ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بر اساتید گرانقدر.... - شعر زیبای استاد و نظرات خوب اساتید را خواندم. تنها چیزی که به نظرم آ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با سلام و درود. - بر خلاف دیدگاه سرکار خانم بهرامچی بر این باورم که شاعرانگی در بیت بیت این غزل که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - گرچه حقیر به استقلال بیت در غزل اعتقاد دارم و کلا چالش ایجاد کردن در خصوص عدم تناسب د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهسا مولائی پناه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
درود - متنی ساده بود تا شعر - هم از نظر ساختار و هم از نظر محتوا - دور از شعر بود - اشعار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد یزدانی جندقی
سلام محمد علی رضا پور عزیز شاعر گرانقدر . - حقیر را به خوانش اشعارتان فرا خوانده اید ؛ از حسن اعتم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و درود بر استاد گرانقدرم جناب خادمیان عزیز! - - استادبزرگوار! فرموده تان درست است و حقیر ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صدرالدین انصاری زاده
فرد اعلی نباشیم! - """""""""""""""""""""" - نمی دانم در ادبیات این کشور چه می گذرد. بهتر بگویم:   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود میلاد مسعود امام زمان بر شما مبارک باد - - جناب رضا پور عزیز بیت ششم مصرع اول   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و عرض ادب - از استاد صفادل همیشه اشعار خوب خوانده ام و این بار نیز ، ضمن احترام به نظر سرکار   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



به ره خدا شتابی

فعلت فاعلاتن فعلت فاعلاتن
 

ز سوی خدا بیامد به چه عظمت کتابی

که به همه جا از آن به چو بطلبی نیابی

به همه از او بگوید سخن خصوصی او

نه عجب از این که از او به تو کند او خطابی

چو نشوی از سؤالی به طلب جستن ره

به همه وجودت آتش ندهدت او جوابی

به کلمه‌ای ز قرآن قَسَمَت اگر بدانی

که همه‌ی این جهان است به ره خدا سرابی

به ره فنا که رفتی و چو جز از او نگفتی

بله بشود عذابی تن تو که بر نتابی

کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1395/4/25 در ساعت : 12:58:5   |  تعداد مشاهده این شعر :  1161


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

صادق ایزدی گنابادی
1395/4/29 در ساعت : 12:34:1
سلام بر جناب وثیق زاده انصاری
شعر حضرت عالی بر مدار وزن فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن می گردد
دست از این تقطیع های من در اوردی بردارید و به جای ان به روان گفتن هنری گفتن و شاعرانه گفتن فکر کنید
عجالتا شعر حضرت عالی دچار اغتشاشات وزنی است که با اندکی چکش کاری حداقل وزن ان درست می شود بماند تعقیدهای فراوان لفظی و معنایی که حقیر عجالتا با ان کاری ندارم
سر و ته وزن مصراع اول شعر با مشدد خواندن عظمت درست می شود
بماند که به چه مجوزی شاعر تلفظ کلمه را تغییر داده است
به جای مصراع دوم بیت اول
اگر بفرمایید
که به هرکجا از ان به به طلب شوی نیابی
مصراع اول بیت دوم درست است
مصراع دوم بیت دوم اگر به این صورت در بیاید وزن درست می شود
نه عجب از این که از او به تو کرد او خطابی
بیت بعدی هم اگر به این صورت دربیاید
چو نکرده با سوالی طلبیدن ره راست
به همه وجودت آتش نرسد زاو جوابی
بیت بعدی نیز اگر به این صورت در بیاید وزن درست می شود
به کلام خوب قران قسمت اگر بدانی
که تمام این جهان است به ره خدا سرابی
مصراع پایانی نیز اگر این طور گفته شود بهتر است
بله گشت سخت دامی تن تو که بر نتابی
پیشنهادهای حقیر فقط در راستای درست شدن وزن صورت گرفته است و گرنه بر آنها نیز هزاران ان قلت وارد است
حمید وثیق زاده انصاری
1395/4/29 در ساعت : 14:49:13
سلام بر استاد
در بین تمام ایراداتی که قبلاًجناب سلیمانپور به کارهایم گرفتند این که وزن شعر را ذکر می کنم جالب و از این نظر مفید دانستند که در وزنهای غریب که گاهی اهل شهر نیز در چگونه خواندن شعر دجار اشتباه می شوند به آنها کمک می کند، و این اتفاقی است که در مورد شما افتاد و گرچه وزن آن را فعلت فاعلاتن فعلت فاعلاتن نوشته ام آن را بر وزن فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن خوانده و سعی در تصحیخ داشته اید
علی اصغر اقتداری
1395/5/2 در ساعت : 10:54:30
درود
اگر بعضی جاها که به جای هجای بلند هجای کوتاه آمده است را در نظر نگیریم وزن این شعر
ف ع لا ت فا ع لا تُن می باشد
ز سُ ی ِ خُ دا ب یا مد که ی را با استفاده از اختیارات بلند تلفظ می کنیم
قانون عروض مثل قانون دو دو تا چهار تاست پس باید گردن نهاد
حمید خصلتی
1395/5/2 در ساعت : 11:10:12
با سلام. باید عرض کنم شما درست می فرمایید ولی خوانش مان تقریبا شبیه به حرف زدن قرن های چهارم وپنجم احتمالا خواهد شد. نمی دانم با اینهمه اشارات شاعر محترم چه اصراری دارند لقمه را پیچانده وتناول کنند.عروض دانان ما از شمس قیس تا خواجه نصیر وتا بزرگان اخیر کم کسانی نبودند

