ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام و عرض ادب استاد گرامی - نظر شما هم درسته اما با سروده ی استاد صالحی فرقی نداره غزلشون خیلی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام مجدد - اگر می خواستید نحو را رعایت کرده باشید، بهتر بود می فرمودید: - و عمری صرف‌ِ‌کسبِ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



مرجعیت سلبریتی ها در غیاب روشنفکران

در جامعه کنونی ما، روشنفکران به عنوان یک گروه مرجع فکری، تأثیرگذاری کمتری دارند. اینان، در این سالیان، کمتر خود اظهاری می کنند و جامعه نیز کمتر به سراغ آنها می‌رود. این مسأله نوعی خلأ در جامعه ایجاد کرده است. روشنفکران،بنا به دلایلی،انگیزه خود برای کنشگری را ازدست‌داده‌اند. این سرخوردگی به دلیل برخی برخوردهای سیاسی و بعضاً هزینه‌هایی است که به آنها تحمیل‌شده است.
روشنفکری باید متقاضی داشته باشد، ولی جامعه امروز چنین تقاضایی ندارد. روشنفکر فرهنگی یا تحلیلگر اجتماعی و سیاسی باید متقاضی داشته باشد،اما جامعه ایرانی کمتر متقاضی کار آنان است. نوعی سطحی‌نگری در جامعه گسترش پیداکرده است. روشنفکران برای حفظ استانداردها و تقویت فرهنگ والا کار می‌کنند،ولی گویا جامعه این فرهنگ والا را نمی خواهد. جامعه گویا به دنبال زندگی لحظه‌ای است.
بین روشنفکران و جامعه به دلیل فرسایش فرهنگی و پایین آمدن سلیقه عمومی و افت معیارها فاصله ایجادشده است. محصولات فرهنگی ِ دارای کیفیت بالا کمتر مورد استقبال مخاطبان عمومی قرار می‌گیرد. اخیراً یکی از هنرمندان، متنی را درباره سالن‌های نمایش و تئاتر منتشر کرده است. او می گوید که تئاتر،دیگر نمایشی ارزشمند و مجموعه ای از بازی های فاخر نیست و بعضاً به لودگی و خنداندن مخاطبین تبدیل شده است. 
این وضعیت را در سینما و تلویزیون هم می توان دید که مدام به گیشه می‌اندیشند، نه کیفیت فرهنگ. حتی هنرمندان برجسته هم ممکن است کم‌کم به این سمت سوق یابند و مجبور شوند به نیازهای این بازار جواب دهند. واین به معنای افت سلیقه عمومی جامعه است. در چنین جامعه‌ای حرف روشنفکر فرهنگی خریداری ندارد .
افت سلیقه فرهنگی به تدریج به‌جای روشنفکران و هنرمندانی که کارشان انتقال معنا و درعین‌حال متضمن نقد اجتماعی و فرهنگی است، تیپ جدیدی به نام سلبریتی ها را جایگزین می‌کند. سلبریتی ها کسانی اند که در عرصه تولید فرهنگی حضور دارند، ولی کیفیت کالای تولیدشده توسط آنان پایین است و کار آنها تنها در کوتاه‌مدت لذتی را منتقل می‌کند.
سلبریتی ها به فکر معنا سازی نیستند، تا پاسخی عمیق برای مشکلات جامعه بیابند یا تأملی ژرف را در مخاطبین خود برانگیزند. اینان مردم را مشغول می‌کنند و برایشان خنده و لذتی را فراهم می کنند.
اینان به کار خود به‌عنوان منبع درآمد نگاه می‌کنند و طالب فرهنگ والا نیستند. برایشان شهرت اجتماعی مهم است، نه دغدغه های فرهنگ. آنها رسالت نقد فرهنگی و معنادار کردن زندگی روزمره یا انتقال یکسری مفاهیم به مخاطبان را بر دوش خود احساس نمی کنند. اینان به تدریج دارند برای گروهی زیادی از مردم به الگو و گروه مرجع تبدیل می‌شوند.
این گروه سلبریتی،چه میراثی برای انتقال دارد؟ اینها دغدغه انتقال معنا و دغدغه اجتماعی و نگرانی های معیارهای والای فرهنگ جامعه را ندارند. تنها مسئله موردعلاقه آنها در بهترین حالت سبک زندگی است. اینها چیزهایی را در ظاهر و در پوشش و در نوع کالای مصرفی ترویج می‌کنند. برخی از افراد جامعه از اینها تقلید می‌کنند و اینها کنش مصرفی را در جامعه توسعه می‌دهند.
بین کنش مصرفی با کنش فکری، تفاوت جدی وجود دارد. جامعه به وضعیتی دچار شده که همه‌چیز حتی فرهنگ هم حالت کالایی پیدا کرده است و مصرف فرهنگی چیزی به نام معنا را منتقل نمی‌کند. کالای فرهنگی با کیفیت،به ندرت تولید می شود و به سادگی در انزوا و حاشیه قرار می گیرد. سلبریتی ها چیزی را به‌ جز- در بهترین حالت- سبک زندگی برای انتقال به مخاطبان عمومی ندارند.
اینها شیوه رفتار و گفتارعامیانه را به مردم منتقل می‌کنند. سلبریتی ها بخشی از مولدین فرهنگ هستند که از فرهنگ پوپولیستی حمایت می‌کنند. در مقابل روشنفکران که می‌گویند معیارهای فرهنگ جامعه باید ارتقاء یابد. آیا این وضعیت، ناشی از عملکرد خود روشنفکران است یا دلایل دیگری دارد؟ جامعه سیر نزول و افول فرهنگی را طی می‌کند و تقاضای اجتماعی به سمت سلبریتی هاست.
 
