ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - ویراستاری می گفت به سه چیز علاقهٔ بیشتری دارد,اول خوردن, دوم خانواده و سوم وی   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



غزل:از زندگی بی همه کس سخت خسته ایم

از زندگی بی همه کس سخت خسته ایم،هرکار کرده ایم به بن بست خورده ایم
وفق مراد نیست دگر روزگار ما،از هر قلم اگر که غمی هست؛خورده ایم!

دنیا به ما که غیر دو رنگی نشان نداد،تا بوده روزگار به ما هم کلک زده ست
ما را فریفتند رفیقان نیمه راه،از دوستانمان همه رو دست خورده ایم

در جام های نقره به ما باده ریختند،بی هیچ ترس و واهمه ای توبه ها شکست
همراه با نوای دغل دوستانمان،تا آخر سیاهی یک مست خورده ایم

دیوانگی علاج ندارد؛همیشگی ست،از عاشقی همیشه جنون است سهم ما
راضی ولی به حکم رضای خدای خود،از خوان عشق هر چه که بوده ست خورده ایم

دیگر به رستگاری انسان امید نیست،از خیر رستگاری انسان خدا گذشت
با اعتبار مُهر لبان تو زنده ایم،بر صفحه صفحه های تو پیوست خورده ایم.
 

محمد شکری فرد/تبریز
کلمات کلیدی این مطلب :  محمد شکری فرد_شاعران متولد دهه ی هفتاد ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1392/1/27 در ساعت : 4:55:19   |  تعداد مشاهده این شعر :  1815


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

یوسف شیردژم «افق»
1392/1/27 در ساعت : 5:49:57
سلام محمد آقا

شعرتان وزن و ریتم مناسبی دارد

اما به لحاظ پرداخت به خوبی دیگر اشعارتان نیست

علتش هم انتخاب ردیف "خورده ایم" است که جفت و جور کردنش با قافیه انتخابی شما ، کمی مشکل است

البته نباید انتظار برود که همه اشعار یک شاعر در یک سطح باشند

...پیش می آید دیگر...

زنده باشید

بازدید امروز : 6,131 | بازدید دیروز : 35,742 | بازدید کل : 128,562,758
logo-samandehi