من دوست عزیز شاعر را به مطالعه بیشتر وفهم عروض سنتی مان که باید گفت در جای خود مدرن است توصیه می کنم ،گردن نهادن به بدیهیات عروض وتقطیع حد اقل اش اینست که جناب انصاری این اشتباهات فاحش را روزی خود خواهند پذیرفت
حمید وثیق زاده انصاری
1395/5/2 در ساعت : 17:10:55
سلام بر جناب حمیذ خصلتی گرامی که تصور بهتری از ایشان در ذهن داشتم.
تنها سؤالم فعلاً از ایشان این است که به کدام اشتباهات فاحش اشاره می کنند، چیزهایی که نه تنها اشتباه هستند که فاحش نیز هستند. تمایل دارم پاسخ خودتان، و نه جنابان شمس قیس و خواجه نصیر و دوستان استاد گرامی و عزیز سایت، را عرض نمایید. ممنون برادر گرامی
صادق ایزدی گنابادی
1395/5/2 در ساعت : 12:48:42
سلام بر جناب اقتداری
در بعضی از مصراع ها امکان این وجود دارد که شعر به شکل ذو وزنین دریافت شود هم وزنی که شاعر می فرماید و هم وزن معروف و اشنای فعلات فاعلاتن
و بنده حقیر جسارتا بر همین مبنا شعر را بر اساس فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن
اصلاح کردم که به شدت از شاعر عذر خواهم علت خبط بنده این بود که به زبان مشترکی با شاعر دست نیافته بودم
مصراع اول را که مثال فرموده اید چنین است می توان ی را در سوی هم بلند خواند و هم کوتاه اگر بلند خواندیم وزن حضرت عالی جور می شود و اگر کوتاه تلفظ شد وزن شاعر درست می شود
به همه از او بگوید سخن خصوصی او
نیز چنین است
ولی شعر با وزنی که شاعر فرموده یعنی ف ع ل ت فاعلاتن ف ع ل ت فاعلاتن کاملا خوانده می شود
حال اینکه چقدر این وزن مطبوع است و یا اینکه علم عروض ان را می پذیرد یا خیر باشد قضاوتش با اهل فن
و اما شاعر عزیز باید بدانند ابتدا اهنگ و وزن به شکل طبیعی بر زبان و ذهن شاعران جاری شده است بعد از ان برایش عروض دان بحر و وزن نوشته است
جناب وثیق زاده نیز اگر بر اساس طبیعت زبان به اهنگی و یا وزنی در شعر دست یافتند که مطبوع و دلنشین نیز بود عروض دان امروزی می تواند برایش وزنی در نظر بگیرد و حالا بگذار در عروض سنتی ان وزن غایب باشد
شاعرانی مثل خانم سیمین بهبهانی همین راه را رفته اند و وزن های جدیدی به شعر فارسی اضافه کرده اند
حمید خصلتی
1395/5/3 در ساعت : 1:35:42
دوست عزیز بی تعارف وبه دور از حواشی عرض می کنم که اشتباهی فاحش تر از اینکه بر اوزان وتقطیع من در آوردی خود پافشاری می کنید واینهمه ادله ونظرات مشفقانه دوستان وصاحب نظران را نادیده می گیرید.باید عرض کنم جناب شاعر اینهمه عروض دانانی که تا بحال قبل از شما پا به عرصه ی ادبیات گذاشته اند احتمالا راه را به اشتباه رفته اند. انچه شما به عنوان روش جدیدی برای تقطیع به کار می برید وشاید ان را اوزانی نو می نامید درست مثل نوشتن حروف فارسی از چپ به راست است. برادر عزیز. من حدسم این است شما قبل از اینکه شروع به شعر نوشتن می کنید ابتدا وزن خلق الساعه خود را روی کاغذ می اورید وسپس برای ان شعر می سازید . در مورد همین شعر ودیگر اشعارتان جدای از بحث در مورد وزن باید گفت اشکالات متعددی چه از نظر موسیقیایی وچه از نظر زبانی وقدرت شاعرانگی بر نوشته هایتان وارد است که صد البته دوستان عزیز مدام به این اشکالات اشاره کرده اند و در مورد اخیر در نقد ابتدایی جناب ایزدی غیر مستقیم به ضعف های شعر تان اشاره شده است. دوست عزیز وگرانقدر امیدوارم از حرف های رک وصریح من نرنجید ولی اگر قرار است در ساحت ادبیات حرف تازه ای بزنیم باید ادبیات را وگذشته ادبیات را به خوبی بشناسیم. عدم تسلط شما به اوزان عروضی در شکل استفاده کردن اوزان کاملا واضح ومبر هن است. حتی مخاطب عروض ندانی که گوش وهوش موسیقیایی داشته باشد وبه شکل سماعی شعر و وزن را بشناسد در اولین قدم به اشکالات وزنی شعر شما به عنوان یک حداقل روبرو می شود.