ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



چه اشتباه قشنگی
دمید بر شب بی روح من چه ماه قشنگی! که بودریخته بر شانه اش سیاه قشنگی! مرا به بزم عطش باری نگاه خودش برد خدای من چه بگویم عجب نگاه قشنگی کشاند بعد به آغوش گرم خود، به گمانم به اشتباه، ولیکن چه اشتباه قشنگی! چنان شراب لب او دوید،درتن و جانم که ماند رو ی لبم زخمی از گناه قشنگی! به زیرچتر نگاهش مرا به مهر فراخواند برای خستگی ام شد عجب پناه قشنگی شنید قصه ی پر غصه ی مرا ودلش سوخت چنان که قامت او آه شد ،چه آه قشنگی! گذشت ازنظر باغ وهرچه غنچه شکفتند عروس باغ دلم شد ببین چه ماه قشنگی! به سررسید شب وآبشار صبح مرا برد به سمت دختررویا ، چه قبله گاه قشنگی! اقتداری
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1398/4/5 در ساعت : 22:19:4   |  تعداد مشاهده این شعر :  379


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

علی اصغر اقتداری
1398/4/5 در ساعت : 22:23:37
اشتباه قشنگی

دمید بر شب بی روح من چه ماه قشنگی!
که بودریخته بر شانه اش سیاه قشنگی!
مرا به بزم عطش باری نگاه خودش برد
خدای من چه بگویم عجب نگاه قشنگی
کشاند بعد به آغوش گرم خود، به گمانم
به اشتباه، ولیکن چه اشتباه قشنگی!
چنان شراب لب او دوید،درتن و جانم
که ماند رو ی لبم زخمی از گناه قشنگی!
به زیرچتر نگاهش مرا به مهر فراخواند
برای خستگی ام شد عجب پناه قشنگی
شنید قصه ی پر غصه ی مرا ودلش سوخت
چنان که قامت او آه شد ،چه آه قشنگی!
گذشت ازنظر باغ وهرچه غنچه شکفتند
عروس باغ دلم شد ببین چه ماه قشنگی!
به سررسید شب وآبشار صبح مرا برد
به سمت دختررویا ، چه قبله گاه قشنگی! اقتداری

کلمات کلیدی این مطلب :  ،

محمد حسین پژوهنده
1398/4/8 در ساعت : 2:30:37
جناب آقای اقتداری
شعرتان مرا گرفت و خوب هم گرفت. به حق که معجزه سخن بود. اما
بر اساس تعریف خود شما از شعر که عصاره درد و بیان رنج و غم و محنت و از این مقوله چیزهاست این شعر شعر نیست. زیرا تغزل با معشوق و وصف الحال عیش و طرب است
شاید هم من بد فهمیدم؟!







اگردرد رسیدن به نعشوق نباشد نه تلاشی هست ونه معشوقی مگر درد عشق درد کمی ست
بازدید امروز : 3,565 | بازدید دیروز : 35,110 | بازدید کل : 128,701,944
logo-samandehi