مثل من است

سلام بر استاد گرامي و شاعر ارجمند
تا كي و كجا مي خواهيد بنده را شر منده فرماييد ؟! و ... شرمنده تر . تبريك از من . وقتي با شما هستيم هم عيد مي گيريم و هم در بهاريم . شعر بسيار زيبايي ارسال فرموده ايد . كاش روي صفحه تان هم بگذاريد كه همه استفاده بفرمايند .
مهدیه زرعی ( هدیه)
1390/12/25 در ساعت : 0:22:1
سلام استاد عزیز
خوب هستید ان شاءالله؟
همیشه خدا رو شکر می کنم که با همچین استاد بزرگواری اشنا شدم .
خدابهتون خیر دهد.
در پناه حق استاد آیت اللهی گرامی

بسيار بسيار متشكرم شاعره بزرگ و گرامي
هدیه ارجمند
1390/12/25 در ساعت : 23:6:39
سلام علیکم....
درود برشما....
چقدرخوب است که یادوخاطرشعرا رو گرامی بدونیم...ممنون ازشما....
به روز هستم ومنتظر حضور شما...
موفق باشید

سلام به شاعره ارجمند و گرامي
متشكرم . غير ممكن است كه لوگويتان را ببينم و براي خواندن شعرتان نيايم . چون يا همه ي شعرهايتان عالي است ؛ يا چون پروين اعتصامي فقط عالي هايشان را منعكس مي كنيد . پروين شعرهاي متوسطش را يك جا جمع كرد و سوزاند .
علی‌رضا رضایی (مجنون)
1390/12/24 در ساعت : 16:58:25
سلام استاد عزیز

بالاخره ما استادی را یافتیم که به کوچکترها صبورانه می آموزد و حوصله مان را در فضای مجازی دارد

از آنجایی که سلسله مطالب شما را نقد اشعار و آموزش آن در سایت دیدم خواستم ازتون خواهشی بکنم و آن اینکه کمی در مورد فنون شعری و وزن و عروض برایمان بگویید

با تشکر .

سلام به شاعر عزيز و دوست خوبم
فداي صداقتت بشوم كه مرا مفتون خود كرد . بنده بسيار كوچكتر از آن هستم كه به بزرگاني چون شما آموزش بدهم و آنهم در رشته ادبيٌات كه گرچه تجاربي دارم امٌا در واقع رشته تخصصي من نيست . فقط قواعد متداول يك انجمن ادبي را رعايت مي كنم كه بايد به هر حال همآوا شد و همفكري و همكاري كرد . در حدٌ يك عضو
حمیده میرزاد
1390/12/26 در ساعت : 19:7:16
سلام بر استاد مهربان

خواندم وآموختم.

من نظر جناب مجنون الحسین را کاملا تایید میکنم وخواستار همکاری بیشتر شما هستم.

امیدوارم دوستی ما اسباب زحمت شما استاد عالیقدر نشود.

ارادتمند شما هستم.

سلام به شاعره ارجمند و گرامي
هم از شعرهايتان استفاده مي كنم و هم از نوشته هايتان . متاسفانه به دليل كهولت سن ، ديسك كمر شديد و ممنوعيت استفاده از رايانه بيش از سه روز در هفته بيش از اين برايم مقدور نيست ؛ و لي به منوال فعلي تا آنجا كه بتوانم در خدمت شما بزرگان شعر و ادب هستم و كوتاهي نمي كنم ؛ انشاء الله .
بازدید امروز : 6,805 | بازدید دیروز : 11,312 | بازدید کل : 122,800,928
logo-samandehi