متاسفم که وقت سایت ودوستان شاعر را با بدیهیات می گیرم.،اما سوال می کنم در کجای صحبت های روز مره تا ن امروز شما فعلی را به شکل وشمایل "بیامد" استفاده می کنید؟ یا برای واژه ی مظلوم عظمت باید اینقدر خودمان را کج وکوله کنیم تا به لطایف الحیلی بتوانیم ان را با عروض مورد قبول شاعران وادبا جور دربیاوریم.
بهم ریختگی مصراع دوم را که نمی توانید رد بفرمایید. مخاطب بخت بر گشته چه معانیی را باید از این سطر پس .پیش شده وناهماهنگ باید در یافت کند؟که به همه جا از آن به چو بطلبی نیابی
من ترجیح می دهم دیگر ادامه ندهم ووقت دوستان را نگیرم وقضاوت را به گوش های آشنا با موسیقی وشعر واگذار کنم. زنده وپیروز باشید
حمید وثیق زاده انصاری
1395/5/3 در ساعت : 8:48:56
سلام برادر گرامی
چون فرمودید ترجیح می‌دهید ادامه ندهید و ظاهراً برخلاف جناب گنابادی چنین دیالوگی برایتان خوشایند نیست تنها به یکی دو نکته اشاره می کنم و برای آرام ماندن جو، انتظار پاسخ ندارم. واژه عظمت در شعر به راحتی عَظَمَت خوانده می شود و نه مشدد یا به گونه ای دیگر. این مشکلی بود که جناب کنابادی هم اول داشتند و سپس برایشان مرتفع شد. دوم در مورد تقطیع به کار رفته که شما و ظاهراً شاعر محترم دیگری من درآوردی دانسته اید عرض می نمایم روش تقطیعی که به طور خلاصه در صفحه فن شاعری هم در دفترم در این سایت و هم در سایتم بیان نموده ام بدون هیچ نوآوری ای خلاصه ی همان تقطیع مرسوم مورد استفاده شعرا و مطرح در عروض بر مبنای هجاهای کوتاه و بلند است. آنچه بیشتر مورد اعتراض شعرای گرامی ای مثل جناب سلیمانپور بوده و شاید هست استفاده از ارکانی است که بعضاً (نه همواره) شکل و شمایل ارکان عروضی را ندارد نه تقطیع. هر شاعری وامدار زحمات شعرا و اساتید گذشته ی خود است. جناب ایزدی به حق بیان کردند که سیمین بهبهانی اوزان جدیدی را به دنیای شعر معرفی نمود و شاعران دیگری منجمله تصور می کنم جناب قزوه نیز کمابیش چنین کردند. هیچکدام نگفتند گذشتکان راه را به اشتباه رفتند بلکه اعتقاد داشتند کارشان تکمیل کار گذشتگان و البته بر مبنای کار آنهاست. سیمین بهبهانی به صراحت خود را مخترع اوزان جدید می دانست و از آنچه در پاسخ طولانی ام به جناب سلیمانپور بیان کردم مستفاد می شود که او در واقع مخترع این اوزان نبود بلکه مکتشف آنها بود. یک حساب سرانگشتی برای یک مصراع 16 هجایی هزاران وزن قابل قبول (غیر از موارد ناخوشاهنگ آن) عرضه می‌کند. این گنجینه بزرگی است که در حدود مثلاً 500 تای آن در شعر سنتی ما مورد استفاده قرار گرفته و طبیعی است هر از گاهی تعداد دیگری از این گنجینه توسط بهبهانی و دیگران مورد استفاده قرار گیرد و البته به شرط زیبایی و خوش آهنگی توسط جامعه شعری پذیرفته شود. اما صِرف اقدام به استفاده از موارد استفاده نشده از این منبع بزرگ نمی تواند جرم تلقی شود.
رضا محمدصالحی
1395/5/5 در ساعت : 10:37:39
سلام و درود

