ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
پس آن شاعری که آنچه دیگران نمی بینند می بیند کجاست پس رسالت شاعر را کدام پیامبر و در کدام پیامرسان ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابوالحسن درویشی مزنگی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - با آوردن توضیح زیر شعر موافق نیستم - به مخاطب احترام بگذارید تا خودش محل منازعه و چالش    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - اینکه فقط شاعر یک بیت شعر تولید کند در حقیقت مرتکب تک بیت گویی نشده است -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر ارجمند جناب سلیمانپور - ای کاش می شد - در بیت ششم - ای دل - حذف و بجای ان عب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
پیــــر ما فـــرمــود در بین غــــذاهـای لذیذ - قرمه سیزی گرچه محبوب است دیزی بهتر است ... - با    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سعید سلیمانپور ارومی
درود - وزن مصرع خانم فرمانی درست است و اشکالی ندارد. مصرع را احتمالا به این شکل خوانده اید: -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سعید سلیمانپور ارومی
درودها بر جناب خادمیان عزیز - ممنون از اینکه خواندید و نظر دادید. - خیلی متوجه انتقادتان نشدم.   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما جناب ارومی عزیز و بزرگوار - - فر موده اید - بیا ببین که از این    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



روضه خوانی قلم

روضه می خواند قلم ، باران ِ غم می آورد
در میان ِ دفترم با زیر و بم می آورد
 
می نویسد: " کربلا " ؛ دل بی قراری می کند
می نویسد: " عاشقی کن " ؛ شعر ، کم می آورد
 
" خیمه ها لب تشنه هستند و عمو با غیرت است."
روضه خوان امشب چه روزی بر سرم می آورد !
 
ماه را می خواند و تا پای دریا می برد
ماه را بی دست و بی مشک و علَم می آورد
 
ماه شد حالا تمام و روضه خوان محو ِ امام ،
جان من را بر لب ِ من ، دم به دم ، می آورد
 
راه می افتد میان ِ قتلگاه و با خودش
آیه های " شمس " را از هر قدم می آورد
 
تا ببندد زلف ِ دل را بر سر ِ زلف ِ حسین (ع)
بندی از ترکیب بند ِ محتشم می آورد
 
بعد از آن در آخر ِ ذکر ِ مصیبت ، روضه خوان
آتش ِ بی شرم را سمت ِ حرم می آورد
 
می نویسد: " نینوا " ؛ خون می چکد بر دفترم
روضه می خواند قلم ، باران ِ غم می آورد.

محمدرضا سلیمی
http://chardivarieejbari.blogfa.com
 


موضوعات :  عاشورایی ، آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1393/8/7 در ساعت : 8:46:35   |  تعداد مشاهده این شعر :  841


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

نصیر مجاب (افغانستان)
1393/8/8 در ساعت : 5:35:27
نفس تان گرم به معرفت و ایمان و قلم تان رسا به یاری حق.
محمدرضا سلیمی
1393/8/8 در ساعت : 5:46:25
درود
يكى از قشنگترين دعاهايى بود كه در حقم كرده بودند. پس از سر صدق و اشتياق مىگويم؛ آمين يا رب العالمين.
سپاس دوست.
اصغر اکبری
1393/8/8 در ساعت : 9:38:33
سلام دوست عزیزم
مرحبا
محمدرضا سلیمی
1393/8/8 در ساعت : 22:14:58
سلام بر دوست بزرگوارم
سپاس
زنده باشید
محمدمهدی عبدالهی
1393/8/9 در ساعت : 22:49:45
سلام و عرض ادب اخوي
عرض تسليت ايام
درود و تحيت بر شما
بسيار زيبا بود
ماجور باشيد در پناه صاحب اين ابيات زيبا
قلمتان تا آخر عمر در خدمت حضرات آل الله باشد و در مصائب عاشورا سوز دلتنا مدام باشد،
ياعلي
محمدرضا سلیمی
1393/8/9 در ساعت : 23:4:51
سلام بر برادر بزرگوارم
سپاس
التماس دعاىخير
بازدید امروز : 12,439 | بازدید دیروز : 32,173 | بازدید کل : 123,030,740
logo-samandehi