ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام و عرض ادب استاد گرامی - نظر شما هم درسته اما با سروده ی استاد صالحی فرقی نداره غزلشون خیلی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام مجدد - اگر می خواستید نحو را رعایت کرده باشید، بهتر بود می فرمودید: - و عمری صرف‌ِ‌کسبِ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



آه های بی صدابه خیزبرف
آه ام وبی صدا
درخیز برف هاونفس
ابرگونه ای به یادونگاه
کوچه های بن بست به دیوارهای وحشی
افقهای خنجری
لرز به اندام بیمارروزها
به قاب پنجره آه ام حنجر سوزها
دردم بخارآلوده بی کسی
خفته دربرف
تن رنجور من وحجم عتب
می نوازم سازصامتها به تب
آه عریانم به سازم کوک ناپیدای زشت
درغریوی ،که این منم ،پشت سکوت
می کشم چشمم به دریایی ماه
عمق نقاشی من، وجدا ن سرد وپنجره
آه می سوزد نفس
در پنجه سنگین درد
آه من درکلّه بندان شب بوران وبرف
می کشد دردش به این تصویر حرف
هان منم بالا نشین سرد وبیمارم ودر یادپدر
ناله می بافم به اندام کرخت ونازکمدرپلکانی پشت در
این منم تصویر درد عدل سرگردانتان
درتن دیوار ایامم به نقد خوابتان
این منم بالانشینان ،من؟اسیر حرفها
کلّه بند آه شبگیرم به برف گفتها
آب می گرددهمه بی نقش ها

درشب بالا نشینان گرد کوچه سردویرانم
شاید برفی ام یک آدم برفی
که افتد قاب عکس ،سردوبی روحم
به چتگاهی ،گروهی
 درشب شومینه ها، نازک خیالی ها
درگروه سرخوش بالانشینان ها
جام ها سرمی کشند

 گوشی این گوشها کر می کنند
من قرار گفته هایم برفی ام
من بگردابم گمانم سردی ام
چهره بیمار هربی دردی ام
درکف این کوچه ام من مرده ی ش
بگردی ام 
کلمات کلیدی این مطلب :  آه،صدا، خیابان،سرد،درد، ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1396/11/12 در ساعت : 7:48:11   |  تعداد مشاهده این شعر :  712


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 9,489 | بازدید دیروز : 51,609 | بازدید کل : 124,542,120
logo-samandehi