من شعر را با موسیقی مورد نظر جناب گنابادی که قرار شد تلفنی برای استاد اقتداری بخوانند ، خواندم

ز سوی خدا بیامد بِ چِ ع َ... ظ ِمَت کتابی
که به هَ ... م ِ جا از آن به چو بِ ط َ... ل َ بی نیابی

که نقطه چین ها یعنی مکث در آن قسمت

و الی آخر ... و به نظرم با هجا بندی مورد نظر شاعر اساتید دیگر هم بتوانند اینگونه بخواننداما براستی سوال این است اگر برای قرائت درست و مورد نظر شاعر ، جماعت شعرا چنین به زحمت و درد سر بیافتند وای به حال مخاطب عام که قصدش التذاذ از شعر است و نه درگیر عروض شدن.
ضمن آنکه با نظر استاد حاج محمدی کاملا موافقم که این وزن در کدام بحر عروضی است؟ اضافه می کنم اگر قرار است کاری همچون فروغ بکنیم و وزن های جدید بسازیم اول باید قواعد مورد اتفاق را رعایت کنیم دوم اینکه رسا و شیوا بسراییم به گونه ای که همچون کالایی الکترونیکیِ پیچیده ،کاتولوگ نحوه استفاده به آن ملحق نکنیم .
با احترام
عباس خوش عمل کاشانی
1395/5/5 در ساعت : 8:52:53
با سلام و درود خدمت همگی.... خیلی کوتاه عرض می کنم:ارواح طیبه ی قاطبه ی عروضیون سلف که قرنها یا سالها پیش از ما تلف شده اند ، هرگاه اوزان من درآوری و سراپا غلط آقای وثیق زاده را بشنوند چنان قهقهه سر می دهند که صدای قهقهه شان در گوش همه ی کرات و کهکشانها می پیچد؛من اما که خرده عروضدانی هستم ،ازین وقعه ی نامیمون دندان که نه ، چون ندارم، بل لثه بر هم می فشارم که:با این همه اوزان سهل و آسان و گوشنواز،کسی باید مریض باشد که سراغ بحرهای نامطبوع و بدتر از آن ابداعی و من درآوردی برود.آخر شعر تصنعی که مستحیل در اوزان و بحور نامطبوع باشد چه لذت و حظی به مخاطب می دهد؟ من بیش از چهل سال است شعر می گویم و شکرلله از سیزده چهارده سالگی سروده هایم در مجلات بزرگسالان منتشر شده است ؛ اما هیچگاه نیامدم شعر در اوزان نامطبوع بسرایم ...به نظر من آقای وثیق زاده مدتی را شعر بر وزن دوبیتی و رباعی بسرایند تا نیمچه طبعی که دارند به راه بیفتد و کم کم مسیر سلامت بپوید.وگرنه با این روشی که اتخاذ کرده اند جز اینکه مضحکه ی این و آن شوند سودی نخواهند دید و طرفی نخواهند بست.به ضرس قاطع می گویم و بل سوگند جلاله یاد می کنم که باصطلاح شعر جدید آقای وثیق زاده را هیچ کس به دیده ی تحسین نمی نگرد و بر آن صحه نمی گذارد و آن را مخدوش الوزن الی الابد می داند.
صادق ایزدی گنابادی
1395/4/30 در ساعت : 15:8:52
سلام بر جناب وثیق زاده
تشکر بسیار ممنون، بله ، با ان رکن بندی که حضرت عالی فرموده اید شعر خوانده می شود
ببخشید چون حقیر تا کنون با رکنی که با چهار هجای کوتاه شروع شود سر کار نداشته ام
فعلت را ف ع لت در یافت می کردم و همین باعث شده بود که شعر را نتوانم ان طور که منظور شماست بخوانم البته یک با ر حقیقتا با نظر گرفتن چهار هجای کوتاه برای رکن فعلت شعر را خواندم ولی چون دلنشین و معمول نبود این خوانش را رها کردم
