ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام و عرض ادب استاد گرامی - نظر شما هم درسته اما با سروده ی استاد صالحی فرقی نداره غزلشون خیلی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام مجدد - اگر می خواستید نحو را رعایت کرده باشید، بهتر بود می فرمودید: - و عمری صرف‌ِ‌کسبِ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



دست تزویر

 
دلم از حنجره ی درد زمین می گوید
این چه زخمی ست که بر پیکر دین می روید
 
و مکرر به حریم نبوی چنگ زدند
جای شیطان به تن هر چه ملَک سنگ زدند
 
کربلا، شام، دمشق و نجف و سامرا
گوشه گوشه، جگرِسوخته ای از زهرا
 
آتش و روز جزا و کمر حامی شان
که همی خون چکد از دولت اسلامی شان
 
و گل از سوز جگر روی تن کبریت است
پای قاسم چو سلیمان وسط تکریت است
 
دست تزویر دگرباره چه رنگین شده است
برگ سبز عربی، پرچم مشکین شده است
 
رایتش باز عدو رنگ و لعابی داده ست
تاج اسلامی مکتب به سرش بنهاده ست
 
پسر ناخلفی باز به میدان آمد
خون آدم ز دل گور به طغیان آمد
 
باز قابیل برادرکشی اش باب شده ست
عربستان که بر این معرکه ارباب شده ست
 
تفلحوا را که بفرمود نبی، اینگونه ست؟
سیره ی پاک مقام نبوی اینگونه ست؟
 
نوگلِ نورسِ باغ یمنی محترم است
شهر مرحوم اویس قرنی محترم است
 
دُر نابی ست که پیغمبر من می گوید
بوی فردوس ز اطراف یمن می جوید
 
آه مظلوم نشاند به عزا مادرتان
می کند صاحب ما سینه جدا از سرتان...

فاطمه رحمانی
کلمات کلیدی این مطلب :  فاطمه رحمانی ، تزویر ، عربستان ، یمن ، مثنوی ،


   تاریخ ارسال  :   1396/3/31 در ساعت : 21:15:26   |  تعداد مشاهده این شعر :  785


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

صمد ذیفر
1396/4/2 در ساعت : 14:6:15
سلام
درودتان شاعره بانو رحمانی گرامی
اجرتان با زهرا(س)
بازدید امروز : 21,903 | بازدید دیروز : 50,960 | بازدید کل : 124,605,494
logo-samandehi