ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



مادرانه3"پیشکش به مادر"

گفتی سکوت را بشکنم و آنوقت
باید که بشنوی ز لبم: مادر
این آخرین شکستنی ات شد،
دنیای غصّه، غصّه ی بی آخر
 
مادر سکوت ِ روز و شبم را مُرد
در هق هق ِ مداوم و آهسته
مادر که رفت روز و شبم یعنی:
یک انجماد ِ ممتد و پیوسته
 
سردم، شبیه سنگ ِ مزارت سرد
افتاده ام به پای مزارت زرد
پاییز زرد ِ زرد و زمستان زرد
رفتی و بی تو باغ و بهارت زرد
 
قلبم گل ِگلایل ِ بی رنگیست
که پای خاک ِ سرد ِ تو جان داده
قلبی که روی سنگ تو حک کردم
قلب ِ مرا گرفته / تکان داده
 
تقدیر ِ من همیشه همین بوده
در ازدحام ِ مرگ و فراموشی
عادت به روزهای پر از تشویش
عادت به لحظه لحظه ی خاموشی
 
هر پنج شنبه چشم ِ تو در راه است
دریک بهشت ِ گمشده ی مغموم
هر وعده در کنار تو می آیم
با شمع و عود و یک گل پر مفهوم
 
قرآن و رحل و مهر ِ نمازت را
با بغض روی خاک ِ تو می چینم
این مهر بوی روی تو را دارد
بعد از خدا تو مذهب و آیینم
 
مادر خدای عشق، خدای درد
دنیا همیشه پیش ِ تو کم آورد
گرچه نبود در خور و در شأنت
بگذر از این قصور، بیا، برگرد
 
این پنج شنبه حال بدی دارم
وقتی که دیدن ِ تو میسّر نیست
گل های روی خاک تو می فهمند
پژمردگی ِ لحظه ی، مادر نیست
 
سراینده:آمنه نقدی پور
 ۱۰/۸/۹۱
-------------------------------
آخر نوشت:
مادرم در تاریخ ۲۱/۷/۹۱ آسمانی شد.


موضوعات :  ترانه ،

   تاریخ ارسال  :   1394/10/9 در ساعت : 2:25:12   |  تعداد مشاهده این شعر :  885


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 25,513 | بازدید دیروز : 32,230 | بازدید کل : 127,154,104
logo-samandehi