بهر حال ممنون دیالوگ خوبی بود و بر تجربه حقیر نیز افزوده شد
قضاوت در خصوص تقطیع حضرت عالی درست بودن و یا غلط بودن ان و حتی وزن این شعر با کسانی باشد که به شکل حرفه ای و تخصصی عروض می دانند مثل جناب سلیمانپور اورمی جناب عباس خوش عمل جناب محمد وثوقی و جناب ابراهیم حاج محمدی و جناب محمد یزدانی جندقی و ....مراد بنده از عروض فقط همین است که شعر را درست بخوانم
و اما یک نکته مهم
جناب وثیق زاده صادقانه عرض کنم
اینکه حضرت عالی وزن سازی بکنید و بعد کلمات را داخل آن بریزید خوب است اگر دلنشین و خوشایند افتد
اصل شعر مبنایش بر زیبا و شاعرانه گفتن است است نه تئوری سازی و فراهم کردن فراورده هایی برای تئوری که خودمان می سازیم
البته حقیر در خصوص این اثر حضرت عالی قضاوت نمی کنم قضاوت باشد برای اهل ذوق و اهل شعر مثل خدابخش صفادل حمید خصلتی و علی اکبر سلیمانی و دیگر شاعران خوب سایت
خدا نگهدار شما
ایزدی گنابادی
ابراهیم حاج محمدی
1395/5/4 در ساعت : 23:26:11
درود
اولا :در عروض سنتی رکنی چهار هجایی که هر چهار هجای آن کوتاه باشد وجود ندارد و این امر دلیل هم دارد و دلیل آن هم ثقل توالی اربع حرکات است که عروضیین عرب و عجم بخوبی بر آن توجه داشته اند
ثانیا :جناب وثیق زاده عزیز خوب است تعیین کنند نام بحر عروضی که در آن سروده اند چیست؟یعنی بحر عروضی متشکل از «فَعَلَتُ فَاعِلَاتُن فَعَلَتُ فَاعِلَاتُن» چیست؟
حمید وثیق زاده انصاری
1395/5/5 در ساعت : 8:16:46
درود بر استاد بزرگوار و عزیز، جناب حاج محمدی
چون سؤال مستقیمی از حقیر نمودید شرط ادب است که پاسخ دهم. مسلماً همین ثقل توالی اربع حرکات دلیل غیبت رکن فعلات بوده، و همین مسأله هم باعث می شود که هنوز احتمالاً برخی از اساتید گرامی سایت قادر به خوانش درست شعر نباشند. اما مستحضر هستید که گاهی اتفاق افتاده است که وزنی در ابتدا مشکل یا غریب به نظر رسیده اما شعری در آن سروده شده و احیاناً توسط خوانندگانی خوانده و ترویج شده و مقبول جامعه هنری و ادبی افتاده است. الآن موارد کاملاً شاخص را در ذهن ندارم اما مثلاً اگر خودم ابتدائاً می‌خواستم تصمیم بگیرم در وزن مستفعلن فاعلاتن مستفعلن فاعلاتن غزلی بسرایم آن را تا حدودی ثقیل و دارای سکته می‌یافتم و شاید از تصمیم خود منصرف می‌شدم، اما ببینید که صفای اصفهانی چگونه غزل زیبای «دل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من» را در همین وزن سرود و مورد استقبال خوانندگان و نوازندگان ما هم قرار گرفت. البته در محضر اساتید عزیزم اعتراف می‌کنم که مطالعات عمیق و ارزشمند و مفید آنها در بحرهای عروضی را ندارم، اما قبول بفرمایید که احتمالاً بسیاری از شعرای موفق ما هم چنین بوده و هستند. کاری که منِ حقیر در صدد انجام آن هستم دست کمکی است که به سوی شما خوبان دراز کنم برای انجام دسته بندی‌ها