هوشنگ رحمتی
 
نقل از :
ضمیمهٔ ادب و هنر ِ روزنامهٔ اطلاعات
 
http://www.ettelaat.com/etiran/?p=314767
 
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1396/7/12 در ساعت : 21:20:9   |  تعداد مشاهده این شعر :  585


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

خلیل ذکاوت
1396/7/13 در ساعت : 23:41:23
سلام. مطلب مفیدی بود، محصول سلبریتی ها در قیاس با تولیدات روشنفکری - البته روشنفکری به معنای واقعی کلمه - همانند نسبت جنس تقلبی به جنس اصلی است. همانند نسبت مثلا" قالی دست باف چینی به قالی دست باف اصیل ایرانی.
در هر حال مطلب خوبی بود. فقط در تیتر آن، درستش این است که بنویسیم «مرجعیت سلبریتی ها در ...))
با سپاس.
هادی ارغوان
1396/7/14 در ساعت : 1:51:12
سلام استاد!
..و تشکر از یادآوری به جای شما
تیتر را نویسنده به درستی انتخاب کرده بود, بنده اشتباه کرده بودم.
عذرم را بپذیرید
پروین سیما
1396/7/14 در ساعت : 3:8:19
باسلام
بنظر جنابعالی در صورت ایجاد دولت خودمختار کاتالونیا در شرق اسپانیا ، ادبیات اروپا و ادبیات آمریکای لاتین به کدام سو گرایش خواهد داشت و آیا خرده فرهنگ هایِ متداول در ادبیات اصیلِ آسیا تاثیر خواهد داشت یا نه /******* مرسی
هادی ارغوان
1396/7/16 در ساعت : 20:58:51
سلام 
باتوجه به رزومه ای که از شما خواندم, ظاهراً شما خودتان صاحب نظر هستید, اما دونکته : 

۱ - مطلبی که شما در ذیلِ آن این سوال را مطرح کرده اید, همانطور که در سطرهای آخر قید 
کرده ام به نقل از ضمیمهٔ ادب وهنر روزنامهٔ اطلاعات به قلم آقای « هوشنگ رحمتی » می 
باشد و به نظر می رسد ظاهراً شما با فرض اینکه مطلب را بنده نوشته باشم, این سوالِ 
سنگینِ برون مرزی را طرح فرموده اید. 

۲ - ایالت کاتالونیا برای منِ فارسی زبانِ ساکنِ کرج, تیم فوتبالِ بارسلونا را تداعی می کند ونه ادبیات قوم خاصی را, 
هرچند معتقدم به دور از سیاست, عمده ترین دلیل شهرتِ «کاتالونیا» در کشورِ ما درخشش های مکررِ تیم فوتبال بارسلونا تحت رهبری سرمربیان بومی - کاتالونیایی - در یک دههِ اخیر بوده است. 
اگر مخاطب خاصِ فوتبال - دقیقاً مثل مخاطب خاص ادبیات - با تامل بیشتر و از زوایای 
گزیده تری به این, تنوع در بکارگیری تاکتیک, که ساده به نظر نمی رسد, نگاه کند چه بسا شباهت هایی را بین ادبیات قوم کاتالان از یک سو و تیکی تاکای فوتبال شان از سوی دیگر فرض کند که یکی از این شباهت ها به یقین عنصرِ غافلگیری خواهدبود که اُس و اساس همهٔ ادبیات است . 

و این را هم بگویم که حتی اگر نیمی از اسکلت این فوتبال بر اساس حضور بازیکنانِ غیر کاتالان استوار باشد, این سرمربی کاتالونیایی است که به آن رنگ و بوی بومی می دهد یا داده است. 
پس بدون این که به ادبیات این قوم اشرافی داشته باشیم, می توانیم از ظواهر سمبل هایی که دارند  به تقریب درباره این ادبیات اطلاعاتی هرچند اندک به دست بیاوریم.
بازدید امروز : 23,377 | بازدید دیروز : 56,109 | بازدید کل : 124,422,311
logo-samandehi