ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



# از زبان نیما و برای نیما

جنگل آرام است ، توکا ها به خواب/
زاغ ها بر چینه های سرد/
یک نفر در راه/ 
یک نفر در مه/
ایستاده بر فراز دره ی تاریک /
در نگاهش حجم خاکستر /
ابر نزدیک /

شب از آن شب هاست ، دلتنگ /
با هجوم برف هایش، استخوان سوز/
احتمالا شاخه ای خواهد شکست /
برف سنگین جاده را می آورد بند /
آه نیما ، همچنان در خواب سنگین اند :/
خانه هایی ( بی فروغ) /
خفتگانی چند /
# #
کوچه بی جان است /
کوچه، اما پر ملال /
می نشیند برف، روی برف /
نصف شب، حالت اگر بد شد/
در خودت بشکن، صبور /
کس نمی آید از این همسایه ها بیرون/
نیست در خانه (جلال) 1

شب از آن شب هاست، بی تاب/
نی بزن ، چیزی بگو:/
از زمستان های در پیش /
رنج های مردم محزون /
سطرهای ساده ی  کوتاه /
آه نیما /
سایه می آید جلوتر /
می نشیند ابر بر دیوار/
می گذارد پلک برهم (وازنا) /
می رود در برف /
روستا.../
روستای ساکت دی ماه...

1- جلال بیدار درمقاله معروف پیرمرد چشم ما بود ، شب مرگ نیما را
مرثیه ساخته است همانگونه که استادش ابوالفضل بیهقی در مرثیه ی
حسن ابن میکالی حسنک ،  وزیرسلطان محمود چنین کرد هم او که به دستور
مسعود وبه فتوای خلیفه ی بغداد به دار آویخته شد و هفت سال بماند.
     دی ماه 97 - سرپل ذهاب





 
کلمات کلیدی این مطلب :  دی ماه - جلال - مرثیه - بر دم دهکده... ،

موضوعات :  سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1397/10/27 در ساعت : 2:7:44   |  تعداد مشاهده این شعر :  567


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 1,564 | بازدید دیروز : 29,886 | بازدید کل : 128,729,829
logo-samandehi