و بحر گزینی‌های لازم برای حجم بزرگی از اوزانی که می‌توانند قابل قبول و حتی خوشاهنگ باشند و فعلاً مغفولند و کشف نشده. بنده‌ی حقیر چون متوجه وجود تعداد بسیار زیادی از این وزن‌هایی که می‌توانند مطرح باشند و مغفول مانده‌اند شدم بر آن شدم که برای هر کدام که سعی کردم در آن غزلواره‌ای بسرایم نامی انتخاب نمایم، و چه نامی مناسبتر از همان وزن عروضی مربوط به آهنگ شعر؟ اما متوجه شدم که رویه‌ی واحدی برای ارائه‌ی وزن افاعیلی برای یک شعر واحد در عروض سنتی وجود ندارد و مثلاً در یک رویه با رکنی سه حرفی و در دیگری با رکنی چهار حرفی وزن یک شعر واحد عرضه می‌شود که هر دو هم درست است و وزن شعر را معرفی می‌کند. اما این روش برای اینکه وزن شعر را به عنوان یک نام واحد و منحصر به فرد به آهنگ آن شعر نسبت دهیم قابل استفاده نبود. پس لازم بود روشی واحد برای وزن گزینی شعر پیشنهاد شود که کاری است که سعی در انجام آن داشتم (شروع فقط با یک رکن چهار حرفی) و در همین دفتر و در سایتم توضیح دادم و در ابتدای اشعاری که ارائه می‌دهم بر همان مبنا وزن واحد را می‌آورم.
نکته‌ی دیگری که برادران گرامی سلیمان پور و خصلتی بر منِ حقیر خرده گرفته‌اند این است که به درستی متوجه شده‌اند بسیاری از سروده‌های به ویژه اخیرم بیشتر از این که سماعی باشد حاصل تعیین اولیه‌ی وزن و سعیم در گنجاندن مطالب (عرفانی) در آن قالب (عمدتاً با استفاده از تقطیع) است. بله همین طور است و فکر می‌کنم واقعاً این امر چه اشکالی دارد اگر نتیجه قابل قبول باشد یا بشود (یا لااقل در حد توجه اساتید بزگوار جهت نقد و احیاناً اصلاح باشد). این روشی است که تصور می‌کنم شما استاد عزیز (جناب حاج محمدی) در سرایشهای خود در اوزان عروضی کمتر متداول به کار می‌برید. جالب است که قبلاً گاهی شاعری متهم می‌شد که بیش از حد سماعی است و لازم است از تقطیع، بیشتر استفاده نماید و اکنون ایرادی عکس این گرفته می‌شود.
امید که در صورتی که اساتید محترم و بزرگوار سایت حتی احتمال وجود بارقه‌ای از حقیقت در آنچه به وسیله‌ی حقیر مطرح شده را می‌بینند قبل از آن که احتمال خدای ناکرده مطرح کردن خود را در بنده بدهند فرض را بر صداقت و راستیم در بیان احتمالی واقعیتی بگذارند و خود کمک نمایند که این مطالب احیاناً حک و اصلاح و بهتر ارائه شود اگر واقعیتی در آنها هست.
صادق ایزدی گنابادی
1395/5/5 در ساعت : 15:26:44
درود بر جناب ابراهیم حاج محمدی
درست به محل نزاع اشاره کرده اید
بحث در این خصوص را بنده به اهالی فن مثل حضرت عالی واگذار کرده بودم
اکرم بهرامچی
1395/5/9 در ساعت : 1:2:6
سلام بر دوستان ادیب و منتقد
عجب اندر عجبا این همه حرف یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اینا نقد و بررسیه یا وقت تلف کردن؟
صادق ایزدی گنابادی
1395/4/30 در ساعت : 2:47:52
سلام بر شاعر محترم جناب وثیق زاده

