ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



آه های بی صدابه خیزبرف
آه ام وبی صدا
درخیز برف هاونفس
ابرگونه ای به یادونگاه
کوچه های بن بست به دیوارهای وحشی
افقهای خنجری
لرز به اندام بیمارروزها
به قاب پنجره آه ام حنجر سوزها
دردم بخارآلوده بی کسی
خفته دربرف
تن رنجور من وحجم عتب
می نوازم سازصامتها به تب
آه عریانم به سازم کوک ناپیدای زشت
درغریوی ،که این منم ،پشت سکوت
می کشم چشمم به دریایی ماه
عمق نقاشی من، وجدا ن سرد وپنجره
آه می سوزد نفس
در پنجه سنگین درد
آه من درکلّه بندان شب بوران وبرف
می کشد دردش به این تصویر حرف
هان منم بالا نشین سرد وبیمارم ودر یادپدر
ناله می بافم به اندام کرخت ونازکمدرپلکانی پشت در
این منم تصویر درد عدل سرگردانتان
درتن دیوار ایامم به نقد خوابتان
این منم بالانشینان ،من؟اسیر حرفها
کلّه بند آه شبگیرم به برف گفتها
آب می گرددهمه بی نقش ها

درشب بالا نشینان گرد کوچه سردویرانم
شاید برفی ام یک آدم برفی
که افتد قاب عکس ،سردوبی روحم
به چتگاهی ،گروهی
 درشب شومینه ها، نازک خیالی ها
درگروه سرخوش بالانشینان ها
جام ها سرمی کشند

 گوشی این گوشها کر می کنند
من قرار گفته هایم برفی ام
من بگردابم گمانم سردی ام
چهره بیمار هربی دردی ام
درکف این کوچه ام من مرده ی ش
بگردی ام 
کلمات کلیدی این مطلب :  آه،صدا، خیابان،سرد،درد، ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1396/11/12 در ساعت : 7:48:11   |  تعداد مشاهده این شعر :  745


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 5,243 | بازدید دیروز : 29,468 | بازدید کل : 127,345,610
logo-samandehi