ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
خانم علی بابایی تا کنون ثابت کرده که شاعری تواناست.هم شعرهایش دلنشین است و هم قواعد عروضی و دستوری ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام خدمت استاد خادمیان عزیز و گرامی ، بله متاسفانه ابتدا به اشتباه ویرایش نشده    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : خدابخش صفادل
درود - سپاس از توجه و نقد و نظرتان جناب رضامحمدصالحی گرامی! - آن چه فرمودید درست است و می پذیر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در حد بقیه آثار استاد نیست - استفاده 3 باره از قافیه / قدم / و نیز 2 بار از/ هم / همراه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام استاد وسرور گرامی غزل به این زیبایی حیف است - لکه ای داشته باشد بیت دوم قافیه مشک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای حجت شاعر گرامی - منو ببخشید به سختی میبینم و تایپ می کنم اشتباهی در قسمت نقد کلیک کردم ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



تا نگوئی که بال من بسته است ، بال را با وبال می بندند !
بختـیاران بخت برگشتــــــه ، بخـــــت را بــر مــــــــحال می بندند
نقـــش امّــــــید نا امــــــیدان را ، بر شبـــــــی بی زوال می بندند

نـــــــزد این رنـــد های جادوگر ، اســـــــب های چموش هم رامند
ســرزنـَـــد گر خریّـــــت از اسبــــــی ، دم او را به یــال می بندند

فتنه خیز است روزگار از بس ، فوت و فـــــن ها عقیـــم گردیدند
چشم اگـــــر بر مدال می دوزید ، قفلتــــــان بر پدال می بــــــندند

عیب رندان مکــــن که بی تردید , عیب خود آشکــــار می سازی
هست چیـزی همــــیشه دیدی بر ، ســـــر اگـــر دستمال می بندند

آب دریات اگر که خشکیده است ،دیده ات رابگو که اشک افشان
برکه ای را که از عطش خشکــد ، خـــــاک او را سفال می بندند

 زورگویان عهد ما ای دوست ، بی دلیـلت ذلیــــــــــل می خواهند
شـانه را بی طـناب می بــــــندند ، چــــانه را بـــی روال می بندند

درقفس نیست بال پروازیت؟قصّــه ات چون مریزوکج دار است ؟
تا نگــــوئی که بال مـن بستـــــه است ، بـال را با وبـال می بندند

زیرکند این  منافقـــان زیــرک ، قلـــــــب هاتان نمی کشد تیرک ؟
بهـــــر آزار مصطــفی  ، دونان ، تهمـــــــتی بر بــــــلال می بندند

 خیره سر دشمـنان ما ، مـــا تا ، آههـــــــا مان به اشک می بالد
بی محـابا مجــــــال می یابنـــــد ، عقلـــــمان را عقــــال می بندند

چــــشم های بصـــــیرتت خوابند ؟ تا ببینــــــند عرصـــه را خالی
خالــــــتان را به تیــر می بنـــــدند ، تیرشـان را به خال می بندند

تا که می خواهــی از ستم نالی ، می کننــــدت نصیــــحتی عالی :
« چاره ی کارتان ممـــــاشات است » ، راه را بر جدال می بندند

داد و فریاد و قیل و قالــــت کـــو ؟ رخـــــت باید کشــــــید از دنیا
ساکِتی از چـــه رو که ساکَـت را ، بعد از این ارتحـال می بندند !

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1391/11/16 در ساعت : 13:46:51   |  تعداد مشاهده این شعر :  1290


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

اکرم بهرامچی
1391/11/16 در ساعت : 13:54:14
تا که می خواهــی از ستم نالی ، می کننــــدت نصیــــحتی عالی :
« چاره ی کارتان ممـــــاشات است » ، راه را بر جدال می بندند

داد و فریاد و قیل و قالــــت کـــو ؟ رخـــــت باید کشــــــید از دنیا
ساکِتی از چـــه رو که ساکَـت را ، بعد از این ارتحـال می بندند !
سلام آقای حاج محمدی
بسیار زیبا سرودید با دو ترکیب زیانی/دست مریزاد
محمد شکری فرد
1391/11/16 در ساعت : 15:2:39
سلام آقای حاج محمدی...غزل زیبایی بود...خواندم و آموختم...

زنده باشید.
امین نوراللهی (فریاد)
1391/11/16 در ساعت : 15:25:1
آب دریات اگر که خشکیده است ،دیده ات رابگو که اشک افشان
برکه ای را که از عطش خشکــد ، خـــــاک او را سفال می بندند

سلام و درود. زيباست و محكم و آموزنده.ممنون
علی‌رضا علی‌سلیمانی
1391/11/16 در ساعت : 16:15:28
چــــشم های بصـــــیرتت خوابند ؟ تا ببینــــــند عرصـــه را خالی
خالــــــتان را به تیــر می بنـــــدند ، تیرشـان را به خال می بندند
حمیده میرزاد
1391/11/16 در ساعت : 20:55:33
سلام استاد

غزل زیبا وماهرانه شما را خواندم..

بس زیبا وخواندنی بود خصوصا این بیت..

عیب رندان مکــــن که بی تردید , عیب خود آشکــــار می سازی
هست چیـزی همــــیشه دیدی بر ، ســـــر اگـــر دستمال می بندند

زنده باشید وسر بلند
سید علی اصغر موسوی
1391/11/17 در ساعت : 0:12:44
سلام
استاد حاج محمدی معزز
بسیار فاخر و محکم
عزتتان پایدار
یا حق
اکبر نبوی
1391/11/17 در ساعت : 1:22:21
درود بر استاد حاج محمدی عزیز
استواری اندیشه و سخن در این غزل، که به ظاهر طنز، ولی کمدی/ تراژیک می نماید، بسیار تامل انگیز است. دست مریزاد
سرافراز باشید
******************
سلام و درود جناب نبوی عزیز . شما همواره نسبت به کمین لطف داشته اید . بسیار سپاسگزارم . زنده و پایدار باشید . آن مورد که اشاره فرمودید به روی چشم

سارا وفایی زاده
1391/11/17 در ساعت : 9:40:39
سلام استاد حاج محمدی عزیز
سروده ی زیبای شما را خواندم
دست مریزاد
مصطفی پورکریمی
1391/11/18 در ساعت : 0:33:45
سلام جناب استاد حلج محمدی عزیز

داد و فریاد و قیل و قالــــت کـــو ؟ رخـــــت باید کشــــــید از دنیا
ساکِتی از چـــه رو که ساکَـت را ، بعد از این ارتحـال می بندند !

جون میدم واسه این جناس آخری ........ بسیار زیبا بود
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
سلام علیکم استاد پور کریمی عزیز . از همراهی و همدلی و نظر لطفتان سپاسگزارم . زنده باشید
راشین گوهرشاهی
1391/11/18 در ساعت : 8:47:21
زیرکند این منافقـــان زیــرک ، قلـــــــب هاتان نمی کشد تیرک ؟

واقعا زيبا و حرف دل

نويسا باشيد و مانا

دست مريزاد
%%%%%%%%%%
درود بر شما خانم گوهر شاهی /نطر لطف سرکار عالی را سپاسگزارم / زنده باشید
علی گیاهی
1391/11/18 در ساعت : 10:23:38
سلام استاد/ممنون بابت شعرخوبتان/دست مریزاد
دکتر آرزو صفایی
1391/11/18 در ساعت : 13:43:8
درود استاد نیک مهر
زیبا سروده تان ره دل پیمود
دست مریزاد
بازدید امروز : 5,255 | بازدید دیروز : 17,071 | بازدید کل : 137,183,265