بحث اینکه بنده شعر را درست بخوانم یا خیر جدا ست بنده گاهی ان قدر گیجم که وزن های اشنا را هم درست نمی خوانم چه برسد به وزن غریب .
با این حال در صورتیکه منظور حضرت عالی از وزن فعلت فاعلاتن فعلت فاغلاتن :/ف هجای کوتاه /ع هجای کوتاه /لت هجای بلند / فا علاتن / و تکرار همین دو رکن می باشد
با تغییراتی در شعر ، وزن فرموده شما جور می شود مثلا به جای بیت اول می فرمودید
ز سو ی ما بیامد به جه عظمت کتابی (عظ مت )
که به هر جا از ان به چو بطلبی نیابی (بطلبی را باید ب طل بی تلفظ کرد )
یا مثلا به جای "به همه از او بگوید "می فرمودید "به همه او بگوید "وزن فرمود ه شما درست می شد
و یا بجای "سخن خصوصی او "می فرمودید "سخن ره گشایی "
یا بجای "نه عجب از این که از او به تو کند او خطابی"/می فرمودید "نه عجب این که از او شود انجا خطابی /
بقیه را هم می توان بر وزنی که شما فرموده اید اصلاح کرد
چنانچه منظور حضرت عالی از وزن فعلت فاعلاتن فعلت فاعلاتن / تقطیع دیگری جز انچه گفتم می باشد بفرمایید تا حداقل شعر ان جناب را درست بخوانم
چون اتفاقا من ابتدا خواستم شعر را بر وزنی که شما فرمودید بخوانم دیدم با این وجود نیز نیاز به اصلاح دارد گفتم شعر را بر محور وزنی معروف و اشنا اصلاح نمایم
جناب وثیق زاده
تا جایی که من اشعار قبلی شما را دیده ام از نظر وزن درست بودند فقط شما تقطیع و رکن بندیتان خلاف قاعده بود این شعر متاسفانه بر همان وزنی که فرموده اید نیز مغشوش است
مگر اینکه حقیر درک درستی از تقطیع وزن فرموده شما نداشته باشم که خواهید فرمود

