ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



آه های بی صدابه خیزبرف
آه ام وبی صدا
درخیز برف هاونفس
ابرگونه ای به یادونگاه
کوچه های بن بست به دیوارهای وحشی
افقهای خنجری
لرز به اندام بیمارروزها
به قاب پنجره آه ام حنجر سوزها
دردم بخارآلوده بی کسی
خفته دربرف
تن رنجور من وحجم عتب
می نوازم سازصامتها به تب
آه عریانم به سازم کوک ناپیدای زشت
درغریوی ،که این منم ،پشت سکوت
می کشم چشمم به دریایی ماه
عمق نقاشی من، وجدا ن سرد وپنجره
آه می سوزد نفس
در پنجه سنگین درد
آه من درکلّه بندان شب بوران وبرف
می کشد دردش به این تصویر حرف
هان منم بالا نشین سرد وبیمارم ودر یادپدر
ناله می بافم به اندام کرخت ونازکمدرپلکانی پشت در
این منم تصویر درد عدل سرگردانتان
درتن دیوار ایامم به نقد خوابتان
این منم بالانشینان ،من؟اسیر حرفها
کلّه بند آه شبگیرم به برف گفتها
آب می گرددهمه بی نقش ها

درشب بالا نشینان گرد کوچه سردویرانم
شاید برفی ام یک آدم برفی
که افتد قاب عکس ،سردوبی روحم
به چتگاهی ،گروهی
 درشب شومینه ها، نازک خیالی ها
درگروه سرخوش بالانشینان ها
جام ها سرمی کشند

 گوشی این گوشها کر می کنند
من قرار گفته هایم برفی ام
من بگردابم گمانم سردی ام
چهره بیمار هربی دردی ام
درکف این کوچه ام من مرده ی ش
بگردی ام 
کلمات کلیدی این مطلب :  آه،صدا، خیابان،سرد،درد، ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1396/11/12 در ساعت : 7:48:11   |  تعداد مشاهده این شعر :  825


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 13,955 | بازدید دیروز : 26,092 | بازدید کل : 135,200,159
logo-samandehi