ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام خواهر عزیز - ابتدا امیدوارم تسلیت مرا در این غم پذیرا باشید خداوند به خانواده اش صبر عنایت ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - ۱_ در مصرع یازدهم (آن کس که بشکنددل یاران خویش)) ظاهرا سهو القلمی رخ داده است چون اشکال وزن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با درود . - درگذشت همکار عزیز و گرامی تان را تسلیت عرض می کنم . صبرتان در تحمٌل این مصیبت جمیل و   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معصومه حیدرپور
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی نظری سرمازه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای ربانی گرامی - قسمت اول سروده ی شما هیچ ارتباطی با بخش میانی و پایانی از نظر معنا و صوَر    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - - استاد اقتداری بزرگوار سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتید و عذر تقصیر در پاسخگویی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



سخن‌سالار



                                              به یاد شاعر فرزانه و فروتن مرحوم حاج محمّدطاهر طاهری 


شد خزان، دردا، بهار شعرخوانی‌های تو
گل دلش تنگ است، کو بلبل‌زبانی‌های تو؟

یاد باد آن روزگارانی که در شب‌های شعر
شور برپا می‌شد از شیرین‌بیانی‌های تو

تلخکامی‌ها به لب‌ترکردنت حل می‌شدند
بود چون مشکل‌گشا شکّردهانی‌های تو

با همان چای چکامه، پهلویش قند غزل
طعنه بر میخانه می‌زد میهمانی‌های تو

نونهالان و کهن‌سالان باغ شعر را
برگ و بر بسیار هست از باغبانی‌های تو

سردی پیری هم از جوش و خروشت کم نکرد
ای که گرم عاشقی سر شد جوانی‌های تو

خواست تا پیدا کند جای تو را در کوی عشق
- عقل خود گم گشت بین بی‌نشانی‌های تو

فضل و فهمت، مات و محوم کرده بود؛ از مو که هیچ
- می‌گذشت از پیچِ مو هم نکته‌دانی‌های تو

کوه بودی؛ در عیان هر سمت تو آبی روان
بود امّا در نهان آتش‌فشانی‌های تو

جان خود را می‌تکاندی از کدامین گرد و گل؟
آه، ای آیینه، از خانه‌تکانی‌های تو

تا توانی داشتی ای یل، اجل جرأت نداشت
عاقبت تاوان گرفت از ناتوانی‌های تو

مرگ حقّ است ای سخن‌سالار، امّا حیف اگر
- خاک گردد خاطرات پهلوانی‌های تو

رفته‌ای و، باز می‌آیی به خوابم هرشبه
ماهِ من! شرمنده‌ام از مهربانی‌های تو

با دل اینان چها کرده است شوق دیدنت
طاق گشته طاقت هم‌کاروانی‌های تو


موضوعات :  سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1396/12/1 در ساعت : 23:41:32   |  تعداد مشاهده این شعر :  940


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

نام ارسال کننده :  عبدالحسین واعظ زاده     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
بازد هم مثل همیشه عالی سرودی خلیل جان. موفق و پایدار باشی
حنظله ربانی
1396/12/2 در ساعت : 2:13:10
درود استاد ذکاوت عزیز
سید محمدرضا لاهیجی
1396/12/3 در ساعت : 14:43:39
درودتان استاد ، درود
ابراهیم حاج محمدی
1396/12/3 در ساعت : 22:26:17
درود حضرت دوست .
به غایت محکم و استوار و فاخر و دلچسب
جابر ترمک
1396/12/6 در ساعت : 20:15:26
درود استاد ذکاوت عزیز
مثل همیشه بی نظیر
بازدید امروز : 20,453 | بازدید دیروز : 29,739 | بازدید کل : 133,716,841
logo-samandehi