حمید وثیق زاده انصاری
1395/4/30 در ساعت : 11:52:17
استاد گرامی خدمت شما سلام عرض می‌کنم و از بذل توجه صادقانه‌ی ‌شما به اشعار حقیرم به خود می‌بالم.
در فَعَلَتُ چهار هجای کوتاه ف و ع و ل مفتوح و ت مضموم وجود دارد (و لت به عنوان یک هجای بلند در نظر نیست و در روشی که معرفی شده است اصولاً اگر قرار باشد در پایان یک رکن، که مقرر شده حداکثر چهار هجایی باشد، هجای بلندی باشد مختوم به ن است (و همین باعث رنجش برخی از دوستان شاعر استاد شده است که ناظر رکنهایی مثل فاعُن و فعُن و فُن شده‌اند)). البته ظاهراً فعلتُ رکن غایبی در عروض سنتی است اما اعتقاد دارم غیبت آن نمی‌تواند دلیل بر غیر قابل استفاده بودن از آن باشد.
درود بر شما
علی اصغر اقتداری
1395/5/3 در ساعت : 10:4:27
سلام
ترجیح می دهم که ذیگر وقت خودم ومخاطبان عزیز سایت را نگیرم
فقط جناب ایزدی عزیز
اگر شاعر تا پایان مصراع همه ی هجاها را هم کوتاه آورد
ودر کل شعر هم رعایت این موضوع را کرد بازهم مختار است ؟ می دانم که جوابتان نه است
من از سردلسوزی همکان گونه که شما ، آمدم در جهت اصلاح این شعر کمکی کرده باشم البته فعلا فقط وزن آن هدفم بود وگرنه با شعر موفق فاصله ی زیادی دارد
با تمام نقد شما وجناب خصلتی موافقم ومعتقدم که ملایم ونرم برخورد کرده اید!

صادق ایزدی گنابادی
1395/5/4 در ساعت : 16:45:53
سلام بر جناب اقتداری
چرا می توان شعر را با ف ع ل ت فاعلاتن ف ع ل ت فاعلاتن خواند
ف و ع ول ت هجاهای کوتاه هستند
خود حضرت عالی استاد هستید ولی از جهت درس پس دادن می توانم در یک تماس تلفنی شعر را ان طور که مورد نظر شاعر هست برایتان بخوانم اگر مایل باشید شماره حقیر را شاعر بزرگ جناب خدابخش صفادل دارند شماره همراهتان را از طریق ایشان به من بدهید خود خدمت شما تماس می گیرم تا به یک زبان مشترک
دست پیدا بکنیم
ابراهیم حاج محمدی
1395/5/5 در ساعت : 23:48:40
دوست عزیز جناب وثیق زاده
در پاسخ سؤال دو سطری این بنده چهل سطر مرقوم فرموده اید و در این چهل سطر پاسخ سؤالم را نیافتم !!! عزیز جان برادر ابداع اوزان جدید امری نیست که دوستان منتقد با آن مخالفتی داسته باشند بلکه مورد استقبال قاطبه شعرا بالاخص دوستان منتقد است اما این کار با آنچه حضرتعالی مصرانه تعفیب می کنید از ثری تا ثریا تفاوت دارد . صریح خدمتتان عرض می کنم که من هم با نظر اساتید موافقم که کار شما خلق و ابداع وزن جدیدی نیست بلکه همانگونه که استاد خوش عمل عزیز اشاره کرده اند کاری است من در آوردی و ناموفق . توصیه ام به شما این است که این رویه را ترک کنید و در اوزان و بحور مشهور فعلا طبع آزمایی کنید تا راه بیفتید . در هم ریختن ارکان عروضی و تبدیل فعلاتن به فعناتن و فعل به فعن بی آنکه بتوانید نام بحر عروضی را تعیین کنید نه تنها هنر و نو آوری ای بحساب نمی آید بلکه نشانگر این است که کمترین آشنایی با علم عروض و قواعد آن ندارید
بازدید امروز : 2,602 | بازدید دیروز : 11,754 | بازدید کل : 122,234,128
logo-samandehi